تحقیقات جامعه شناسان این نتیجه را به دست آورده است که موسیقی موجب بیماریهای بسیاری مانند : حمله های عصبی ضعف اعصاب بیماری های روانی و قلبی زخم معده و... میشود.
علمای علم فیزیولوژی دستگاه عصبی انسان را به دو قسمت تقسیم کرده اند : سلسه اعصاب ارتباطی و سلسه اعصاب نباتی سلسه اعصاب ارتباطی شامل ستون مرکزی عصبی از نخاع گرفته تا نیم کره های مغز و نیز اعصاب محیطی میباشد و سلسله اعصاب نباتی شامل سیستم سمپاتیک و پاراسمپاتیک میباشد.
سیستم اعصاب سمپاتیک فقط از ابتدای ستون فقرات آغاز گردیده و دنباله آن به سایر اعضا پخش میگردد اما سلسله اعصاب پاراسمپاتیک از مغز و دماغ شروع شده و بعد از ستون فقرات گذشته به موازی اعصاب سمپاتیک به تمام بدن تقسیم میگردد.
عمل سمپاتیک عبارت است از : تنگ کردن رگ ها اتساع عضلات صاف جلوگیری از ترشح فشار خون و کار پارسمپاتیک گشاد کردن رگ ها انقباض عضلات صاف ایجاد ترشح و تقلیل فشار خون میباشد.
پاراسمپاتیک پس از اینکه از دماغ و مخ جدا شد همین که با اعصاب سمپاتیک یعنی همان اعصابی که از ستون فقرات شروع میشود مصادف شد از همان جا این دو عصب به موازات یکدیگر در تمام اعضای بدن دوش به دوش و همراه یکدیگر حرکت میکنند و چون اعمال این دو عصب مخالف یکدیگر است تا هنگامی که تحریکاتی از خارج بر آنها وارد نیاید و هر دو به موازات یکدیگر کار کنند تعادل بدن را حفظ نموده و این تعادل در صحت و سلامتی روحی و جسمی انسان دخالت تام دارد ولی هرگاه یکی از این دو اعصاب تعادل و توازن خود را از دست بدهند آنگاه به نسبت عدم تعادل هر یک اختلال روانی و کالبدی ( روحی و جسمی ) برای شخص ایجاد مینماید.
کار مهم و حساس اعصاب سمپاتیک ایجاد امور فعال بدن است از قبیل بیداری جدیت و فعالیت در کارها ( که در اصطلاح طب قدیم صاحب آنرا حرارتی مزاج و خون گرم مینامند ) و کار مهم و حساس اعصاب پاراسمپاتیک درست مخالف سمپاتیک است یعنی عمل آن ایجاد سستی بی حالی خواب غفلت سهو نسیان اندوه حزن بیهوشی نزع و بالاخره مرگ است.
وقتی که از خارج تحریکاتی در روی اعصاب شروع میشود اعصاب سمپاتیک یا پاراسمپاتیک به میزان تحریکات خارجی تعادل خود را از دست داده پایین یا بالا میروند بدیهی است به هر اندازه که فاصله بین این دو سیستم اعصاب ایجاد شود به همان اندازه نگرانی های روانی اغتشاشات فکری و خلاصه عدم تعادل روحی آغاز میشود.
از جمله علل تحریکات خارجی که عدم تعادل بین اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک ایجاد میکند ارتعاشات موسیقی است موسیقی وقتی که با آهنگ های نشاط انگیز یا نواهای حزن آمیز و مخصوصا اگر با ارتعاشات عجیب و غریب موسیقی ( سمفونیک ) همراه گردد به طور مسلم تعادل لازمی را که بایستی بین دو دسته عصب (پاراسمپاتیک و سمپاتیک( وجود داشته باشد بر هم زده و در نتیجه اصول حساس زندگی را اعم از هضم جذب دفع ترشحات ضربان قلب و وضع فشار مایعات بدن از جمله خون و غیره را مختل ساخته و رفته رفته شخص را به گرفتاریها و امراض نزدیک میسازد که طب جدید با تمام پیشرفتهای حیرت انگیز خود در اغلب موارد از معاجله آن عاجز می ماند
خلاصه کلام ایجاد عدم تعادل و توازن بین اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک که بی نظمی در این دو اعصاب مشکلات زیر را به همراه دارد :
. اضطرابات گوناگون. عصبانیت. سستی. بی ارادگی. سرگیجه. مالیخولیا. نفخ معده. تحریکات قلبی . طپش قلب. بی نظمی.. انقباضات عروقی. اختلالات غدد مترشحه داخلی مخصوصا ( تیروئید و تخمدان ).اسپاسم لوله گوارش. آسم ( تنگی نفس )
. مرض مانی ( نوعی جنون است که درجات گوناگونی دارد ).امراض مختلف روانی اغتشاشات فکری عدم تعادل روحی انواع و اقسام دیوانگی ها وفور سکته های قلبی و مغزی که در تمام دنیا روز به روز به فزونی است و فکر پزشکان بزرگ را به خود جلب نموده است 95% آنها نتیجه آثار همین تمدن شوم جدید است که قسمت حساس آن تعمیم موسیقی به وسیله رادیوها و ازیاد مجالس ساز و آواز و کنسرت میباشد . در اثر ایجاد سر و صداهای کنسرت ها وموسیقی های گوناگون فیلم ها است که آمار دیوانگان و بیماران روانی در تمام کشورها رو به ازدیاد رفته و هر روز بر شمار تیمارستان های کشورهای بزرگ جهان مخصوصا اروپا و آمریکا افزوه میشود.
پروفسور دانشگاه کلمبیا دکتر (( ولف آدلر )) ثابت کرده که بهترین و دلکش ترین نواهای موسیقی شوم ترین آثار را روی سلسله اعصاب انسان میبخشد مخصوصا اگر هوا گرم باشد این تاثیر مخرب خیلی بیشتر میشود و در مناطق حاره چون عربستان و بعضی از نقاط ایران منتهای سو اثر را دارد.
دکتر آدلر رساله مفصلی در بیان زیان های موسیقی منتشر نموده و در آمریکا هزاران تن از مردم پیرو او شده و موسیقی را بر خود حرام نموده و لایحه مفصلی تهیه کرده به مجلس سنای آمریکا تقدیم داشتند که برای نجات جامعه و جلوگیری از ضعف اعصاب که یکی از بدبختی های دنیای متمدن امروزی است لازم است هرگونه کنسرت عمومی غدقن گردد.
واما تاثیر موسیقی بر افزایش احتمال سکته
قلب ماهیچه ای عضله ای که رشته حیات آدمی را به دست گرفته است.قلب یک انسان به طور معمول در هر 24 ساعت متجاوز از صد هزار مرتبه ضربان دارد و در هر دقیقه متوسط 70الی 75 بار می زند.و این تعداد ضربان بنابر موقعیت و نیاز بدن گاه تند می گردد گاه کند.که کار این تند نمودن و کند کردن ضربان قلب همانطور که در بحث پیش گفتیم بر عهده اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک می باشد.بنابراین مادامی که این دو عصب به وسیله های محرک های خارجی تحریک نشوند تعادل بین ضربان های قلب برقرار است. وهمان گونه که گفتیم اصوات موسیقی به خاطر زیر و بم هایی که دارند یکی از شدیدترین محرکهای اختلال در نظام اعصاب انسان می باشد . در نتیجه به خاطر تاثیر صدای موسیقی بر اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک در کار این دو عصب اختلال وارد می شود و بر اثر همین تاثیرات ضربان قلب از حالت عادی و طبیعی اش خارج می شود و چه بسا ادامه این حالت قلب به مرور زمان منجر به سکته یا بیماریهای خطرناک دیگر در افرادی می شود که با موسیقی سروکار دارند.برای نمونه "شوبرت و مندلسن"دو موسیقی دان معروف هستند که بخاطر سکته فوت نمودند.
یکی دیگر مضرات موسیقی سلب اراده و دیوانگی استهمانطور که می دانیم مغز انسان مرکز فرماندهی سلسله اعصاب انسانی است و تمام افعال و اعمال اعضای بدن انسان مطیع و فرمانبر دار دستورهای مغز می باشد و همانطور که اشاره کردیم یکی از ضررهای موسیقی صدمه به سیستم اعصاب بدن است و این صدمه به اعضاء ذره ذره به مغز منتهی میشود و اصوات موسیقی با مسلط شدن بر اعصاب آدمی حمله به مرکز بدن یعنی مغز را شروع می کنند و در نتیجه بعد از مدتی فرمانروائی بدن را به عهده می گیرد. و آن وقت است که خدا باید به فریاد انسان برسد چون موسیقی اراده انسانی را سلب می کند و نتیجه این سلب اختیار این می شود که انسان در موقع گوش دادن به نوای موسیقی و مطربی بی اختیار می رقصد یا و می خندد و می گرید و تمام این حرکات غیر طبیعی است. و بدون آنکه از مرجع آن یعنی مغز صادر شده باشد انجام می گیرد.رفته رفته این آشفتگیهای روحی و اختلالات در سیستم عصبی پس از مدتی باعث می شود که نیروی خرد و اندیشه انسان به کلی فلج و آثار جنون و دیوانگی یا اغتشاشات روحی مبتلا می شوند. برای نمونه موسیقی دانانی مثل (بتهون_شوبرت_شومان_نیچه_)از جمله افرادی هستند که جنون و دیوانگی گریبانگیر آنها گشت و موسیقی دانانی همچون (شوبرت - مندلس-باخ-......)افرادی هستند که بر اثر اغتشاشات روانی تا سر حد جنون پیش رفتند.در رابطه همین موضوع گویند روزی (فارابی) عودی با خود داشت و به لباس ترک ها به مجلس ( سیف الدوله ) رفت . وی عود خود را آماده ساخت و تارهایش را تنظیم نمود و آهنگی نواخت و همه را به خنده وادار نمود سپس به شکل دیگری تارها را تنظیم کرد و باز هم آهنگی دیگر نواخت و همه اهل مجلس را گریانید و باز هم تارها را تنظیم نمود و آهنگ سوم را نواخت و همه را به خواب برد و خود مجلس را ترک کرد.
یکی دیگر از امراض موسیقی اسیب رساندن به دستگاه شنوای است.
بر طبق تحقیقات دانشمندان اصوات موسیقی چون مصنوعی و غیر طبیعی هستند فشاری چندین برابر صداهای دیگر بر سلولهای شنوایی وارد می سازند.
که هر چقدر این موسیقی ها نامطبوع تر باشد ارتعاشات سلولهای شنوایی بیشتر و شدیدتر می گردد . و این لرزشها و ارتعاشات غیر طبیعی که حاصل نوای موسیقی است.هر بار باعث از بین رفتن تعدادی از سلولهای شنوایی می شود ودر مدتی نه چندان زیاد برای کسانی که به موسیقی و آوازه خوانی اشتغال دارند تولید ضعف سامعه و در سطح بالای آن ایجاد می کند. روی همین اصل چند تن از موسیقی دانان مشهور از جمله روبرت شومان آلمانی که از 18 سالگی به تحصیل موسیقی پرداخته بود در اثر پیمودن راه افراط و تفریط در تعلیم و تعلم موسیقی در سن 42 سالگی به کلی از نعمت سامعه و شنوایی محروم گشت . وسرانجام در سال 1856 در سن 46 سالگی دار فانی را وداع گفت.
مو سیقی عامل اصلی فشار خون
پزشکی در اروپا ضمن تجسس از علل فشار خون که در دنیای جدید بسیار فراوان شده است بازوبند فشار خون را به بازو بسته و دکمه رادیو را باز و با گوش دادن برنامه های مختلف موسیقی به نتایج زیر رسید:
1.هر قدر موسیقی نامطبوع و زننده باشد درجه فشار خون زیاد می شود و این افزایش به قدری بود که پزشک مزبور را متوحش ساخت.
2.برخی از موسیقی ها که به ظاهر اثر آرام کننده داشت تا مدتی که ادامه دارد فشار خون را از حد معمول پائین تر می آورد.
بالاخره موسیقی چنان تاثیری در فشار خون پزشک داشت که حقیقتا سلامتی او را تهدید می کرد در آزمایشی دیگر دکتر پاول مقداری از گلبولهای سفید و قرمز خون را در یک لوله بلوری جای داد و در لوله را محکم بست و سپس آن را در میان حوضچه ای پر از آب قرار داد و به وسیله برق امواجی در آب ایجاد کرد که آهنگ های ترس آوری از آن برمی خواست . در طول 10دقیقه که این امواجها با آوای مخوفش ادامه داشت یک نیمه از گلبولها جان سپردند و نیمه دیگر در آستان مرگ افتاده بودند.
همچنین دکتر هیموتو یک محقق ژاپنی است که در تحقیقی وسیع که در طی یازده سال پیرامون آب داشته است به این نتیجه رسیده است که: همانطوری که آب نسبت به ظرفی که درون آن ریخته میشود تاثیر میپذیرد و به شکل آن در می آید از اتفاقات و صداهای اطراف خود نیز تاثیر پذیر است و ساختار مولکولی آن نسبت به پیرامون خود واکنش نشان میدهد. ایشان حدود ده هزار بار از آبهای گوناگون در حالات متفاوت نمونه برداری کرده است و نتیجه تحقیقاتش را در چهار جلد کتاب به چاپ رسانده است. ایشان در جایی از تحقیق خود میگوید: زمانی که صوت قران را به همان شکل معمول آن برای مقداری آب پخش کردیم و بعد از آن عکس برداری شد مولکولهای آب به شکل بسیار زیبایی درآمده و شکلی مانند گل و کریستال الماس به خود گرفته بودند اما زمانی که برای همان مقدار آب موسیقی تند پخش شد مولکولهای آب به شکل بسیار زشت و نامنظمی تغیر شکل دادند. و همانطور که می دانیم حدود 70 درصد بدن آدمی آز آب تشکیل شده است از این رو بدن ما هم از پیرامون خود و اتفاقات و صداهای آن تاثیر مثبت یا منفی می پذیرد.
در کل اثرات موسیقی بر انسان چنین است
1.مرض مانی ( نوعی جنون است که درجات گوناگونی دارد ).
2. مرض سیکلموتی ( نوعی بیماری روانی است که شخص بیمار گاهی میخندد و بعضی از اوقات از گرفته و غمگین است ) .
3. کوتاهی عمر
4مرض پارانویا ( نوعی مرض روحی است که شخص ادعاهای بی مورد کرده و خود را شریف تر و بالاتر از همه می داند )
5. ضعف اعصاب
6. اختلالات دماغی ( اغتشاشات مغزی هیجانات روحی و جنون )
7. تاثیرات قلبی
8. واسطه انتحار و خودکشی
9. بیماری فشار خون
10. عامل فحشا
11. تضعیف و تضییع حس شنوایی ( سامعه )
12. تضعیف و تضییع حس بینایی ( باصره )
13. هیجان
14. سلب راده و شکست شخصیت
15. سلب غیرت
16. عامل جنایت
17. جلب توجه غیر طبیعی
18. از دست دادن نیروی فکری
19. تضییع نیروی قضاوت
20. افسردگی و خمودگی
21. تهییج عشق ( یک نوع بیماری روانی است که مورد بحث و توجه روانکاوان است . گاهی شدت این بیماری به جایی میرسد که طرف خودش برای هلاکت خودش قیام کرده خویش را به آب و آتش می اندازد مسموم میکند خود را زیر اتومبیل معشوقه اش رها میکند و ..... و این بیماری گاهی شخص را به تیمارستان میکشاند)
موسیقی باعث کوتاهی عمر می شود
از بسیاری از آیات قرآن کریم ( سوره انعام آیه 6 - اعراف آیه 96 - هود آیه 52 - عنکبوت آیه 40 - طلاق 2 و 3 و 4 - نوح 10 و 12 -) و روایات ائمه (ع) استفاده میشود که اعمال خیر بر وسعت رزق و طول عمر می افزاید ولی گناه لهو و لعب برکت را از بین خواهد برد و از عمر انسان میکاهد و چون موسیقی گناه محسوب میشود معمولا مروجین موسیقی با وضع نامناسب و عمر کوتاه از دنیا رفته اند.
همچنین توجه دقیق به بیوگرافی موسیقی دانان مشهور نشان میدهد که در دوران عمر به تدریج دچار ناراحتی های روحی گردیده اند تا آنجا که رفته رفته اعصاب خود را از دست داده و عده ای مبتلا به بیماریهای روانی شده و گروهی مشاعر خود را از کف داده و به دیار جنون رهسپار شده اند . دسته ای فلج و ناتوان گردیده بعضی هنگام نواختن موسیقی درجه ی فشار خون شان بالا رفته و دچار سکته ی ناگهانی شده اند.
کوتاه سخن اینکه آثار زیان بخش غنا و موسیقی بر اعصاب تا سر حد تولید جنون و بر قلب و فشار خون و تحریکات نامطلوب دیگر به حدی است که نیاز به بحث زیادی ندارد.
از آمارهایی که از مرگ و میرها در عصر ما تهیه شده چنین استفاده میشود که مرگ های ناگهانی نسبت به گذشته افزایش زیادی یافته است . عوامل این افزایش را امور مختلفی ذکر کرده اند از جمله افزایش غنا و موسیقی در سطح جهان.
به اسم های برخی از مشاهیر موسیقی همراه با مدت عمرشان توجه فرمایید:
مالیبران استاد معروف موسیقی در حال خواندن آواز در سن 27 سالگی سکته کرد.
پرگولوزی - نوازنده ایتالیایی در سن 26 سالگی
بلینی -نوازنده ایتالیایی در سن 34 سالگی
موریس ژبر - نوازنده فرانسوی در سن 40 سالگی
شوسون - نوازنده فرانسوی در سن 30 سالگی
نیکلا دوگرینی - نوازنده فرانسوی در سن 27 سالگی
ژاربیژه - نوازنده فرانسوی در سن 37 سالگی
مندلس - نوازنده آلمانی در سن 38 سالگی
هوگو ولف - نوازنده آلمانی در سن 43 سالگی
ماکس رگر - نوازنده آلمانی در سن 43 سالگی
موزارت - نوازنده اتریشی در سن 35 سالگی
شوبرت - نوازنده اتریشی در سن 31 سالگی
لانر - نوازنده اتریشی در سن 42 سالگی
احادیث مربوط با موسیقی
در قران:
و من الناس من یشتری لهوالحدیث لیضل عن سبیل الله بغیر علم و یتخذها هزوا اولئک لهم عذاب مهین ( لقمان آیه ی 6(
و برخى از مردم، خریدار سخنان بیهوده و سرگرم کنندهاند، تا بىهیچ علمى، (دیگران را) از راه خدا گمراه کنند و آن را به مسخره گیرند؛ آنان برایشان عذابى خوار کننده است.
ذکر 2 نکته درباره ی این آیه ضروری است :
.1لهو به معنی چیزی است که انسان را از مهمش (خدا) باز دارد و لهوالحدیث(سخن بیهوده) به معنی سخن یا شعری است که انسان را از خدا بازدارد. و یکی از مصادیق سخن بیهوده غناء است . البته خیلی ها می گویند منظور از لهوالحدیث ، مستقیما غناء است .
. 2غنا انسان را از خدا دور می کند و هیچ علمی در آن نیست بلکه فقط مروج جهل و هوس محوری می باشد
رسول خدا (ص):گروهی از امت من در آخرالزمان به صورت خوک و میمون مسخ می شوند .عرض شد:یا رسول الله آیا اینها شهادت به یگانگی خدا و رسالت شما میدهند و روزه می گیرند و نماز می گذارند ؟ فرمود بلی عرض شد پس چرا باید مسخ شوند؟ فرمود برای اینکه ایشان آلت موسیقی می نوازند و شراب می نوشند .پس در حالی که به صورت خوک و میمون مسخ شده اند.
امام سجاد (ع) : مجلس موسیقی و نوازندگی و آوازه خوانی مجلسی است که خداوند به سوی اهل آن مجلس نظر نمی کند و اهل آن مجلس از عذاب الهی در امان نیستند.
مام صادق (ع) : خبیث ترین و بدترین چیز نزد خدا عزوجل موسیقی است ، که عامل فقر و نفاق است.
یکی دیگر از اثرات شوم موسیقی بر روان انسانها پدید آوردن بیماری قساوت قلب در انسان می باشد. و موید این کلام حدیثی از رسول خدا (ص)است که میفرمایند : گوش دادن به صداهای طرب انگیز و موسیقی و آواز خوانی دل انسان را می میراند
1.پایگاه اینترنتی احادیث..........................www.ahadith.ir
2.سایت اینترنتی مدرسه ها............... www.madreseha.com
خلاصه : انسان، موجودی است کمالطلب و دوست دارد آن چه را موجب رسیدن او به کمال میشود ، به دست آورد. در این میان، جوانان نه تنها از این قاعده مستثنا نیستند ، بلکه ویژگیهای جوانی نیز اقتضا میکند که بر این کمالطلبی، پافشاری بیشتری داشته باشد؛ زیرا جوان همواره به دنبال ایدهآلها، کمال مطلوبها، جاودانگی، معنویت، زیبایی و ارزشهاست و در عین حال، روحیهای تنوعطلب دارد و از حالت ثابت و ایستا، گریزان است. اگر این ویژگیهای جوانی، با بینش صحیح از ارزشها همراه شود ، دوره جوانی ، یک دوره بسیار بارور و پربرکت خواهد بود و اگر این بینش صحیح همراه با باورهای دینی نباشد، دوره جوانی یکی از بحرانیترین دورههای زندگی او خواهد بود و چه بسا تا مرز سقوط ، انحطاط و هلاکت کشیده شود
متن کل خبر : خوشبختانه اسلام که کاملترین و جامعترین ادیان الهی است و همه نیازهای مربوط به کمال و شکوفایی انسان را در بر دارد، دینی است مترقی و احکام آن هماهنگ تغییراتی است که در زندگی بشر به وجود میآید و به عبارت دیگر، اسلام زمان و مکان و تاثیر آنها در زندگی بشر را در نظر دارد. از اینرو، هیچ گاه یک مسلمان واقعی، انسانی تک بعدی و عقب افتاده از تحولات و پیشرفتهای زمان خودش نیست. اسلام، همواره به هنر و آراستگی ارج مینهد و در عین حال، بر حفظ ارزشهای اخلاقی و مسائل معنوی - که در رسیدن به کمال نقش اساسی دارند - تأکید میکند. بنابراین، اگر ما به اسلام واقعی معرفت پیدا کنیم، هیچ گاه تک بعدی نخواهیم بود؛ اما عدم آگاهی ما به دستورات اسلامی، موجب میشود که ما تلقی صحیحی از اسلام نداشته باشیم و گاهی اوقات، دچار تعارضاتی نیز بشویم.
کلید حل این تعارضات، شناخت بیشتر اسلام و التزام عملی به دستورات اسلام میباشد ، اسلام همانطور که انسانها را دعوت به خودسازی و طهارت میکند ، به آراستگی ظاهر نیز توجه دارد؛ تا جایی که نظافت را نشانه ایمان میداند.
طبیعی است که آراستگی ظاهری در هر زمانی، متناسب با شرایط آن زمان و فرهنگ حاکم بر آن جامعه است. به همین دلیل اسلام، انسانها را در نوع لباس پوشیدن یا رنگ لباس یا نوع آرایش، محدود نکرده است که مثلا فقط مثل عربها لباس بپوشید؛ بلکه آن چه مورد نظر است، اصل پوشش است و اگر عفاف انسانها حفظ شود، مفسدهای به دنبال ندارد. بنابراین، نوع لباس یک جوان آسیایی و شرقی، با نوع لباس یک جوان غربی، متفاوت است؛ اما در عین حال، هر دو میتواند آراستگی مورد نظر اسلام را داشته باشند؛ به شرط این که با ارزشهای الهی و سایر احکام و دستورات دین، منافات نداشته باشد. (مثلا مسلمانان مالزی و ایرانی در مراسم حج لباس های متفاوتی دارند که حدود در آن رعایت شده.)
به نظر میآید که در برداشت از آراستگی ظاهری و مدگرایی، اشتباه شده است. مدگرایی امری است غیر از آراستگی و زیبایی ظاهری؛البته ممکن است گاهی اوقات عملی یا هنری و یا طرز لباس پوشیدنی مد شود و منافاتی با ارزشهای دینی نداشته باشد اما همیشه این گونه نیست؛ زیرا مبنای کسانی که در پشت صحنه، مروج مدگرایی هستند، چیزی جز دنیاطلبی و کسب منافع نیست و برای آنها مهم نیست که آیا این چیزی که آنها به تبلیغ آن میپردازند، با ارزشها و کمالات انسانی تعارضی دارد یا نه. بنابراین، یک انسان مؤمن که میخواهد ، پایبند به ارزشهای الهی باشد، نباید تابع فرهنگ مدگرایی باشد؛ زیرا مروجین چنین فرهنگی، بیشتر اوقات پایبند به ارزشها نیستند. علاوه بر این که مدگرایی، موجب چند بعدی شدن انسان نیز نمیشود؛ بلکه انسان، خود را آلت دست افرادی سودجو قرار داده است. چند بعدی شدن انسان، به این معناست که انسان از جنبههای مختلف علمی، اخلاقی، اجتماعی و سیاسی، رشد کند و از زمان خودش، عقب نماند؛ مثلا اگر روزی کامپیوتر و نهضت نرمافزاری حاکم بر همه فعالیتهای انسان میشود، او نیز در حد توان خود و متناسب با رشته تحصیلی و نوع شغلی که دارد، با این تکنولوژی آشنا و از آن استفاده میکند و در سایر پیشرفتهای علمی یا هنری نیز این گونه است.
یک انسان مؤمن که میخواهد ، پایبند به ارزشهای الهی باشد، نباید تابع فرهنگ مدگرایی باشد؛ زیرا مروجین چنین فرهنگی، بیشتر اوقات پایبند به ارزشها نیستند.
چند بعدی شدن انسان، این نیست که اگر یک ستاره سینما فلان رفتار را انجام داد، فردای آن روز همه افراد مثل او رفتار کنند. این تقلید کورکورانه است و نه تنها انسان را چند بعدی نمیکند، بلکه به انحطاط نیز میکشاند زیرا بسیاری از این به ظاهر ستارههای سینمایی یا ورزشی، یا تابع ارزشهای الهی نیستند و یا حتی بر خلاف آنها حرکت میکنند بنابراین، چگونه میشود انسان هم پایبند به ارزشها باشد و هم دنبالهرو الگوهایی باشد که در جهت خلاف ارزشها حرکت میکنند. بنابراین، چند بعدی شدن، مستلزم این است که ما الگوهایی را انتخاب کنیم که از هر جهت، شایستگی الگو بودن را داشته باشند و آنها جز ائمهعلیهمالسلام نیستند؛ زیرا آنها با اسلام ناب آشنا هستند و به تاثیر زمان و مکان و شرایط اجتماعی نیز آگاه بودند. از این رو، همراه با زمان حرکت میکردند و هیچ گاه از زمان خود عقب نبودند و به همین جهت، نوع لباسی که امام علیعلیهالسلام میپوشید، با نوع لباسی که امام صادق علیهالسلام میپوشید، فرق داشت؛ یعنی آنها متناسب با زمان خود و با توجه به شرایط جامعه، لباس میپوشیدند و هر دو مطابق با احکام الهی رفتار میکردند. بنابراین، شما باید در همه ابعاد زندگی، پیشرفت داشته باشید و در وضعیت ظاهری هم همان طور که اسلام گفته، همواره آراسته باشید و از مد هم تا آن جا که با اسلام منافاتی ندارد، استفاده کنید؛ اما پیرو کورکورانه مد نباشید. علاوه بر این، راهکارهای عملی زیر را در رسیدن به مقصود دنبال کنید:
1. با مطالعه بیشتر در زمینه مسائل اعتقادی، اخلاقی و احکام دینی، با معیارهای مورد نظر اسلام و ارزشهای آن آشنا شوید و آگاهی بیشتری کسب کنید.
2. از تقلید کورکورانه در رفتارهای اجتماعی و فردی، پرهیز کنید.
3. با افراد باشخصیت که از نظر علمی و معنوی، وضعیت مناسبی دارند ، معاشرت داشته باشید.
4. از معاشرت با افرادی که شئونات اسلامی را رعایت نمیکنند و در رفتارهای خود تابع معیارهای صحیحی نیستند، پرهیز کنید.
5. از کسب آگاهیهای لازم در زمینه مسائل روز، پیشرفتهای علمی، به ویژه آن چه مربوط به رشته تحصیلی شما میشود ، غفلت نکنید.
6. در آراستگی ظاهر و نوع لباس پوشیدن و آرایش ظاهری، هم نوع جنسیت خود را رعایت کنید و هم از افراط و تفریط های وسواسگونه و وقتگیر، پرهیز کنید.
7. در همه شئونات زندگی، حد اعتدال را رعایت کنید؛ زیرا تعادی در رفتار هم از انحرافات و هم از یک بعدی شدن و هم از حرف بیهوده جلوگیری میکند.
8. در انجام فرایض دینی، مانند نماز اول وقت و پرهیز از گناه، جدی باشید.
9. علاوه بر معاشرت با افراد مناسب، الگوهای مناسبی در میان جوانان موفق پیدا کنید و با آنها رابطه درستی برقرار کنید
تیتر : موسیقی رپ یا کرم گوش؟
خلاصه : آوای خطر ساز موسیقی رپ ! این موسیقی تا روی نیمکت مدرسه هم آمده است !
هشدار ؛ خطرات موسیقی رپ برای نوجوانان و جوانان از همه جا بیخبر را جدی بگیریم !خارش مغزی چیست؟
متن کل خبر : موسیقی هایی که دختران و پسران کودک ، نوجوان و جوان را به سوی دوستی های نامشروع و قبل از ازدواج یا پس از آن می خواند و به این کار ناشایست مخصوصا " برای نوجوانان ترغیب و تشویق میکند ، موسیقی هایی که به عزیز ترین کلمات جهان یعنی ، مادر ، الفاظ بسیار زشت و وقاحت باری را نسبت می دهد ، و موسیقی هایی که کم کم و در این اواخر با الفاظ زشتی همراه می گردد که اگر از ترویج آن جلوگیری نشود ، مایه درد سرهای زیادی برای خانواده ها و مربیان می گردد . چه استفاده های پرباری را می توان از این شعر و موزیک ها داشت ، اما گویی موسیقی فقط وسیله ای شده برای دعوت به چشم چرانی ، زنای چشم ، دوستی پنهانی ، رابطه نامشروع و درنهایت غم و افسردگی و حالات بسیار بدتر ... دانش آموزان و دانشجویان و سایر اقشار جوان را می بینیم که این روزهای صدای موسیقی " دیش دیش " بیمعنی به نام موسیقی رپ ، موسیقی متال و نیو متال و غیره از گوشی های موبایلشان یا از باندهای داخل ماشین آنها پخش می شود و به قول جدیدی ها دارند لذت می برند و حال می کنند ولی هیچیک از آن آدمهای غیرتی توجهی نمی کنند که متاسفانه تمام زنان مورد حمله اینهاست و حتی به الفاظی مانند خواهر یا مادر آنها هم حمله می کند ، گویی معنی شعرهای این آهنگهای بی اساس را گوش نداده و نمی فهمند ! سال قبل یکی از موسسات تحقیقاتی غربی ، یافته جالبی را در مورد " خارش مغزی" منتشر کرد و با بررسی دقیق به یکی از عوارض منفی این نوع موزیک ها اشاره ای داشت که برای آن اصطلاح " خارش مغزی " را بکار برد و در آن به خطرات و مضرات روانی این نوع ، اشاره ای داشت .
اما در خیابانها و کوچه ها و خانه ها چه می گذرد ؟ درس خواندن همراه موزیک ! پایان دادن به غم و دلتنگی با گوش دادن موزیک ! شاد شدن با موسیقی ! آنهم از نوع رپ که دارای کلمات های بسیار کم اهمیت ( و نام شعر را نباید روی آن گذاشت) ، با ملودی یکنواخت و فقط دارای یک ریتم زمینه معمولا" دو چهار یا شش هشت ، اینها در حالی است که حتی تحقیقات علمی هیچ مستندی در رابطه با گوش دادن به موزیکهای رپ و اتمام دلتنگی یا هیجانی شدن منتشر نکرده که هیچ ؛ بلکه هر روز برای مضرات آن ، هشدار هم می دهند ، انگار دانش آموزان هم در کلاس درس به فکر " نشخار فکری" یا به اصطلاح در رنج " خارش مغزی " خود هستند و حتی مشاهده شده که با کوبیدن زبان خود بر گوشه دندانها ، ریتم گیری با دست روی میز تحریر، کوبیدن پا روی زمین ، کج و راست گردن گردن خود ، بالا و پایین بردن همزمان و ریتمیک گردن ، نفس زدن های ریتمیک ، و غیره به فکر خلاصی از خارش های مغزی خود هستند اما نمی توانند و از این نوع استرس های عجیب و نوپدید در رنجمند و کسی حالشان را درک نمی کند و فکری برایشان نمی کند و گویی خانواده ها هم به این کارهای فرزندان خود اعتراضی ندارند و بلکه آنها را برای کلاس گذاشتن و رفع عقده های والدین ، تشویق هم می کنند ! به گفته کارشناسان تنها راه خاراندن این خارش ذهنی این است که نغمه مزاحم را بی وقفه در مغز خود تکرار کنیم. اصرار برای شنیدن این نوع آهنگها مشکلات دیگری هم دارد ؛ زدودن چنین آهنگهایی از مغز هیچ تضمینی ندارد، هرچند برخی از مردم ادعا می کنند اگر آهنگ را تا به آخر گوش کنید گاه مؤثر است و آهنگ را از ذهن خارج می کند. برخی آهنگسازان به اصطلاح به تکنیکهایی روی می آورند تا اثرشان تکرار گردد ؛ آنها کرم گوش را برای مقاصد نغمه ای می دانند که مردم بتوانند سریع حفظ کنند و همانطور که در خیابان قدم می زنند تکرار کنند، البته به قیمت خرد شدن اعصاب بقیه مردم. به گفته وی، یکی از عناصر اصلی کرم گوش، عنصر تکرار است و حفظ نغمه ای با محتویات متغیر و گوناگون آسان نیست. بنا براین این آهنگهای رپ الزاما" باید متشکل از ملودی های ساده و تکرار شونده باشد و فقط کلمات را که معمولا" دارار ی محتوا نیستند ، تکرار نماید.
سال ها ، ما از وقیح بودن و شرم آور بودن آهنگ ها و پیام های آن ها در آن سوی مرز ها نگران بودیم و می ترسیدیم تولیدات آن ها به دست فرزندانمان برسد ولی امروز آنقدر تعداد رپ خوان های زیر زمینی در کشورمان زیاد شده و به برکت تکنولوژی و دانلود های اینترنتی و بولوتوس های موبایل و .... چشم و گوش نوجوانان وجوانانمان به سختی در امان می ماند. بسیاری از ویدئو کلیپ های موسیقی رپ گویی یک راست ، از دوزخ می آیند و پیام تحریک کننده وکلمات وقیح و کثیف آن، به همه چیز شباهت دارد ،غیر از هنر در لوای آزادی گفتار و در زیر ماسک آزادی قلم ،میلیون ها بجیب میزنند و جوانان ساده لوح و ساده دل و تاثیر پذیر را بخاک سیاه می نشانند و این جوان را معتاد ،قاتل و.... تحویل جامعه می دهند.پیام خیلی از آهنگ سازان و تنظیم کنندگان رپ مخوف و غیر انسانی است.در این زباله دانی(رپ)همه نوع متاعی یافت می شود.از تحریک به کشتن پلیس و اقلیت ها گرفته تا وقیح ترین توصیف و شرم آور ترین فعالیت های غیر عادی جنسی و توهین به زنان را می توان در این ویدیو های متعفن و ابلیسی یافت و خون گریست.» (1) بدون شک در تاریخ موسیقی و هنر ، سابقه ندارد که گروهی بی حیا و اغلب بیسواد ، این طور دنیای موسیقی را آلوده و ملوث و زخمی کرده ،رکیک ترین اشعار را بخورد توده ها داده و میلیون ها به جیب بزنند این مطلب را در مورد خارش مغزی یا کرم گوش بخوانید تا به حماقت برخی افراد در اعتیاد به این نوع موسیقی پی ببرید :
تحقیقات تازه در آمریکا نشان داده که دلیل در خاطر ماندن برخی آهنگها و ترانه ها این است که باعث “خارش” مغز می شوند که تنها با تکرار همان نغمه برطرف می شود.
به گزارش نقل شده از بی بی سی ، در آلمان، این نوع آهنگها که به “کرم گوش” معروفند معمولاً دارای مضمونی شاد و ترجیع بندی تکرار شونده اند و حالتی میان گیرا و عصبی دارند. به گفته پروفسور جیمز کلاریس از کالج مدیریت تجاری دانشگاه سینسیناتی آمریکا، آهنگهایی مانند “وای ام سی ای” اثر گروه “مردم روستا” (Village People)، “ماکارینا” اثر “لوس دل ریو” و “چه کسی سگها را ول کرد” (Who Let The Dogs Out) اثر “باها من” را از جمله این دسته آهنگها می داند. پروفسور کلاریسمی گوید : “خارش ذهنی استعاره ای است برای توضیح چگونگی در خاطر ماندن آهنگها، برخی آهنگها دارای خواصی مشابه هیستامینها (موادی که در واکنش به آلرژی در بدن تولید می شوند) هستند و باعث خارش مغزی می شوند.”
به گفته وی تنها راه خاراندن این خارش ذهنی این است که نغمه مزاحم را بی وقفه در مغز خود تکرار کنیم.
پروفسور کلاریس نتایج اولیه تحقیقات خود درباره “کرم گوش” را در همایشی در زمینه روانشناسی مصرف کنندگان عرضه کرد و گفت تقریباً همه انسانها گاه و بیگاه دچار خارش ذهنی می شوند.
او گفت: “در طول مطالعات دریافتم که 97 تا 99 درصد جمعیت در مقطعی زمانی در برابر کرم گوش آسیب پذیرند، اما مسلماً برخی از مردم آسیب پذیرتر از سایرینند؛ زنان معمولاً بیشتر در معرض آنند و موسیقیدانها بیش از سایر افراد دچار آن می شوند.”
این تحقیقات بخصوص برای صنعت موسیقی پاپ که در پی رونق بازار است و همچنین برای تولیدکنندگان آگهیهای تجاری جالب است که معمولاً برای فرو کردن نامهای تجاری در مغز مصرف کننده از قطعات گیرا و کوتاه استفاده می کنند.کریس اسمیت که حرفه اش تصنیف چنین قطعاتی است می گوید هم در تولید آگهی و هم آهنگهای پاپ باید قطعه ای ساخت که وقتی شنیده شد براحتی و بسرعت فراموش نشود.
به گفته آقای اسمیت، حتی بزرگترین موسیقیدانها هم از کرم گوش رنج برده اند؛ برای مثال، فرزندان موزارت عادت داشتند زیر اتاق او شروع به نواختن آهنگی روی پیانو کنند اما پیش از پایان آهنگ دست از نواختن بکشند که این کار موزارت را “دیوانه” می کرد، تا آنجا که به طبقه پایین می دوید و قطعه را تمام می کرد چون نمی توانست به قطعه ای ناتمام گوش کند. پروفسور کلاریس می گوید تحقیقات او نشان داده است که هیچ معیاری برای ایجاد کرم گوش وجود ندارد و واکنش آدمها به نغمه های مختلف متفاوت است.
مطلبی در زیر با عنوان موسیقی رپ ، آوایی ناآشنا هم آورده می شود:
آنچه مسلم است ، در این سبک از موسیقی کسانی هم تولیداتی دارند که بیشتر مربوط به مشکلات اجتماعی و اختلاف طبقاتی و از این دست موضوعات است مثل تیتراژ بعضی از سریال ها .
اما دلیل اینکه این موسیقی در بین اهالی هنر قابل قبول نیست ، شاید تفاوت زیادی است که از جهت وزین بودن گفتار درونی آن با زبان و شعر فارسی دارد و دیگر اینکه نوع موسیقی آن هم با موسیقی ایرانی بسیار متفاوت است. گفتار خشن و صدای بلند و کلماتی که اصولا به سختی می توان آنها را فهمید از زیبایی این سبک می کاهد ولی آنچه بسیار نگران کننده و هشدار دهنده است مضامین ضد اخلاقی است که در این موسیقی اغلب منتشر می شود. شاید شما هم تابحال سوار تاکسی هایی شده باشید که راننده بدون توجه به عمومی بودن وسیله آهنگی گذاشته باشد که به دلیل وقیح بودن گفتار و مضامین آن ، ترجیح داده باشید مابقی راه را پیاده بروید.
خیلی ها فقط رپ را به عنوان یک موسیقی می شناسند اما حقیقت این است که این روز ها شاهد مدل موی رپ ، مدل مخصوص لباس و... هستیم گویی رپ تبدیل به یک فرهنگ در بین بعضی نوجوانان و جوانان شده است که با توجه به تاریخ کشورمان ، ارزش های حاکم به جوانان کم تر از دو دهه ی پیش و ناهنجاری هایی که از رپر ها و طرفدارانشان دیده می شود ،نیاز به یک اطلاع رسانی قوی است راجع به گروه های مختلف و از جمله رپ ها و ضد ارزش هایی که بین آنها ارزش است و عواقب به دنبال این گروه ها رفتن .
اما ذکر این موضوع در این بخش به این دلیل است که بگوییم مثل همیشه خانواده بیشترین تاثیر را دارد ، فرزندانمان باید در کانون خانواده شان بیاموزند که جذب هر گروه و فرهنگی نشوند ، به مفاخر دینی و ملی شان افتخار کنند و در مقابل تهاجم ویروس هاس فکری وعقیدتی متفاوت ، با اشباع بودن از محبت ، توجه و تربیت صحیح واکسینه شوند.
پدر ومادر ها هم برای پیشگیری از جذب فرزندانشان به این گروه ها و فرقه هایی که در آینده ممکن است ایجاد شوند ، باید از خردسالی و حتی قبل از آن برنامه ریزی کنند .
آشنا کردن کودکان با آموزه های دینی ، نظارت بر آن ها ، دوستی هایشان ، توجه به علایقشان ، وقت گذاشتن و صحبت کردن با آن ها،نظارت بر نحوه ی کار فرزند با رایانه و کنتل نامحسوس سایت ها یی که از طریق اینترنت از آنها استفاده می کند و همچنین نبود ماهواره در منزل همگی کارهایی است که می تواند به سلامت فرزندانشان کمک کند. (1)کتاب قصه شمع (صفحه 320و321) چند خطی از سخنان استاد روح ا... خالقی (خالق و آهنگساز بی نظیر آثار فاخر موسیقی ملی ایران مثل:سرود ای ایران و...)در پیرامون موسیقی رپ نوشته شده است.
برگرفته شده از :
موسیقی باعث تحرکات اضافی بدن و در نتیجه ترشح هورمون های بدن میشود .
این امر را در گاو های شیرده امتحان کردند جالب بود شیر آنها زیاد شد و لی عمر گاو ها و کیفیت شیر حاصله کم شد.
در انسان هم باعث هدر رفتن هورمون های مورد نیاز بدن میشود و در نتیجه استهلاک بدن حاصل میشود و این دلیل عمر کم و بعضا جنون موسیقیدانانی چون موزارت ، بتهون و ..... شد.
یکی از این هورمون ها یی که برای بدن بسیار حیاتی و لازم است و باعث طراوت و شادابی ما میشود هورمون آندروفین است که در صورت تحلیل آن شادابی از دست میرود و انسان عصبی میشود .
موسیقی تحرکات اضافی ایجاد کرده و ترشح هورمون آندروفین شادابی موقت به انسان می دهد حال آنکه پس از تحلیل رفتن این هورمون عامل سر زنده نگه داشتن ما از بین می رود و در دراز مدت از انسان یک موجود عصبی و بی حوصله می سازد.
البته در صورتی که کم خواب هم باشیم چون به این هورمون مجال تشکیل شدن را نمی دهیم مانند موسیقی عصبی میشویم
یکی از علل مهم دیگر ضرر موسیقی در ترشح هورمون آندروفین خاصیت اعتیادآور موسیقی است. هر چه ما را مجبور به کاری کند و ما را معتاد آن کند خلاف خاصیت انسان بودن و بنده خدا بودن است و اختیار را از ما میگیرد و انسانی که اختیار ندارد بازیچه دست خود و دیگران است!!!!!!!!!!!
یا اختیار دارید یا برده یک موسیقیدان هستید!!!!!! اگر آزاد هستید و اختیار خودتان به دست خودتان است از همین الان شروع کنید؟؟؟؟!!!!!؟؟؟؟؟
حامد آقایی مربی سبک نوین مهندسی ذهن و موفقیت
به لطف قدرت مطلق هستی
ذهن انسان پیچیدگیهای بسیار زیادی دارد و از فیلترهای محافظ بسیار قوی برخوردار میباشد. فیلتر عقلی راه ورود هر گونه اطلاعاتی را که با منطق و باورهای ما مغایرت داشته باشد، میبندد. ذهن قادر است اطلاعاتی را که به آن میرسد، مورد پردازش دقیقی قرار بدهد حتی اگر وارونه باشد. در ستاد مرکزی ذهن، محدودیتی برای فهم زبانهای مختلف نیست و هر مطلبی به هر زبانی برای این ستاد قابل فهم بوده و به کار گرفته میشود. این سطح از ذهن جزیی از ناخودآگاهی بوده، که ما به آن واقف نیستیم ولی اثرات آن بر روی عملکردهای انسان ظاهر میشود.
اسب تراوا ماجرای اسبی چوبین است که با استفاده از آن، قلعهی شکستناپذیری که با محاصره و جنگ سقوط نمیکرد، به تسخیر دشمن در آمد. داستان از این قرار است که سربازان دشمن، قلعهای را مدتها در محاصره قرار داده بودند، پس از مدتها جنگیدن ناامید شده و برای تسخیر آن نیرنگی را طراحی کردند. آنها اسبی چوبین ساختند و آنرا در بیرون قلعه گذاشتند و خود عقب نشینی نموده و وانمود کردند که از ادامهی حمله منصرف شده و به احترام مقاومت مدافعین قلعه، اسبی چوبین را به آنها هدیه کردهاند. مدافعین قلعه مفتون زیبایی و عظمت اسب چوبین شدند و آنرا به داخل قلعه برده و مشغول جشن و سرور و پایکوبی گردیدند. اما نیمه شب که آنها مست و سرخوش در خواب بودند، سربازانی که از قبل در دل اسب چوبین پنهان شده بودند از درون آن بیرون آمده و دروازهی قلعه را گشودند و دشمن که در این فاصله با استفاده از تاریکی شب خود را به قلعه رسانیده بود، وارد شده و با غافلگیر کردن مدافعین و قتل عام آنها، قلعه را به تسخیر خود درآوردند.
آن چه که در جهان هستی وجود دارد و انسان به نحوی با آن سرو کار دارد، شعوری بر آن حاکم است و در پشت آن، شعور دیگری نهفته است که در بعضی مواقع ممکن است همان اسب تراوا باشد. به عبارت دیگر همانطور که ماده، ضد ماده و انرژی، ضد انرژی وجود دارد؛ شعور، ضد شعور نیز جزئی از اجزای جهان هستی میباشند. لذا همواره ما در معرض شعور و ضد شعور قرار داریم که بسیار هوشمندانه عمل میکنند.
ذهن انسان پیچیدگیهای بسیار زیادی دارد و از فیلترهای محافظ بسیار قوی برخوردار میباشد. فیلتر عقلی راه ورود هر گونه اطلاعاتی را که با منطق و باورهای ما مغایرت داشته باشد، میبندد. ذهن قادر است اطلاعاتی را که به آن میرسد، مورد پردازش دقیقی قرار بدهد حتی اگر وارونه باشد. در ستاد مرکزی ذهن، محدودیتی برای فهم زبانهای مختلف نیست و هر مطلبی به هر زبانی برای این ستاد قابل فهم بوده و به کار گرفته میشود. این سطح از ذهن جزیی از ناخودآگاهی بوده، که ما به آن واقف نیستیم ولی اثرات آن بر روی عملکردهای انسان ظاهر میشود.
با استفاده از همین اصل، شبکه منفی، کلیه اطلاعات غلط خود را به ستاد مرکزی ذهن انسان میرساند و رفتار او را تحت تاثیر قرار داده و تمایلات او را به سمت دلخواه هدایت میکند. شعر و موسیقی نیز میتوانند به عنوان اسبهای چوبین مورد سوء استفادهی شبکه منفی قرار گرفته و در حد بسیار گستردهای در این رابطه به کار گرفته شود. زیرا در حالت عادی ذهن انسان اجازهی عبور به بسیاری از اطلاعات را نمیدهد.برای مثال اگر ما بشنویم که "به شیطان گوش بده!"، شدیداً مقاومت منفی نشان خواهیم داد و از آن اجتناب میکنیم. اما اگر همین دستور در معکوس شعر آهنگی قرار داشته باشد، از آنجا که ما با کمال میل آن ترانه را گوش میدهیم، اطلاعات نابجای پشت آن مانند اسب تراوا وارد قلعهی وجودی ما شده و در فرصت مناسب اثر خود را به جای خواهد گذاشت. جالب اینجاست که معکوس شعری که شنیده میشود هیچ ارتباطی به خود شعر ندارد که اگر شعر را معکوس بنویسیم به آن دسترسی پیدا کنیم. نکتهی دیگر این که انجام این کار به کمک تکنیک امکانپذیر نیست و این کار در حد یک اعجاز میباشد.
از آنجا که توضیح این مساله بسیار مفصل میباشد، متعاقباً ارایه خواهد شد، لذا در این مرحله فقط بررسی عملی جهت نتیجهگیری و اثبات این مباحث مورد نظر است که برای این منظور ترانههایی به عنوان نمونه انتخاب شدهاند که در ابتدا اصل ترانه را میشنویم و به دنبال آن معکوس شده و برگردان ترانه را مورد توجه قرار میدهیم. نتیجه باور نکردنی است، به خصوص اگر مطالبی که شنیده میشود کشف رمز هم شده و منظور آن آشکار گردد. هر چند که مفهوم بسیاری از این مطالب برای شنوندگان کاملاً روشن میباشد.
__________________
با توجه به مقاله اسب تراوا بحث شعور و ضد شعور، نمونه هایی
از موسیقی های برگردان که از انتها به ابتدا پخش می گردند، خدمت شما تقدیم می گردند تا بیشتربا این مقوله آشنا گردید. با پخش این آثار، ابتدا قسمتی از اصل آهنگ را می شنوید و سپس برگردان هر یک به سمع شما می رسد. متن شعر اصلی و برگردان، برای درک بهتر، در هر صفحه گذاشته شدهاست.
همانطور که می شنوید، در قسمت برگردان، متاسفانه در برخی مواقع توهین به مقدسات وجوددارد که لازم به ذکر است، خود خواننده یا شاعر از این قضیه بی اطلاع می باشد. برای توضیحات تکمیلی لطفا قبل از شنیدن این آثار ، مقاله اسب تراوا را بخوانید. این کار صرفا جنبه تحقیقاتی درمورد شعور و ضد شعور دارد و امیدواریم در جهت اعتلای آگاهی روح جمعی موثر واقع شود.
ادامه مطلب
ازنگاه شهید آوینی عادت به موسیقی انسان را از تعقل
دور میکند .ایشان موسیقی را چنین تعریف کردند :
مجموعه ای از اصوات وترکیب این اصوات با یکدیگر.
عوارض موسیقی
دکتر آدلر رساله مفصلی دربیان زیانهای موسیقی منتشر
نموده و در امریکا هزاران تن از مردم پیرو او شده اند و
موسیقی را برخودحرام نموده ولایحه مفصلی تهیه کرده
و به مجلس سنای ایالت متحده تقدیم کردند که برای
نجات جامعه وجلوگیری از ضعف اعصاب که یکی از بد
بختی های دنیای متمدن امروزی است لازم است هر
گونه کنسرت عمومی ممنوع گردد.
عوارض موسیقی
۱-مرض مانی:شبیه به جنون است.مریض درخودناراحتی
حس نموده و پیوسته نا آرام است نمی تواند در یک جا
آرام بنشیند غالبا وبی اختیار با انگشتانش بر روی میز و
صندلی میزند وبه اصطلاح ضرب میگیرد خنده های بیجا
پرگویی وسخنان مسخره هذیان آمیز و عصبانیت از او
سر میزند.
۱-مرض پارانویا:شخص مبتلا به این بیماری ادعا بی مورد
نموده وخودش را از همه برتر میداند.
۳-مرض سیلموتمی : مرضی است که انسان گاه بدون
سبب می خندد یا گریه میکند.
۴-کوتاهی عمر : به تجربه ثابت شده اغلب موسیقی
نوازان به سن شصت سالگی نرسیده اند.از بسیاری از
آیات قران مجید وروایات ائمه علیهم السلام مشخص
میشود که اعمال خیر بر وسعت رزق وطول عمر می افز
اید ولی گناه و لهب و لعب برکت را از بین میبرد واز عمر
می کاهد وچون موسیقی مطرب٬گناه محسوب میشود
معمولا مروجین موسیقی با وضع نا مناسب وعمر کوتاه
از دنیا رفته اندمثل:
۱-مالیبران:استاد معروف موسیقی در حال خواندن آواز در
27 سالگی سکته کرد
۲-پرگولوزی:نوازنده ایتالیایی در 26 سالگی
3-بلینی : ایتالیایی در 34 سالگی
۴-موریس ژوبر :فرانسوی در 40 سالگی
5-شوسون :فرانسوی در 40 سالگی
6-شوبرت :اتریشی در 40 سالگی
7- حبیب سماعی :ایرانی در45 سالگی
8-بتهوون:یکی از موسیقی نوازان معروف بود که به
مرض پریشان فکری و بد بینی به جامعه و دیوانگی
مبتلا شد . از خدا طلب مرگ می کرد وعاقبت در56
سالگی از دنیا رفت
۹-یوهان :یکی از موسیقی نوازان معروف بود که عاقبت
به مرض ضعف اعصاب و افسردگی مبتلا گردید و در 53
سالگی از دنیا رفت
دکتر ولف آدلر : موسیقی علاوه بر اینکه سلسله اعصاب
را در اثر جلب دقت خارج از حد طبیعی آن سخت خسته
می کند ، عمل ارتعاش صوتی که در موسیقی خارج از
حد طبیعی جلوه می نماید ، بسیار زیانمند است.
دکتر آرلوند فرید مان ،پزشک بیمارستان نیویورک و رئیس
کلینیک سر درد است ،او با کمک دستگاههای الکترو
نیکی تعیین امواج مغز و تجربیا تی که در طی مراجعه
هزاران بیمار به دست آور ده ثابت کرده است که یکی از
عوامل مهم خستگی های روحی و فکری و سردردهای
عصبی گوش دادن به موسیقی است مخصوصا برای
کسی که به موسیقی دقت وتوجه میکند.
6- نامنظم شدن ضربان قلب:دکتر روبرت انگلیسی
متخصص روانشناسی اطفال ثابت نموده که طفل در
رحم مادر بعد از 6 ماهگی تحت تاثیرموسیقی قرا ر
میگیردواگر زن حامله به موسیقی گوش دهد ضربان قلب
طفل در رحم زیاد شده ونامنظم میشود
7-هیجان:موجب مرضهایی مانند کمبود ویتامین ها وزخم
معده و رو ماتیسم وبیماری های روانی واعصاب و....
میشود در ملبورن پنجاه هزار نفر بعد از گوش دادن به
یک کنسرت موسیقی چنان به هیجان امدند که ناگهان
به هم ریختند وبدون جهت همدیگر را زخمی ومصدوم
کردند تا اینکه پلیس در حالی خود را رساند که چند نفر
به ضرب چاقو از پای در امدند و به چندین دختر تجاوز
شد و تعداد زیادی مجروح شدند.
همچنین ضررها ی زیادی هم میتوان ذکر کرد که به تدریج
اثر خود را میگذارد از قبیل فشار خون وسلب غیرت.
ضررهاى موسیقى
1. ایجاد عدم تعادل و توازن بین اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک؛
2. مرض مانى ( Manic)( نوعى جنون است که درجات متعددى دارد)؛
3. مرض سیکلموتیمى (Cyclothymie) ( هنرى باروک مىگوید: نوعى بیمارى روانى است که شخص بیمار گاهى مىخندد و بعضى از اوقات از خود ترش رویى نشان مىدهد و گاهى گرفته و غمگین است)؛
4. کوتاهى عمر؛ 5 مرض پارانویا (Paranoia) ( نوعى مرض روحى است که شخص ادعاهاى بیهوده کرده و خود را شریفتر و بالاتر از همه مىداند )؛ 6. ضعف اعصاب؛ 7. اختلالات دماغى ( اغتشاشات مغزى، هیجانات روحى – جنون)؛ 8. تأثیرات قلبى؛ 9. واسطه انتحار و خودکشى؛ 10. بیمارى فشار خون؛ 11. عامل فحشاء ؛12. تضعیف و تضییع حس شنوایى (سامعه )؛ 13. تضعیف و تضییع حس بینایى ( باصره )؛ 14. هیجان؛ 15. سلب اراده و شکست شخصیت؛ 16. سلب غیرت؛ 17. عامل جنایت؛ 18. جلب توجه غیر طبیعى؛ 19. از دست دادن نیروى فکرى؛ 20. تضییع نیروى قضاوت؛ 21. افسردگى و خمودگى؛ 22. تهییج عشق؛ 23. شکست عمر و جوان مرگى؛ 24. زنجیر بردگى؛ 25. اتلاف وقت
ضررهاى موسیقى
1. ایجاد عدم تعادل و توازن بین اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک؛
2. مرض مانى ( Manic)( نوعى جنون است که درجات متعددى دارد)؛
3. مرض سیکلموتیمى (Cyclothymie) ( هنرى باروک مىگوید: نوعى بیمارى روانى است که شخص بیمار گاهى مىخندد و بعضى از اوقات از خود ترش رویى نشان مىدهد و گاهى گرفته و غمگین است)؛
4. کوتاهى عمر؛ 5 مرض پارانویا (Paranoia) ( نوعى مرض روحى است که شخص ادعاهاى بیهوده کرده و خود را شریفتر و بالاتر از همه مىداند )؛ 6. ضعف اعصاب؛ 7. اختلالات دماغى ( اغتشاشات مغزى، هیجانات روحى – جنون)؛ 8. تأثیرات قلبى؛ 9. واسطه انتحار و خودکشى؛ 10. بیمارى فشار خون؛ 11. عامل فحشاء ؛12. تضعیف و تضییع حس شنوایى (سامعه )؛ 13. تضعیف و تضییع حس بینایى ( باصره )؛ 14. هیجان؛ 15. سلب اراده و شکست شخصیت؛ 16. سلب غیرت؛ 17. عامل جنایت؛ 18. جلب توجه غیر طبیعى؛ 19. از دست دادن نیروى فکرى؛ 20. تضییع نیروى قضاوت؛ 21. افسردگى و خمودگى؛ 22. تهییج عشق؛ 23. شکست عمر و جوان مرگى؛ 24. زنجیر بردگى؛ 25. اتلاف وقت
عامل ضعف اعصاب و خفقان قلبی:
انواع موسیقی و به خصوص آهنگ های حساس آن، تحریکاتی در اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک به وجود آورده و تأثیراتی در روی این دو رشته عصب بجا می گذارد؛ در نتیجه تعادل این اعصاب به هم خورده، ضعف اعصاب پدید می آید؛ ضعف اعصاب هم به نوبه ی خود، امراض دیگری را از قبیل اختلال حواس، پریشانی، جنون، ثقل سامعه، نابینایی، سل و… به وجود می آورد. ضعف اعصاب ریشه ی بیماری های جسمی و روانی است و این ریشه ی مرض را، شنیدنِ زیاد موسیقی به ارمغان می آورد. به علاوه، موسیقی به واسطه ی ایجاد هیجانات روحی و وضع تأثیراتی در مغز، احیاناً به حمله ی قلبی و خفقان منجر شده، باعث سکته و مرگ ناگهاننی می گردد.
اگر به این مطالب باور ندارید، به گفتار دکتر ولف آدلر توجه کنید:
آدلر پروفسور دانشگاه «کلمبیا» می گوید:
«موسیقی یکی از عوامل مهم ضعف اعصاب است».
آدلر ثابت کرد که دلکش ترین نواهای موسیقی، شومترین آثار را روی سلسله ی اعصاب بجا می گذارد و مخصوصاً در فصل گرما و در مناطق گرمسیراثر موسیقی بر اعصاب بیشتر است. دکتر آدلر زیان های بسیار دیگری نیز برای موسیقی یافته و در رساله ی مبسوطی آن را شرح داده است.
کشفیات دکتر نامبرده چنان در امریکا تأثیر کرد که هزاران هزار نفر را پیرو خود کرد؛ به طوری که موسیقی را بر خود حرام نمودند و حتی لایحه ی مفصلی در این زمینه تهیه کرده و به مجلس سنای امریکا تقدیم داشتند و از مجلس درخواست نمودند که از هر گونه کنسرت عمومی جلوگیری نماید.
در اینجا به عاقبت چند نفر از استادان مشهوری از موسیقی دانان جهان توجه کنید:
بهتون در ۳۲ سالگی به کلّی کَر شد و از ضعف اعصاب بالاخره دیوانه شد.
باخ موسیقی دان به اختلال حواس و کوری گرفتار شد.
موزارت و شوپن دو تن از موسیقی دانان نامی دچار ضعف قوا و سل شدند.
شومان و دووراک ضعف اعصاب شدید گرفته و سرانجام دیوانه شدند.
شوبرت، واگتر، مندلسن و دوکونیسی این چهر تن به اختلالات عصبی و پریشانی فکری و کشمکش های روحی مبتلا شدند.
فردریک هندل (موسیقی دان آلمانی)، ماریا آلتا(خواننده ایتالیایی، موریس راول(نوازنده ی فرانسوی)؛ این سه تن مبتلا به نابینایی شدند. و… .
۲- موسیقی عامل رکود فکر:
موسیقی در نتیجه ی ضعف اعصاب، فکر را راکد و متوقف می سازد و چون طبیعتاً به تدریج علاقمندان به موسیقی به این کار عادت می کنند، اغلب برای همیشه از ترقّیات فکری محروم می گردند.
روی همین اصل، دانشجویانی که بیشتر با موسیقی سر و کار دارند اغلب در ریاضیات و کارهای فکری عقب افتاده و ضعیف هستند.
۳- تنبلی و بی ارادگی:
گذشته از رکود فکری، موسیقی یک نوع تخدیری در انسان به وجود آورده، رفته رفته انسان را در کارها سُست و تنبل و بی اراده و لااُبالی می کند؛ تا جایی که گاهی کارهای ضروری از انسان ها فوت می شود و باز بی پروا در برابر موسیقی می نشیند و گوش می دهد و سرمایه ی جوانی و عمر و نیروی کار و فعالیت و ابتکار خود را در پای موسیقی به رایگان از دست می دهد.
آلکسیس کارل دانشمند معروف در کتاب «راه و رسم زندگی» چنین می نویسد: «باید گفت رادیو نیز مانند سینما و موسیقی کاهلیِ کاملی به کسانی که با آن سر و کار دارند می بخشد».
در جای دیگر می گوید: «رادیو و سینما و ورزش های نامناسب، روحیه ی فرزندان را فلج می کند».
۴- موسیقی، عامل بُهت و ایجاد توجه غیر طبیعی:
کسی که عادت به استماع موسیقی دارد در آن حال، توجه او به ضروریات هم کمتر می شود زیرا توجه و اندیشه اش تمام در گوش او تمرکز یافته و برای شنیدن موسیقی سراپا گوش شده است. علت برخی از تصادفات اتومبیل ها بی شک همان غرق شدن در موسیقی و مجذوب شدن در برابر نغمه های دل انگیز است.
۵- موسیقی، وسیله ی انحطاط اخلاق و غافل شدن از ذکر خداوند:
ما اگر به مجالس موسیقی توجه کنیم، و گناهان و آلودگی ها و باده گساری های در آن را به حساب بیاوریم، آن وقت می فهمیم که موسیقی چه سهم بزرگی در وقوع فحشا و منکرات دارد و می فهمیم که چگونه موسیقی با نغمه های ملایم و دلربای خود لطمه های دل خراش و وحشیانه ای به اخلاق و دین و فضیلت می زند.
بالاخره نغمه های موسیقی اجتماع را به فساد و شهوت و انحراف و لاابالی گری می کشاند و به خصوص در روح اطفال آثار عمیق تر و شوم تری می گذارد.
چقدر عشق بازی های شیطانی که در سایه نوای موسیقی جان گرفته و به رسوایی و بی عفّتی و گناه منجر شده است؛ به خصوص که ترانه های غنایی نوعاً آمیخته با مضامین عشقی و مطالبی هوس انگیز و گناه پرور است.
////////////////////////////////
علی روشن ضمیر:
با توجه به علم روز و تائید بسیاری از دانشمندان بزرگ و سرنوشت بسیاری از موسیقی دانان بزرگ از جمله بهتون
همه موسیقی ها مضر است؛البته نه به یک اندازه ولی همگی مضر هستند.
به ویژه اگر انسان در طول روز از یک حد نرمال بیشتر موسیقی گوش کند و آن را تداوم دهد به مرور زمان کمبود اراده و ضعف منطق و عقلو حتی ضعیف شدن سیستم ایمنی بدن(ناشی از اختلالات روحی و روانی) را به همراه خواهد داشت.
////////////////////////////////
البته این به آن معنا نیست که هر کس طبق شرایط فوق موسیقی گوش کند به همه این گرفتاری ها دچار می شود.
خیر با توجه به اینکه فرد انسان متفاوت است.
در برخی ها ممکن است بیشتر ضعف منطق و عقل را به همراه داشته باشد.
در برخی ها ممکن است ضعف سیستم ایمنی بدن را به همراه داشته باشد.
در برخی ها ممکن است اختلالات شدید روحی و روانی و دیوانگی را به همراه داشته باشد.
////////////////////////////////
نکته بسیار مهم:برخی ها میگویند ما وقتی موسیقی گوش میکنیم آرام میشویم و یا اینکه سرحال میشیم.
جواب:شما در غفلت بزرگی به سر میبرید. اکثرا انسان ها به صورت غریزی نه مشکل روحی دارند و نه هیچ مشکل دیگری.
یک انسان برای اولین بار وقتی با توجه و به صورت ارادی یک موسیقی را گوش میکند و از آن موسیقی لذت میبرد.در آن زمان شخص انسان نه برای رفع مشکلات روحی و یا آرامش بلکه فقط از روی کنجکاوی موسیقی گوش میکند.
یعنی هیچ کس برای اولین بار برای رفع مشکلات روحی و یا آرامش موسیقی گوش نمی کند.
ولی وقتی چندین بار شما به موسیقی گوش دادید؛بدون آن که متوجه بشوید روح و روان شما به موسیقی معتاد می شود و این اعتیاد برای شما مشکلات روحی و روانی را به همراه خواهد داشت.
به همین دلیل وقتی دوباره موسیقی گوش میکنید این مشکلات روحی و روانی برطرف می شود.
دقت کنید که موسیقی ابتدا شما را به خود معتاد می کند و سپس شما مثل هر شخص معتاد دیگری دوباره موسیقی گوش میکنید و فکر میکنید که موسیقی شما را آرام کرده است.
/////////////////////////////
یک فردی که به مواد مخدر(هروئین) اعتیاد دارد.قبل از آنکه به آن ماده اعتیاد داشته باشد نه مشکل روحی داشته و نه هیچ دیگری.ولی مشکل از آنجا شروع میشود که فرد آن ماده را مصرف میکند و به آن اعتیاد پیدا میکند و از نظر روحی و روانی و جسمی به آن ماده معتاد می شود و چون بدن فرد و روح و روان او به آن ماده وابسته شده برای اینکه دوباره سرحال شود آن ماده مخدر(هروئین) را دوباره مصرف میکند.
و فکر میکند که هروئین باعث شادابی او شده است!!!
خیر شما ابتدا به هروئین معتاد شده اید و امروز با مصرف هروئین فکر میکنید که هروئین برای شما شادابی و سلامتی را به ارمغان اورده است.
| موسیقی حلال و حرام؟ |
| نوشته شده توسط حجه الاسلام دکتر کمالی |
|
سئوال: "میشه بپرسم چه نوعی از موسیقی آرامبخشی حلال است؟ ما انواع مختلف موسیقی داریم آخه کدومش؟ و اینکه چه جور از خود بیخود شدنی گناهه؟ از اون نوعی که بدن رو به جنبش درمیاره ؟؟؟"
جواب: همانطوری که گذشت ویژگی موسیقی آرام بخش - که از نظر شرعی مباح شمرده شده - این است که انسان را از حالت طبیعی خارج نکرده و باعث ضعف اعصاب نگردد و چون متناسب با مجالس گناه نیست، و آدمی احساس مخالفت با خدا را ندارد، از آرامش وجدان برخوردار می باشد؛ یعنی دلش نگران این نیست که خداوند متعال از ایشان ناراضی باشد و به همین خاطر در آرامش است. و إلا اگر موجب تخریب اعصاب انسان گردد، هر چند مثل سیگار موجب آرامش نسبی و ظاهری شود؛ مذموم خواهد بود؛ به قول دکتر آرنولد فریدمانی- پزشک بیمارستان نیویورک و رئیس کلینیک سردرد-: «یکی از عوامل مهم خستگی های روحی و فکری و سر درد های عصبی، گوش به موسیقی رادیو است[1]» دلبر که جان فرسود از او، کام دلم نگشود از او نی نی دلآرمش مخوان، کز دل بِبُرد آرام را
[1] موسیقی از نظر دین و دانش ، ص135 ؛ به نقل از مجله نیوزویک. |
شنیدن موسیقی و آوازهخوانی، ضررهای فراوانی دارد از جمله :
۱- ضعف اعصاب و اختلال حواس و بیارادگی:انواع موسیقی
به ویژه آهنگهای حساس آن، تحریکاتی در اعصاب « سمپاتیک » و « پاراسمپاتیک » بوجود میآورد که در نتیجه، تعادل این اعصاب به هم میخورد و انسان دچار ضعف اعصاب میگردد. ضعف اعصاب نیز، خود امراض دیگری از قبیل اختلال حواس، پریشانی، جنون، ثقل سامعه، نابینایی، سل و غیره … بوجود میآورد. به علاوه موسیقی به سبب ایجاد هیجانات روحی و مغزی، گاهی به حمله و خفقان قلبی منجر میشود و باعث سکته و مرگ ناگهانی میگردد. دکتر ولف آدلر، پرفسور دانشگاه کلمبیا میگوید : « بهترین و دلکشترین نواهای موسیقی، شومترین آثار را روی سلسله اعصاب انسان باقی میگذارد. » کشفیات این دکترچنان درامریکا تاثیرکردکه هزاران نفرطرفداراوشدندوموسیقی رابرخودحرام کردندوازمجلس سنای امریکاتقاضای کتبی کردندکه ازهرگونه کنسرت عمومی جلوگیری کند.
دکترالکسیس کارل ،زیست شناس وفیزیولوژیست معروف فرانسه می نویسد:
((کاهش عمومی هوش ونیروی عقل ،ازتاثیر الکل وسرانجام ازبی نظمی درعادت ناشی می گرددوبدون تردید سینماورادیودراین بحران فکری سهیمند.)) واصولاشنیدن موسیقی وکنسرت،دراصاب،یکنوع اثرتخدیری ایجاد می کند،گاهی آنچنان شدید که شنونده رامانندافرادبهت زده می سازد،ولذت فوق العاده یی که افراد ازآن مییرند ازهمین اثر تخدیری است واضح است که اینگونه تخدیر ها،زیانهای فراونی دارد واگرشدت یابد گاهی ممکن است عقل واندیشه رااسیر جذبه ی آهنگهای تند موسیقی کندودیگرنتوانندخوب وبد راازهم تمیزدهند وبی پروادست به حرکات واعمال ناشایسته بزنندودرآن حال نتوانندبه عواقب وخیم آن بیاندیشند.
آمار
جنایاتی که نمودار این حقیقت است، بسیار است، برای نمونه به دو خبر زیر توجه کنید :
۱- یک مجله در سویس، مقالهای تحت عنوان « جنون موسیقی » نوشت که در آن موسیقی را از جهات مختلف محکوم کرد، و آنرا به شدت مورد انتقاد قرار داد. باعث نوشتن این مقاله این بود که جمعیتی درحدود صد و پنجاه هزار نفر، در یکی از میدانهای پاریس، برای شنیدن موسیقی گرد هم آمده بودند، و پس از اجرای یک کنسرت آنان چنان به هیجان آمدند که ویترینها را شکستند و مغازهها را ویران کردند و عدهای زخمی و مجروح شدند.
۲- در ایالت لتیل راک جوانی پیانو یاد میگرفت، نغمات موسیقی چنان در روح آن جوان هیجان ایجاد کرد که بدون دلیل از جای برخاست و با ۱۹ ضربه چاقو، معلم خود را از پای درآورد. ]روزنامه اطلاعات شماره ۹۶۲۲[ موسیقی حتی در نازندگان آن تأثیرات خطرناکی داشته است، چنانکه عدهای از آنان گرفتار امراض روحی و یا دچار سکته شدهاند. « بتهون » در سی سالگی به کلی کر و از ضعف اعصاب سرانجام دیوانه شد. « باخ » موسیقیدان اتریشی، به اختلال حواس و کوری گرفتار شد.
« موزارت » و « شوپن » دو تن از موسیقیدانان نامی، دچار ضغف قوا و سل شدند.« شوبرت »، « واکتر »، « مندلسن » و « دوکونیسی »، هر چهار نفر به اختلالات عصبی و پریشانفکری و کشمکشهای روحی مبتلا شدند.
« شومان » و « دووراک » ضعف اعصاب شدید گرفتند و سرانجام دیوانه شدند. « فردریک هندل » موسیقیدان آلمانی، « ماریا آلنا » خوانندهی ایتالیایی، « موریس راول » نوازندهی فرانسوی، هر سه تن، مبتلا به نابینایی شدند.
موسیقی گذشته از رکود فکری، رفته رفته انسان را در کارها سست و تنبل و بیاراده و لاابالی میسازد، تا جایی که گاهی کارهای ضروری از انسان فوت میشود و سرمایهی جوانی و عمر و نیروی کار و فعالیت و ابتکار خود را به رایگان از دست میدهد.
« الکسیس کارل » دانشمند معروف در کتاب « راه و رسم زندگی » چنین مینویسد : رادیو و سینما و ورزشهای نامناسب روحیهی فرزندان را فلج میکند. تجربه نیز ثابت کرده است اشخاصی که زیاد سرگرم موسیقی هستند، اغلب افرادی بیاراده و مسامحهکار و در مقام تعقل و تفکر راکد و ضعیفند و پیشرفت چشمگیری در زندگی ندارند.
۲- ضررهای اقتصادی موسیقی :
هزینههای سنگینی که امروز خرج موسیقی و مجالس شهوترانی میشود ضربههای جبران ناپذیری به اقتصاد این مملکت میزند، و نیز در اثر استقبال مردم از نوازندگان و هنرپیشگان، جوانان ما به فکر کارهای اساسی نمیافتند، و نوعاً به داشتن کارهایی از قبیل هنرپیشگی اکتفا میکنند.
شما میدانید که مخارج یک دانس، یا یک ساعت آوازهخوانی،در برخی از عروسیها بیش از حقوق ماهیانه یک استاد دانشگاه است! ایا این پولها که بی هیچ لزومی خرج خوانندهها و هنرپیشهها، وبرپاکردن مجالس موسیقی، یا صرف خرید آلات موسیقی میشود، به اقتصاد ما لطمه نمیزند؟ حداقل هر کدام از این مجامع دهها هزار تومان خرج برمیدارد؛ آیا این ولخرجیهای بیهوده به آتش فقر عمومی دامن نمیزند؟ گذشته از فقر اجتماعی، عادت به موسیقی در بسیاری از افراد، فقر فردی را هم به ارمغان میآورد، زیرا یک جوان محصل یا کارگر کاسب که به موسیقی عادت کرده است، علاوه بر اینکه از پیشرفتهای علمی و کسبی باز میماند، اصولاً شخصیت خود را در همین آلودگیها جستجو میکند، و در نتیجه گرفتار فقر و بدبختی میشود .
| آیا موسیقی از پایه حرام است!؟؟؟ |
| نوشته شده توسط حجت الاسلام دکترکمالی وحدت |
|
آخه چطور ممکنه؟؟ موسیقی از پایه حرام است!؟؟؟ نمیتونم درک کنم چرا؟؟؟ چرا تخیل بده؟ اگه بهت ایده های خوب بده چی؟ بازم بده؟؟؟؟ حد و حدودش چطوریه؟ حالا میفهمم چرا تو تلویزیون اصلا برنامه مربوط به موسیقی پخش نمیشه؟؟؟ ولی برای چییییییییییی؟؟؟ خدایا واقعا دیگه داره شناخت اسلام برام سخت میشه...نمیدونم چیکار کنم! خیلی از قوانینش رو می پسندم و قبول دارم ولی از طرفی خیلیها رو هم نمیتونم قبول کنم! تکلیف چیه؟ من باید مسلمون باشم یا نباشم؟ واقعا گیج شدم!!
جواب: همانطوری که در مقاله موسیقی و همچنین پاسخ به پرسش موسیقی حلال و حرام آمده است، همه نوع موسیقی، از پایه حرام از پایه حرام نیست.بلکه موسیقی حلال و مباح هم داریم. صدای پردگان خوش الحان، صدای آبشار و ریتم و لحن خود قرآن پر از آهنگ های موزون آرام بخش می باشد؛ آیا شما از قرائت سوره های مریم، شمس وحمد مرحوم عبدالباسط احساس لذت نمی کنید؟ منظور ما از موسیقی های آرامبخش این نوع آهنگ هاست.پس خود این کلام که موسیقی از پایه حرام باشه، از پایه باطل است و منظور موسیقی هایی است که به طور عمده، برای تخریف روح آدمی و افتادن در غفلت به کار برده می شود.علت حرمت اینگونه کارها نیز این است که انسان وقتی در جریان چنین امواجی قرار می گیرد، رفته رفته به سوی آنها متمایل شده و فرصتی را که باید برای پیشرفت، تعالی و کمالات خود صرف کند، در موسیقی تلف کرده از دست می دهد. از این گذشته چون انسان همواره در حال پشروی بوده و در موضوعی توقف ندارد- چه در مسائل مثبت و چه منفی- از این روی به این مقدار هم اکتفا نکرده، بر مسائل حرام دیگر رغبت پیدا می کند؛ و خصوصیت حرام این است که انسان با اشتغال به آن هدف و خدا و قیامت را فراموش کرده و در نتیجه عمرش به هدر می رود؛ از همین جهت است که کانت – فیلسوف بزرگ آلمانی- می گوید:" «موسیقی اگر از همه هنرها مطبوع تر باشد، ولی چون به بشر چیزی نمی آموزد، از تمام هنرها پست تر است[1]» " پس از این جمله سئوال دیگر شما نیز پاسخ داده می شود که موسیقی ایده با ارزش و هدفمندی را به دست انسان نمی دهد. با آرزوی موفقیت روز افزون برای شما |
| مضرات موسیقی از دیدگاه اسلام |
| نوشته شده توسط حجت الاسلام یاسین کمالی وحدت |
|
پیامبر (صلی الله علیه و آله) : هر کس به لهویات گوش دهد در روز قیامت در گوش او سرب آب شده ریخته خواهد شد. (مستدرک ج 2 ص 459 – مستدرک، ج 13، ص 222) «و من الناس من یشتری لهو الحدیث ... [1]» و برخی مردم سخنان بیهوده را می خرند تا مردم را از روی نادانی، از راه خدا گمراه سازند و آیات الهی را استهزا گیرند؛ برای آنان عذابی خوارکننده است. «لهو الحدیث» به هرگونه سخن با آهنگ سرگرم کننده و غفلت زا گفته می شود. روایات متعددی آن را به غنا تفسیر کرده است. تمامی فقیهان شیعی بر این باورند که غنا حرام بوده و هیچ شک و تردیدی در آن نیست.
حکمت ها، آثار و فلسفه حرمت موسیقی: 1- گرایش به فساد: غنا و آواز مطرب لهوی، انسان را به سوی فساد اخلاقی می کشاند؛ پیامبر (صلی الله علیه و آله) می فرمایند: «غنا نردبان زنا است[2]»؛ یعنی مقدمه آن. - بی غیرتی! امام صادق (علیه السلام) فرمود: اگر در منزلی چهل روز نوای موسیقی پخش شود، شیطان وارد شده، چنان قدرت نمایی کند که غیرت و حفظ ناموس را از او بردارد، آنچنانکه حتی اگر به ناموس وی هم تجاوز شود، در نزد او اهمیتی ندارد[3] همچنین فرمود:«خانه ای که در آن غنا باشد، از فساد و فحشا مصون نخواهد بود.[4] در حدیث دیگری آمده:« ... ایاکم و الغناء، فانه ینقص الحیاء ... [5]» «از غنا و موسیقی دوری کنید زیرا موسیقی حیاء را از بین می برد، شهوت را زیاد می کند. مردانگی را نابود می سازد، و هر کاری که شراب می کند موسیقی هم انجام می دهد. 2- غفلت از یاد خدا: قرآن یکی از عوامل گمراهی را «لهو الحدیث» دانسته است. «لهو» چیزی است که انسان را چنان مشغول کند که باعث غفلت و بازماندن از کارهای مهمتر شود. امام صادق (علیه السلام) فرمود : «گوش دادن به غنا، قساوت قلب می آورد.[6] و در نتیجه باعث فراموشی خدا و معنویت می شود و اعتقادشان به جهان پس از مرگ سست خواهد شد. » 3- تضعیف اراده و شکست شخصیت شنیدن و نواختن موسیقی، آن چنان اراده را سست و غریزه جنسی را تحریک می کند که شخص را بی اراده و بدون اختیار به حرکت در می آورد و شخصیت انسانی خود را در اختیاز نوازنده و خواننده قرار می دهد. 4- ضعف اعصاب و بهم خوردن تعادل روان. از موضوعاتی که روی تمام بدن اثر می گذارد، موسیقی است؛ زیرا موسیقی در سیستم سمپاتیک و پاراسمپاتیک اثر داشته و تعادل روان را بر هم می زند و به دنبال آن سلامتی بدن را تحت فشار قرار می دهد. موسیقی با نواهای حزن آمیز و یا آهنگ های نشاط انگیز خود، گاهی آنچنان تعادل اعصاب را از بین می برد که جذب، دفع، هضم، ترشحات، ضربان قلب و فشارخون و مایعات دیگر را مختل ساخته و شخص را به امراض فراوانی نزدیک می کند. همچنین در اثر فشار شدیدی که تحریکات خارجی موسیقی روی اعصاب وارد می کند، قدرت اندیشه را از انسان گرفته و آثار جنون و مرض هائی[7] در افراد آن ظاهر می شود که به نمونه هایی اشاره می شود: هفتاد و پنج درصد(75%) موسیقی دانان اسیر آشفتگی های فکری بودند. بتهُوِن، شوبرت، دووراک، شومان، نیچه از آن دسته موسیقی دانانی بودند که دیوانگی و جنون گریبان گیرشان شد. مندلس، باخ، اول و شوپن هم ازآندسته گروه موسیقی دانانی می باشند که در اثر اختلالات روانی تا سرحد جنون گام نهادند. مجله روشنفکری درباره یک کنسرت موسیقی می نویسد: «وقتی دخترها و پسرها آهنگهای تند و رعشه انگیزشان را مترنّم می سازند، سالن به لرزه می افتد، دخترها جیغ میکشند، به سر و گوش هم مشت می کوبند، غش می کنند، موهای خود را چنگ چنگ میکَنند و پسرها از هوش می روند»[8] «در ملبورن پنجاه هزار نفر بعد از گوش دادن به یک کنسرت موسیقی چنان به هیجان آمدند که ناگهان همه به هم ریختند و بدون جهت یکدیگر را زخمی کردند و تا آمدن پلیس، چند نفر به ضربه چاقو از پای در آمدند، به چند نفر تجاوز شد و تعداد زیادی مجروح شدند.»[9] بنا براین به گواهی برخی پزشکان، غنا و موسیقی آثار زیانباری بر روی اعصاب داشته و شخص را دچار افسردگی و مبتلا به فشار خون می کند.[10] شاید هر نوع موسیقی برای اعصاب زیان بار نباشد، بلکه استفاده زیاد و افراط باعث تخدیر شود، ولی باید توجه داشت که پیامدهای منفی معنوی آن را راحتی در سایر موارد نباید کوچک شمرد. از این روی آموزش دادن موسیقی مطرب و لهوی حرام است، در آمدی هم که از این راه به دست می آید حرام می باشد و حتی خرید و فروش و نگهداری آلات مخصوص لهو و لعب حرام می باشد و حتی خرید و فروش و نگهداری آلات مخصوص لهو لعب حرام می باشد.
عواقب اخروی موسیقی پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود: «کسی که ابزار موسیقی را در خانه اش نگه دارد، روز قیامت در حالی محشور می شود که روسیاه است، به دستش تنبور و آلت موسیقی آتشین جهنم است و بالای سرش هفتاد هزار فرشته عذاب، همراه با گرزی که در دست دارند بر سر و صورتش می کوبند و کسی که اهل غنا و موسیقی است از قبرش نابینا گنگ و کر بیرون می آید. همچنین زناکار و آنکه فلوت و دایره می زند نیز همانند ایشان کور، کر و لال محشور می شود.»[11]
مأموریت پیامبر (ص): رسول گرامی اسلام (ص) فرمود: «اِنَ الله بَعَثنی هدیً وَ رَحمةً لِِِلعالَمین وَ اَمَرَنی اُن أمحُوَالمَزامیرَ وَ اَلمَعارفَ وَ الأوتارَ...»[12] خداوند مرا برای هدایت و رحمت جهانیان مبعوث نمود، و دستور داد تا آلات غنا و موسیقی، مانند: نای، تنبور، تار و... را از بین ببرم.
برخورد و عکس العمل ائمه (علیهم السلام) با موسیقی:
1- بُشر حافی: حضرت موسی بن جعفر (ع) از کوچه های بغداد عبور می کرد، صدای ساز و آوازی شنید؛ دید که از خانه ای کنیزی بیرون آمد. حضرت به آن کنیز فرمود: صاحب این خانه آزاد است یا غلام؟ - آزاد است. - راست گفتی، اگر بنده بود از مولای خود می ترسید. کنیز به خانه برگشت، بُشر از او پرسید: چرا دیر کردی؟ و وقتی کنیز داستان را برای ارباب خود نقل کرد، بُشر با پای برهنه خدمت حضرت موسی بن جعفر (ع) رسید و از اعمال انحرافی خود، در محضر آن جناب توبه کرد. 2- برخورد حضرت علی (ع) با نوازنده: حضرت علی (ع) دید مردی نوازندگی می کند، او را موعظه نمود و از عملش نهی کرد و دستور داد وسیله نوازندگی او را شکستند، آنگاه فرمود: از این عمل زشت توبه کن. پس از توبه آن مرد، حضرت فرمود: آیا می دانی که موقع نواختن، ساز چه معنائی را می رساند؟ - نه! وصی پیامبر(ص) بهتر می داند. حضرت علی (ع): هنگامی که ساز نواخته می شود، زبان حالش چنین است: به زودی پشیمان می شوی، به زودی پشیمان می شوی، به زودی وارد جهنم می شوی ای نوازنده من.[13] 3- تیره بختی شنونده موسیقی: مردی به امام صادق عرض کرد: همسایگان من کنیزانی دارند که آواز می خوانند و با عود (یکی از آلات موسیقی) می نوازند. چه بسا به هنگام قضای حاجت نشستنم را طول می دهم، تا صدای آنها را بیشتر بشنوم. امام فرمود: این کار را نکن. در روز قیامت دربرابر خداوند هیچ عذری نداری؛ مگر سخن حق را نخواندی که می فرماید: گوش، چشم، دل، مسئولند و در برابر کارهایی که کرده اند، مورد سؤال واقع می شوند.[14] مرد عرض کرد: به خدا سوگند گویا این آیه را تاکنون نخوانده و نشنیده بودم. دیگر به خدا این کارها را انجام نمی دهم و از ام آمرزش می طلبم. امام سپس فرمود: برخیز و غسل کن و آنچه می توانی نماز بخوان، چون تاکنون به گناه بزرگی مشغول بودی و چه بدحال و تیره بخت بودی اگر بدون توبه و بر این حال از دنیا می رفتی.[15]
4-ریختن سرب ذوب شده در گوش ها: همچنین رسول خدا (ص) فرمود: کسی که به لهو و موسیقی مطرب گوش دهد، در روز قیامت در گوشش سرب آب کرده ریخته می شود. (مَن اِسمَع الی اللهو یُذابُّ فی اُذُنِهِ الآنَک)[16]
آثار دیگر موسیقی روی گردانی خدا: از امام صادق (ع) درمورد غنا سؤال شد، امام (ع) فرمود: «لاتَدخُلوا بُیُوتاً الله مُعرِضٌ عَن اَهلِها[17]» به خانه ای که خداوند از اهلش روی گردانده، وارد نشوید. رفتن برکت: پیامبراسلام (ص) فرمود: «لا تَدخُلُ المَلائکَةُ فِیهِ خَمرٌ اَو طَنبُورٌ اَو نَردٌ وَلاتُستَجابُ دُعاءُهُم وَ تَرفَعُ عَنهُم البَرَکَة[18]ُ» فرشتگان به خانه ای که شراب، وسایل موسیقی و قمار، مانند: تنبور و نرد در آن باشد وارد نمی شود و دعای اهل خانه مستجاب نمی گردد و خیر و برکت هم از آنجا می رود. مرگ ناگهانی و کوتاهی عمر: امام صادق (ع) فرمود: «بَیتُ الغِنا لا تؤمِنُ فیهِ الفَجیعَة وَ لاتُجابَ فیه الدَّعوَة وَلایَدخُلُهُ المَلَکُ[19]» خانه که در آن غنا باشد، از مرگ و مصیبت دردناک ایمن نیست و دعا در آن به اجابت نمی رسد و فرشتگان وارد آن نمی شوند. ازآیات و روایات استفاده می شود که اعمال خیر، بر وسعت رزق و طول عمر می افزاید؛ در مقابل گناه و لهو و لعب و موسیقی مطرب، برکت را برده و عمر انسان را کوتاه می کند. اسامی زیر از جمله مروجین موسیقی هستند که با وضع نامناسب و مرگ ناگهانی و عمرکوتاه از دنیا رفته اند:
1- مالیبران، استاد معروف موسیقی در حال خواندن آواز، در سن 27 سالگی سکته کرد. 2- برخی موسیقی دانان به وسیله خودکشی به زندگی خود خاتمه دادند، از آن جمله: «شومان» موسیقی دان مشهوری را می توان نام برد که با انداختن خود به رودخانه «راین» خودکشی کرد. 3- پرگولوزی – نوازنده ایتالیایی، در سن 26سالگی 4- بلینی - نوازنده ایتالیایی، در سن 34سالگی 5- موریس ژوبر - نوازنده فرانسوی، در سن 40سالگی 6- شوسون - نوازنده فرانسوی، در سن 30سالگی 7- مندلس - نوازنده آلمانی، در سن 38سالگی 8- شوبرت - نوازنده اطریشی، در سن 31سالگی 9- موزارت - نوازنده اطریشی، در سن 35سالگی 10- حبیب سماعی - نوازنده ایرانی، در سن 45سالگی[20]
ضرر موسیقی از دیدگاه دانشمندان جهان: براساس نظر بسیاری از روانشناسان و دانشمندان[21]، موسیقی احساسات بشر را در مسیر غیرعادی توسعه می دهد و انسان را در یک عالم ناخودآگاهی کامل فرو می برد و قوّه خیال بافی غیرواقعی را در انسان زیاد می کند. 1- هگل، فیلسوف مشهور آلمانی می نویسد: «ذکر و عبادت مسلمانان در معابد بی آلایش خود فکر می آورد، ودعای مسیحیان در کلیسا با عربده ناقوس و نقس نگار در و دیوار، تشویش خاطر و انصراف ناظر[22]» 2- کانت، فیلسوف معروف آلمانی: «موسیقی اگر از همه هنرها مطبوع تر باشد، ولی چون به بشر چیزی نمی آموزد، از تمام هنرها پست تر است[23]» 3- دکتر آرنولد فریدمانی، پزشک بیمارستان نیویورک و رئیس کلینیک سردرد، با کمک دستگاه های الکترونی تعیین امواج مغز و مراجعه هزاران بیمار ثابت کرده که: «یکی از عوامل مهم خستگی های روحی و فکری و سر درد های عصبی، گوش به موسیقی رادیو است[24]» 4- گوتیه می گوید: موسیقی، عزیزترین ولی نامطلوب ترین سروصدا هاست؛ جداً من سکوت را بر دل انگیز ترین نغمه ها ترجیح می دهم.[25]
فتاوای مراجع تقلید در غنا و موسیقی* پرسش 1- مجلس لهو و لعب چه نوع مجلسی است؟ ج- مجلسی که برای عیاشی هوس رانی و رقص تشکیل شده و نزد متدینین مجلس گناه محسوب میشود. اگر هرموسیقی به صورتی نواخته شود که مناسب آن باشد گوش دادن به آن حرام است.[26] پرسش2- اگر شنیدن موسقی هیچ گونه تاثیری در انسان نداشته باشد باز حرام است؟ ج- همه ی مراجع :اگر از نوع موسقی حرام باشد گوش دادن جایز نیست هر چند تاثیری نداشته باشد.[27] پرسش 3-به مجلس عروسی و ...دعوت شدیم در اثنای امر موسقی مبتذل پخش کردندتکلیف چیست ؟ ج-همه ی مراجع اگر احتمال تاثیر می دهید با فراهم بودن شرایط نهی از منکر کنید و اگر نمی پذیرند چنانچه حضور شما باعث استماع موسقی حرام یا تایید گناه می شود باید مجلس را ترک کنید مگر عسر یا حرج لازم آید.[28] پرسش 4-در اتوبوسی که نوار مبتذل پخش می کنند و تذکر فایده ای ندارد حکم گوش دادن به آن چگونه است ؟ ج- اگر نهی از منکر را نمی پذیرد چنانچه باعث استماع حرام شودیا تایید گناه شود باید پیاده شوید ولی اگر بطور ناخودآگاه به گوش شما برسد اشکال ندارد.[29] پرسش5-گاهی از صدا و سیما و دستگاه های صوتی دیگر آهنگ هایی پخش می شود که به نظر من مناسب با مجالس لهو و خوشگذرانی است در حالی که در نظر دیگران چنین نیست آیا میتوانم آنها را از گوش دادن منع کنم؟ ج-همه ی مراجع:بر شما واجب است به آنها گوش ندهید ولی نهی دیگران مبتنی بر این است که آنها هم حرام بدانند.[30] پرسش 6-در خوابگاههای دانشجویی با کسانی که به موسقی حرام گوش میدهند چه باید کرد؟ ج-با احتمال تاثیرو فراهم بودن شرایط باید نهی از منکر کنید ویا به مسئولان دانشگاه اطلاع دهید و اگر نمی پذیرند واجب است از گوش دادن به آن اجتناب کنید. [31] پرسش 7- ملاک در تشخیص موسیقی حرام نوع مردم است یا شخص؟ ج- همه مراجع: نوع مردم متدین و عرف عام نه شخص مکلف[32] پرسش8- آیا میان انواع موسیقی ها از قبیل اصیل(سنتی)، کلاسیک، محلی، پاپ و ... تفاوتی در حکم وجود دارد؟ ج- همه مراجع: خیر هیچ تفاوتی نبوده و معیار حرمت استماع موسیقی، مطرب و لهوی بودن آن است.[33] پرسش9- منظور از «مطرب و لهوی بودن » موسیقی چیست؟ ج- «طرب» حالت سبُک عقلی است که در اثر شنیدن موسیقی انسان را از حد اعتدال خارج می کند. این امر تنها به حالت شادی مختص نبوده و آهنگهای حزن آور را نیز شامل می شود. مقصود از «لهوی» بودن سازگاری آواز و آهنگ با مجالس فساد و خوشگذرانی است، یعنی ممکن است نغمه ای طرب انگیز نباشد ولی نوعاً در جلسات فاسقان و گناه رایج باشد، همه مراجع تقلید «لهوی بودن» را جزء و قید اصلی موسیقی حرام می دانند. پرسش10- حکم تکثیر ترانه، خرید و فروش و نگهداری آلات موسیقی چیست؟ ج- اگر از آلاتی است که به لهو و حرام اختصاص دارد نگهداری آنان جایز نیست و باید آنها را از بین برد ولی آلات مشترک –که منفعت حلالی در بر داشته باشد – اشکالی ندارد.[34] پرسش 11- آیا مجوز ارشاد در حکم تک خوانی و یا جمع خوانی زن و مرد تأثیری دارد؟ ج- همه مراجع: مجوز وزارت ارشاد و یا هر نهاد دیگری تأثیری در حکم ندارد.[35] پرسش 12- آیا زن و شوهر به خاطر تمایل به یکدیگر، می توانند به موسیقی گوش دهند؟ ج- همه مراجع: گوش دادن به موسیقی حرام جایز نیست و صرف افزایش تمایل به همسر، مجوز شرعی برای استماع محسوب نمیشود.[36] پرسش13- بعضی مراکز دولتی و خصوصی کلاسهای آموزش موسیقی و تئاتر برای دختران تشکیل داده و مربیان مرد آموزش می دهند، تشکیل چنین کلاسهایی و شرکت دختران در آنها جایز است یا خیر؟ ج- موسیقی لهوی، تعلیم وتعلّم و اجرت گرفتن برای آن حرام است و اینها مظاهر فسادی است که بخاطر مسامحه ی بعضی متصدیان شروع شده است.[37] پرسش 14- برخی متصدیان فرهنگی کشور، با برپایی جشنواره های موسیقی هدایایی را به عنوان تشویق به موسیقی دانان می دهد، صرف بیت المال و اهدای هدایا به این گونه افراد جایز است؟ ج- تشویق کسانی که موسیقی لهوی می زنند حرام است و کسی که اموال عمومی را صرف آنها می کند ضامن است و نزد خداوند متعال مسئول اعمالش می باشد.[38]
حرف آخر؛ موسیقی، حق یا باطل! از امام صادق (علیه السلام) سؤال شد: موسیقی از نظر خدا و شرع چه حکمی دارد؟ حضرت فرمودند: وای برتو! اگر عمل حق و باطل را بخواهند از هم جدا کنند، موسیقی کدام طرف قرار دارد؟ عرض کرد: در طرف باطل. حضرت: همین مقدار که می دانی موسیقی باطل است، برای تو کافی بوده و لازم است انسان دوری گزیند.[39] حسن ختام گوش کن دوست اگر عاقلی و پاک سرشت جایگاهت بکند خلق افلاک بهشت موسیقی کور کند چشم جهان بینت را می رباید زکَفَت عقل و دل و دینت را[40] والسلام علی من اتبع الهدی یاسین کمالی وحدت
|
هوالمحبوب
نام :انسان نام خانوادگی : آدمی زاد
نام پدر : آدم نام مادر : حوا
لقب : اشرف مخلوقات نژاد : خاکی صادره :
دنیا
ساکن : کهکشان راه شیری؛منظومه شمسی جنب کره ماه؛کره زمین
مقصد : برزخ
ساعت پرواز : هروقت که خداصلاح
بداند
مقصد نهایی : بهشت اگر نشد......
جهنم
وسایل مورد نیاز :
۱ -دومتر پارچه سفید ۲ - عمل نیک ۳ - انجام واجبات وترک
محرمات ۴ - امر به معروف ونهی از منکر ۵ - دعای والدین ومومنین ۶ - نماز اول وقت ۷
- ولایت ائمه اطهار ۸ - اعمال صالح /تقوا/ایمان
توجه :
خواهشمنداست برای رفاه خود خمس وزکات راقبل ازپرواز پرداخت
نمائید.
از آوردن ثروت مقام منزل ماشین حتی داخل فرودگاه جداخودداری
شود.
حتما قبل از حرکت به بستگان خود توصیه کنید تا از آوردن دسته گلهای
سنگین وسنگ قبر گران وطلایی ونیزمراسم پرخرج خودداری کنند.
جهت یادگاری قبل ازپرواز از اموال خود بین فرزندان وامور فقرا ومستضعفین
تقسیم نمائید.
ازآوردن بار اضافی از قبیل تهمت غیبت حق الناس وغیره خودداری
شود.
برای کسب اطلاعات بیشتر به قران وسنت پیامبر(ص) مراجعه
شود.
تماس ومشاوره به صورت شبانه روزی رایگان مستقیم وبدون وقت قبلی امکان
پذیر است.
در صورتی که قبل از پرواز به مشکلی برخوردید با شماره های زیر تماس حاصل
فرمائید :
۱۸۶ سوره بقره / ۴۵ سوره نساء/۱۲۹ سوره توبه/ ۵۵ سوره اعراف /۲۰و۳۰ سوره
طلاق
امیدواریم سفر آسوده ای را درپیش داشته باشید
سرپرست کاروان : حضرت
عزرائیل(س)
بسم الله
الرحمن الرحیم
مهدی آل محمد صل الله علیه واله وسلم)درپس پرده غیبت
است تا آنکه مومین سخت درمعرض امتحان قرارگیرند،به دشواری وبلاهای عظیم
گرفتارشوند،وحوادث وفتنه ها مردم رااحاطه نماید مگراینکه توسل وتمسک به امام غایب
داشته باشند.دراین باره 24 حدیث ازفریقین ذکرشده است...1
امام صادق علیه
السلام درهمین مورد به اصحابش فرمود:((هیهات هیهات لایکون فرجا حتی تغربلوا ثم
تغربلوایقولها ثلثایذهب الله تعالی الکدرویبقی الصفور))
((دوراست دوراست فرج ال محمد(صلی الله علیه واله
وسلم)تاروزی که مردم درغربال امتحان سخت قرارگرفته وآزموده شوند،ثلث انها باقی
نخواهد ماندوخداوند آنچه غل وغش دروجود جامعه باشد،میبرد،کسانی باقی خواهند ماند که
صافی ضمیرروشن دلان باشند،آنگاه امام زمان (عج)ظاهرمیگردد))2
________________________
1.اسرارآفرینش اهل
بیت علیهم السلام،نوشته:عباس استاد آقائی ص296
2.ینابیع الموده
ص464

مهدی بر من عاشق نظر کن
گفتا تو هم
از معصیت صرف نظر کن
گفتم به نام نامیت هر دم
بنازم
گفتا که از اعمال نیکت
سرفرازم
گفتم که دیدار تو باشد
آرزویم
گفتا که در کوی عمل کن
جستجویم
گفتم بیا جانم پر از شهد صفا
کن
گفتا به عهد بندگی با حق وفا
کن
گفتم به مهدی بر من دلخسته رو
کن
گفتا ز تقوا کسب عز و آبرو
کن
گفتم دلم با نور ایمان منجلی
کن
گفتا تمسک بر کتاب و هم عمل
کن
گفتم ز حق دارم تمنای
سکینه
گفتا بشوی از دل غبار حقد و
کینه
گفتم رخت را از من واله
مگردان
گفتا دلی را با ستم از خود
مرنجان
گفتم به جان مادرت من را دعا
کن
گفتا که جانت پاک از بهر خدا
کن
گفتم ز هجران تو قلبی تنگ
دارم
گفتا ز قول بی عمل من ننگ
دارم
گفتم دمی با من ز رافت گفتگو
کن
گفتا به آب دیده دل را شستشو
کن
گفتم دلم از بند غم آزاد
گردان
گفتا که دل با یاد حق آباد
گردان
گفتم که شام تار دلها را سحر
کن
گفتا دعا همواره با اشک بصر
کن
گفتم که از هجران رویت بی
قرارم
گفتا که روز وصل را در
انتظارم


دوریت بهای سنگینی بود برای من
که تبعیدی نگاه بی چشمت بودم
اینجاهمه گمان میکنند که من با
چشمانت زنده بودم
اما بابا!!!
هیچ کس نمیداند که فروغ نگاه
بی چشمت مراکشت
تمام پنج شنبه هایت در خانه
هایی با پلاک گمنام غروب شد
و ماهیچ وقت ندانستیم که چگونه
سندی باهمان پلاک به نامت شد
هیچ وقت ندانستیم چگونه آنجاراگزیدی تا پایان دهی تنهاییت را
آنجا که حتی اگر گرد غفلت هم
خاطرمان را زنگاری کندو پنج شنبه هارا گم کنیم
هرگز تو تنها
نمیشوی
آری!
خانه ی تو و هم پلاکهایت همیشه
پرمهمان است
و همیشه با همان فانوسهای
نورانی، روشن
دلم هوای غربتت راکرده
باباهوای خس خس سینه و ....
هوای حرفهای آسمانیت
را
تو پرواز کبوتر را نمیدیدی اما
چه خوب برایم از پرواز ترانه ی عشق میسرودی
چه خوب در کانال های پرپیچ و
خم زندگیم راهنمایی بودی برای رهاییم
چه خوب.....!!!
دلم برایت تنگ شده
دلم برایت تنگ شده
دلم برایت تنگ شده

خدایا چگونه باشم در این
انتظار
چگونه تحمل کنم این ندیدن را
چگونه باشم در حالی که میدانم او دمی از
ما غافل نیست؟
او اکنون کجاست؟
در اینجا؟در ایران؟در عراق؟یا در عربستان؟
...........
خدایا دلم گرفت ازاینهمه بهانه گرفتن
دوست دارم ماه باشم تا از
آن بالا ببینمت که کجایی.....
و می خواهم از خدا
الا که راز
خدایی
خدا کند که بیایی

ادامه مطلب






با تو ام خودشیفته !
برادر شهیدم سینه اش را سپر کرد تا تو در امان باشی
و تو سینه ات را مقابل دشمن برهنه کردی تا خون پاکش را لگد مال کنی .


وصیت نامه شهید عبدالله محمودی
و تو ای خواهر دینی ام ، چادر سیاهی که تو را احاطه کرده است از خون سرخ من کوبنده تر است.
| پیامهای کوتاه در ارتباط با مزایای حجاب |
| نوشته شده توسط ز.م |
| جمعه, 11 آذر 1390 ساعت 09:12 |
|
جملات کوتاه در ارتباط با مزایای
حجاب ![]() ![]() ![]() با حجاب و چادر ، رضایت الهی بدست می آید . بدحجابی و بی حجابی موجب رضایت شیطان . حیای زن در حجاب است. زن با حجاب نزد شوهرش محبوبتر است. حجاب باعث آرامش روح می گردد. حجاب نشانه عدم کمبود وعدم حقارت نفس است ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() حجاب وچادر نشانه عفاف زن است . حجاب مصونیت است نه محدودیت . اضطراب در زنان با حجاب نسبت به زنان بی حجاب وبد حجاب کمتر است. حجاب ارزش زن را بالا می برد. حجاب یعنی گسست قیود اسارت نفس ورهایی از آن . فساد و سقط جنین در با حجابها کمتر است. ![]() ![]() ![]() ![]() مزایای استفاده از حجاب با یک تصویر ![]() ![]() ![]() ![]() زنان با حجاب ، مردان هرزه را در اهدافشان نامید می کنند . حجاب نشان دهنده حیا و پاکی روح و روان زن است. زن با حجاب در تحصیل علم موفق تر است. حجاب وتقوا آدمی را بهشتی می کند . حجاب مانع ایجاد فرزندان نامشروع می شود . ![]() ![]() ![]() ![]() حجاب تنها گنجی است که تمام نشدنی ست.. حجاب حفاظی است درمقابل تیرهای زهرآگین چشم نامحرم... حجاب یعنی حجاب نه هیچ چیز دیگر... ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() حجاب نشان دهنده استقلال در فرهنگ مذهبی وملی است. چادر مشکی زن وحجاب او، تیر زهر آلودی برقلب شیطان بزرگ است. حجاب ، خطرات اوباش واراذل را از زن دور می کند. طلاق وفروپاشی زندگی در زنان با تقوا وبا حجاب کمتر است . |
| گرسنه شکم و شهوت |
| نوشته شده توسط علی |
| یکشنبه, 04 دی 1390 ساعت 16:02 |
|
عالمی می فرمودند: برای تبلیغ به شهری |
بسم ربِّ الشهدا
...
انشاءالله که حداقلّش گلوله ی کوچکی باشد در برابر این بمباران هایِ
دشمن ...
یا زهرا .سلام الله
علیه.
برای دیدن در ابعاد واقعی
، روی تصویر کلیک کنید ...

این هم آدرس نوایِ
قبلیِ وبلاگ که خیلی از دوستان خواستارش بودند ...
(ز پشت ذوالجناح...
)
التماس دعا ...
برای دانلود اینجا کلیک کنید ...
...
با سلام به تمامی دوستان و رفقای بابصیرت ...
این هم شلیکِ ،
کوچکِ دیگری به طرف دشمنان خبیثِ اسلام و انقلاب ، و همچنین یک یادآوری دیگر برای
خواهرانِ با بصیرتمان که قدر چادر و حجاب شان را بدانند ،
دشمنان این را هم بدانند که خواهرانِ ما با تمام قدرت
در برابر اینگونه فشار ها ایستادگی میکنند ، ، ،
انشاء الله این شلیک ،
به قلبِ کثیفشان بنشیند ...
الهی
آرامش درونم را سپاس – راحتی ذهنم را سپاس – آسودگی جسمم را سپاس – هماهنگی و
اعتدالم را سپاس - شادی درونم را سپاس - شادمانی و سرورم را سپاس- نشاط و سرزندگی ام را سپاس - سلامتی و تندرستی ام را سپاس – انرژی
فراوانم را سپاس – انسان بودنم
را سپاس – آگاهی
روزافزونم را سپاس – نیت پاکم را
سپاس – روشنی ذهنم
را سپاس – خلا و پاکی
درونم را سپاس – مهربانی ام
را سپاس – گذشت و بخشش
ام را سپاس – صمیمیت و
عشقم را سپاس – بارش
فراوانم را سپاس – امیدواری به
خدای مهربانم را سپاس – رضایت درونم
را سپاس – اینهمه
شایستگی ام را سپاس – روزی
فراوانم را سپاس – توانگری
الهی ام را سپاس – پدر، مادر
خوبم را سپاس – ازدواج
موفقم را سپاس – فرزندان
سالم و صالحم را سپاس – دوستان خوبم
را سپاس – میل به
تحولم را سپاس – شوق درونی
ام را سپاس – تحول امروزم
را سپاس – تولد جدیدم
را سپاس – انسان دیگر
بودنم را سپاس – توفیق
سپاس گذاری خدای عاشقم را سپاس و عشق به خدایم را سپاس و...
***********
من برای همه آرامش الهی می طلبم.
من برای همه سلامتی و تندرستی می طلبم.
من برای همه از صمیم قلب دلی شاد می طلبم.
من برای همه عشق و محبت الهی می طلبم.
من برای همه آسایش و روزی فراوان می طلبم.
من برای همه لطف و هدایت الهی می طلبم.
................................................
هم اکنون به لطف الهی همه چیز و
همه کس ، توانگرم می سازد .
هم اکنون توانگری الهی از راههای بسیار رضایت بخش و هماهنگ در زندگی ام تجلی
می یابد .
امروز اداره عالی همه امورم را به اراده قدرتمند الهی می سپارم
.
امروزگشایش و آسانی همه امورم را به لطف
بی پایان الهی می سپارم .
«هاشم احمدی»
|
شرکت "والت دیزنی" چگونه ذهن کودکان دنیا را کنترل می کند؟+ تصاویر
والتدیزنی چگونه بوجود آمد؟ بزرگترین شرکت رسانهای کنترل اذهان کودکان چگونه به ترویج همجنسبازی میپردازد؟ پیامها چگونه از طریق انیمیشن به ناخودآگاه کودکان رسوخ میکنند؟ برای پاسخ بدین سؤالات با گزارش ویژه مشرق همراه شوید..
دیزنی شرکتی است برای تسخیر اذهان کودکان و جهت دادن بدانها. البته در دهههای اخیر تولیدات این شرکت بزرگسالان را نیز هدف گرفته و در کنار سایر چهرهها و شرکتهای هالیوودی تبدیل به یکی از پیشگامان حمایت از ارزشهای جدید غربی به مانند همجنسبازی و یا شیطانپرستی شده است.
والتدیزنی چگونه بوجود آمد؟شرکت والتدیزنی (Walt Disney Company) پردرآمدترین شرکت رسانهای در جهان محسوب میشود. این شرکت در سال 1923 با عنوان "استدیوی کارتون برادران دیزنی" بنیان نهاده شد و در سال 1986 عنوان کنونی را بر خود گرفت. شخصیتهای کارتونی، فیلمهای متحرک و پارکهای سرگرمی این شرکت در تمام جهان شناخته شده هستند.
والت دیزنی در5 دسامبر سال ۱۹۰۱ در شیکاگو دیده به جهان گشود. او از یک خانواده کشاورز بود. از کودکی به آموختن نگارگری پرداخت. در جنگ جهانی اول راننده آمبولانس بود.او پس از جنگ به تبلیغات تلویزیونی پرداخت. در سال ۱۹۲۲ با کسی به نام اوب ایورکز شرکتی به راه انداخت.در ۱۹۲۳ به هالیوود رفت و آغاز به ساخت کارتون کرد. نخستین کار بزرگش آفرینش چهرهای به نام میکی ماوس بود. در ۱۹۳۰ بسیار نامدار شده بود. وی در ۱۹۳۷ نخستین فیلم بلند پویانمای خود به نام سپیدبرفی را ساخت. وی همچنین کارگاهی فراهم کرده بود که در آن به اموزش پویانماگران میپرداخت. وی در ۱۷ ژوئیه ۱۹۵۵ دیزنیلند را گشود.
شرکت والتدیزنی (The Walt Disney Company) یکی از بزرگترین شرکتهای رسانهای و سرگرمی جهان است. این شرکت در ۱۶ اکتبر ۱۹۲۳ به وسیلهٔ دو برادر، «والت» (Walt) و «روی او.» (.Roy O) دیزنی، به عنوان یک استودیو کوچک انیمیشنسازی تأسیس شد و چندی بعد به یکی از بزرگترین استودیوهای هالیوود، صاحب یازده شهر بازی و چند شبکه تلویزیونی از جمله ایبیسی تبدیل شد. این شرکت در سال ۱۹۳۰ با کمک شرکت کلمبیا پیکچرز موفق به عرضه مجموعه تلویزیونی کارتونی میکی ماوس شد.
دفتر مرکزی شرکت دیزنی و امکانات اصلی تولید آن در کالیفرنیا، در استودیوی والت دیزنی (بربنک) قرار دارند. این شرکت یکی از اعضای میانگین صنعتی داو جونز است و در سال ۲۰۰۶، مبلغ ۳۴٫۳ میلیارد دلار درآمد داشتهاست. تا سال ۱۹۵۵، شرکت دیزنی فقط روی فیلمهای کارتون کار میکرد. شرکت دیزنی از سال ۲۰۰۲ توسط «دیک کوک» اداره میشود.
والت دیزنی، در سال 1928 شخصیت میکی ماوس (Mickey Mouse) را در کارتون "قایق بخاری ویلی" (Steamboat Willie) ارائه نمود که با استقبال فراوانی مواجه شد.
"قایق بخاری ویلی" اولین محصول شرکت والتدیزنی با حضور شخصیت میکیماوس
برخی دیگر از کارتونهای این شرکت که برای خوانندگان بزرگسال ما نیز یقینا آشنا هستند عبارتند از: "سفید برفی و هفت کوتوله" (1937)، "پینوکیو" (1940)، "بامبی" (1942)، "سیندرلا" (1950) و "رابینهود" (1952). از دیگر محصولات این شرکت عظیم میتوان به کارتونهایی چون "شیر شاه" (1994)، مجموعه "داستان اسباب بازیها" (1995-2010) "در جستجوی نمو" (2003)، "بالا" (2009)، "والای" (2008)، مجموعه "اتومبیل ها" (2006 و 2011) و یا فیلمهای سینمایی چون "هوانورد" (2004)، مجموعه "بیل را بکش" (2001 و 2004)، "جایی برای پیرمردها نیست" (2007) و مجموعه "دزدان دریای کارائیب" (2006 – 2011) اشاره نمود. قابل ذکر است که اسامی ذکر شده در بالا تنها بخش بسیار کوچکی از تولیدات این غول رسانهای را تشکیل میدهند.
مجسمه والتر دیزنی و میکیماوس که در پارک دیزنیلند نصب شده استدر سال 1984 و متعاقب مرگ وات دیزنی، یک یهودی به نام مایکل ایزنر (Michael Eisner) ریاست شرکت دیزنی را بر عهده گرفت.
وی بلافاصله همکیشان یهودی خود را وارد شرکت نمود و به قول مایکل مدود (Michael Medved)، منتقد سینمایی، به زودی یهودیان سراسر دیزنی را در برگرفتند. تحت مدیریت جدید، فروش و سود شرکت دیزنی افزایشی ناگهانی یافت و این شرکت که بار دیگر احیاء شده بود بار دیگر به قله جهانی صنعت سرگرمی بازگشت.
مایکل ایزنر مدیر عامل یهودی والتدیزنیوالتدیزنی، یکی از فعالترین شرکتهای رسانهای در حوزه کنترل اذهان "مالکیت تیم هاکی "اردکهای بزرگ آناهیم" (The Mighty Ducks of Anaheim) نمی تواند شروعی برای توصیف وسعت این پادشاهی باشد. هالیوود هنوز هم قلب نمادین این شرکت است. والتدیزنی هشت استدیوی فیلمسازی در اختیار دارد که عبارتند از: "والتدیزنیپیکچرز" (Walt Disney Pictures)، "تاچاستونپیکچرز" (Touchstone Pictures)، "میرامکس" (Miramax)، "بونا ویستا هوم ویدئو" (Buena Vista Home Video)، "بونا ویستا هوم اینترتینمنت" (Buena Vista Home Entertainment)، "بونا ویستا اینترنشنال" (Buena Vista International)، "هالیوود پیکچرز" (Hollywood Pictures) و "کاراوانپیکچرز" (Caravan Pictures) که در سال 1999 منحل گردید.
شرکتهای فیلمسازی دیزنی
شرکت والتدیزنی تحت لوای "انتشارات کتاب والتدیزنی"( Walt Disney Company Book Publishing) و "گروه انتشاراتی ایبیسی" (ABC Publishing Group) هشت بنگاه انتشارات کتاب؛ هفده مجله؛ شبکه تلویزیونی ایبیسی با ده ایستگاه تلویزیونی که در پنج بازار برتر جهان مشغول به فعالیت هستند؛ سی ایستگاه رادیویی در تمام بازارهای برتر جهانی؛ یازده کانال کابلی شامل دیزنی، "ایاسپیان" (ESPN) (مشترک)، "ایاندای" (A&E) و کانال تاریخی (History Channel)؛ سیزده کانال پخش بینالمللی از استرالیا گرفته تا برزیل؛ هفت واحد تولیدی و ورزشی در اقصینقاط جهان؛ و هفده سایت اینترنتی شامل "ایبیسیگروپ" (ABC group)،ESPN.sportszone، NFL.com، NBAZ.com و NBAZ.com. پنج گروه موسیقیایی این شرکت شامل مارکهای "بوئنا ویستا"( Buena Vista)، "لیریکاستریت" (Lyric Street) و والتدیزنی. شرکت والتدیزنی مالک داراییهای زیر است: · ایبیسی، کانال دیزنی، ایاسپیان، اِیاندای، کانال تاریخ · والتدیزنیپیکچرز، تاچاستون پیکچرز، هالیوود پیکچرز، شرکت فیلمسازی میراماکس، دایمنشن و بوئنا ویستا اینترنشنال. · افرادی چون میلی سایروس (Miley Cyrus)، هانا مونتانا (Hannah Montana)، سلنا گومز (Selena Gomez)، یوناس برادرز (Jonas Brothers). درآمد این شرکت در سال 2010 بالغ بر 38 میلیارد دلار بود که تقریبا 7/5 میلیارد دلار آن را سود خالص تشکیل میدهد.
شبکههای تلویزیونی شرکت والتدیزنی آیا میکیماوس و جری نماد یهودیان هستند؟ میکیماوس جزو مشهورترین شخصیتهای کارتونی دیزنی است که برای اولین بار در 18 نوامبر 1928 معرفی گشته و به زودی تبدیل به ستاره بیش از 120 کارتون مختلف گشت. بد نیست بدانیم این اولین شخصیت مشهور آثار والتدیزنی نمادی از همان یهودی سرگردان و بی کس است که مدام از سوی رقیبان قوی تر تهدید میشود و او صرفاً با اتکا به زیرکی و چالاکی خویش، بر تمامی دشمنان فایق میآید. امروز هم تداوم این شخصیت کارتونی را در انیمیشن "تام و جری"میتوان مشاهده کرد که موشی بد جنس و فریب کار با تکیه بر شیطنت ها و ناجوانمردیهایش به طرز اعجاب آوری همیشه بر گربهای نادان و احمق پیروز میشود. این قبیل آثار در دادن حس اعتماد به نفس به مخاطبان یهودی (که دقیقا مفهوم سمبل "موش" را میفهمند) [ظاهرا در آلمان نازی و همچنین سایر مناطق اروپا یهودیان را با القابی چون موش کثیف مورد خطاب قرار میدادند] و همچنین در دادن الگویی دغل و بدجنس به کودکان و نوجوانان بیگناه جهانیان تأثیر بسزایی دارند." آیا این دو موش شکستناپذیر والتدیزنی بازنمایی هویت یهود هستند؟
مثلث صورتی دیزنی در حالیکه حمایت از همجنسبازی دیگر تبدیل به یکی از ارکان هالیوود شده است، والتدیزنی نیز، مطابق آنچه که "مجمع خانواده آمریکایی" (American Family Association) میگوید تبدیل به یکی از "ترویج دهندگان اصلی نوع زندگانی همجنسبازانه و همچنین برنامههای سیاسی و اجتماعی همجنسبازانه در آمریکای امروز شده است." ایزنر خود یکی از اعضای هیأت مدیره "حامیان هالیوودی" (Hollywood Supporters)، یک سازمان پرنفوذ طرفدار همجنسبازی، است. در پارک دیزنیلند نیز که اصولا مکانی برای تفریح خانوادهها و کودکان است هر ساله مراسم جشن و تجمع همجنسبازان برگزار میشود. در مراسمی که در ژوئن 1996 برگزار شد، شرکت دیزنی اجازه داد تا دست اندرکاران همجنسباز، میکیماوس (Mickey Mouse) و دونالد داک (Donald Duck) را به صورت عاشقان همجنسباز مرد به تصویر کشند. همینطور اجازه داد مینیماوس (Minnie Mouse) و دیزیداک (Daisy Duck) به عنوان عاشقان همجنسباز دختر به تصویر کشیده شوند.
در جشن قوم لوط شخصیتهای کارتونی دیزنی نقش همجنسبازها را ایفاء نمودند
دیزنیلندنام یک پارک تفریحی میباشد که در ۱۳۱۳ بلوار هاربور جنوبی در آناهایم، کالیفرنیا، واقع شدهاست. این پارک در ۱۷ ژوئن سال ۱۹۵۵ میلادی باز شدهاست. این پارک تا کنون مورد بازدید بیش از ۵۱۵ میلیون نفر از زمان افتتاح قرار گرفتهاست.
دیزنیلند در تسخیر همجنسبازان
رابرت دی. ویلیامز (Robert D. Williams)، رئیس گروه کارکنان همجنسباز دیزنی، در سال 1997 اعلام داشت که در حدود 40 درصد از کارکنان این شرکت همجنسباز هستند. بر اساس گزارشات "مجمع خانواده آمریکایی" شرکت دیزنی یکی از بزرگترین حامیانه همجنسبازی در حوزه برنامههای تلویزیونی است. گری مارش (Gary Marsh)، رئیس بخش سرگرمی کانال دیزنی، در سال 2008 در مورد مسأله همجنس بازی گفت: "شخصیتهایی در کانال دیزنی وجود دارند که به نظر من مردم فکر خواهند کرد همجنس باز هستند.... تفسیر این موضوع بر عهده خود خوانندگان است...." این سخنان به وضوح نشان میدهند که شرکت دیزنی تمایل دارد که به صورت مخفی و پنهانی عناصر گرایشات همجنسبازانه را در تولیدات خود بگنجاند. این موضوع ما را بر این باور میرساند که برای ترویج همجنسبازی در تولیدات دیزنی و به منظور پرهیز از برانگیختن احساسات عمومی علیه این شرکت، از تکنیکهای پیامهای مخفی و تأثرگذاری بر ناخودآگاه کودکان استفاده میشود. البته در سالیان اخیر و با توجه به کاهش حساستها در جوامع غربی این پیامها شکل آشکارتری به خود گرفتند.
برای نمونه اخیرا مباحث زیادی در مورد انیمیشن "داستان اساببازیها" انجام گرفته زیرا شخصیت وودی (کابوی نقش اصلی) در این کارتون میتواند مجسمکننده فردی با گرایشات همجنسبازی باشد. این در حالی است که اخیرا در برنامه تبلیغاتی "پروژه وضعیت بهتر میشود" (It Gets Better Project)، که در آن بسیاری از چهرههای هالیوودی به تبلیغ همجنسبازی نوجوانان و حمایت از آن پرداخته بودند، از شخصیت وودی نیز استفاده شده بود.
وودی شخصیت اصلی کارتون "داستان اسباببازیها" – آیا وی مجسمکننده یک همجنسباز نیست؟ فیلمهای دیزنی و نمادهای شیطانی نمادهای شیطانی و جادوگری دیگر چنان عادی شدهاند که در فیلمهای هالیوودی بدون هیچ گونه اعتراض و یا حتی نقدی به نمایش گذارده میشوند. دیزنی نیز که بخش اعظمی از فعلیتهای خود را معطوف به کودکان نموده است سهم بسزای در ترویج این نمادها دارد. برای مثال، در 15 دقیقه ابتدایی فیلم نارنیا بینندگان با شخصیتی به نام آقای تومنوس (Mr. Tumnus) آشنا میشوند. این شخص ظاهر پان (Pan) را دارد که خدای باروری در ادیان غیرتوحیدی و مشرکانه محسوب میشود. در این فیلم اگرچه این کاراکتر شخصیتی دوست داشتنی و مثبت است اما هر کشی که اندک آشنایی با فرقههای شیطانپرستی دارد میداند که خدای پان نماد شهوتپرستی و بیبند و باری است. از دیگر فیلمهای اخیر شرکت والتدیزینی مجموعه بسیار مشهور هریپاتر است که در سراسر آن با دیدی مثبت به پدیده سحر و جادوگری که در تمام ادیان توحیدی مورد تقبیح واقع شده، نگریسته شده است. متأسفانه این دو فیلم و دیگر آثار دیزنی و سایر شرکتها که حاوی پیامهای مخربی بوده و به آهستگی اذهان کودکان ما را در جهتی که خود میخواهند شکل میدهند، در کشور ما نیز به طور گستردهای پخش میشوند. نمونههای اینچنین در مورد رواج آیینهای شیطانی و جادوگری در محصولات شرکت دیزنی به کرات قابل مشاهده است. شخصیت آقای تومنوس در فیلم نارنیا (سمت راست) خدای باروری و شهوت "پان" (سمت چپ)
پیامهای زیرآستانه در کارتونهای دیزنی علاوه بر تبلیغ ایجاد روابط بین دختران و پسران حتی خردسال در کارتونها و فیلمهای دیزنی که به طور علنی در محصولات این شرکت قابل روئیت هستند، در برخی موارد طراحات این شرکت اقدام به ارائه صحنههایی کردهاند که بدون شک به منظور تأثیر بر ناخودآگاه بینندگان طراحی شدهاند و شاید به نوعی آزمایش نظریه پیامرسانی زیرآستانه (Subliminal message) بودند تا میزان واکنش عمومی و تأثیرگذاری این نوع روشها سنجیده شود. پیامرسانی زیرآستانه یا ناخودآگاه نوعی روش تبلیغاتی است بدین صورت که پیامی را داخل محتوای یک تصویر یا عکس جاسازی میکنند به گونهای که شما متوجه آن نمیشوید اما این پیام به صورت خودکار در ناخودآگاه شما نقش میبندد.
نمایش واژه "سکس" به صورت پیام زیرآستانه در انیمیشن "شیر شاه" در محصولات دیزنی به کرات به واژه "سکس" برمیخوریم که در انمیشنهای این شرکت به مانند "شیر شاه"، گنجانده شدهاند. در یکی از صحنههای انیمیشن "پری کوچک" کشیش داستان در حال انجام مراسم ازدواج حرکت بسیار ناشایستی انجام میدهد. پس از اعتراضاتی که به این امر صورت گرفت صحنه مذکور اصلاح گردید. در انیمیشن "نجاتگرها" در صحنهای با تصویر زنی مواجه میویم که قسمت بالای بدنش عریان است. از این نوع تصاویر که یا به صورت تنها چند فریم و یا به عنوان بخشی حاشیهای از تصویر در تولیدات دیزنی به نمایش گزارده شدهاند، نمونههای بسیاری موجود است.
تصاویر ضد عربی شرکت دیزنی، تحت هدایت مالک یهودی خود ایزنر و با انعکاس انگیزههای صهیونیستی مدیریت عالی خود، در سالیان گذشته تصاویری تولید نمود که حاوی توهین آشکار به ملت عرب بودند. برای مثال، در فیلم سال 1994 با عنوان "بازگشت جعفر"، به عربهای دماغ عقابی با عنوان "راسوهای بیابان" اشاره میشود. در فیلم "پدر عروس 2"، یک شخصیت نفرتانگیز عرب به نام حبیب وجود دارد. فیلم "کازام" (1996)، که توسط استدیوی تاچاستون (Touchstone) شرکت دیزنی تولید شد شامل تعدادی شخصیت عرب پست و نالایق است. یکی از این شخصیتها یک دلال بازار سیاه به نام مالک است. دیگر فیلمهای اخیر ضدعرب شرکت دیزنی عرب عبارتند از "هماکنون در ارتش" و "جیآیجین".
شخصیت جعفر در کارتون "بازگشت جعفر"
اعلان جنگ اقتصادی به دیزنی برخی از میلیونها آمریکایی که دیزنی به صورت پنهانی به جنگ ارزشهای اخلاقی آنها رفته است تصمیم به نبرد گرفتهاند. از مهمترین این اقدامات میتوان به اعلان جنگ اقتصادی دو سازمان مسیحی بزرگ آمریکا یعنی سازمان کلیسای کاتولیک و بابتیستهای جنوبی علیه والتدیزنی اشاره نمود. در سال 1996، "اتحادیه کاتولیک حقوق مدنی و مذهبی" اعلام نمود که از هر نوع ابزار قانونی به مانند بایکوت محصولات استفاده خواهد نمود تا شرکت دیزنی را وادار نماید به جنگ خود با ارزشهای دینی خاتمه دهد. این گروهها حمله شرکت به ارزشهای سنتی و خانوادگی و بالاخص ترویج همجنسبازی را از دلایل بایکوت محصولات آن عنوان نمودند. با این حال ظاهرا این نوع تحریمها تأثیر چندانی نداشتهاند زیرا محصولات و تولیدات شرکت دیزنی به صورت بسیار گسترده و تحت عنوان شرکتهای فرعی دیزنی پخش میگردند و البته مهمترین علت را میتوان بیاطلاعی و انفعال افکار عمومی خواند.
والت دیزنی در5 دسامبر سال ۱۹۰۱ در شیکاگو دیده به جهان گشود. او از یک خانواده کشاورز بود.از کودکی به آموختن نگارگری پرداخت. در جنگ جهانی اول راننده آمبولانس بود.او پس از جنگ به تبلیغات تلویزیونی پرداخت. در سال ۱۹۲۲ با کسی به نام اوب ایورکز شرکتی به راه انداخت.در ۱۹۲۳ به هالیوود رفت و آغاز به ساخت کارتون کرد. نخستین کار بزرگش آفرینش چهرهای به نام میکی ماوس بود. در ۱۹۳۰ بسیار نامدار شده بود. وی در ۱۹۳۷ نخستین فیلم بلند پویانمای خود به نام سپیدبرفی را ساخت. وی همچنین کارگاهی فراهم کرده بود که در آن به اموزش پویانماگران میپرداخت. وی در ۱۷ ژوئیه ۱۹۵۵ دیزنیلند را گشود.
شرکت والتدیزنی (The Walt Disney Company) یکی از بزرگترین شرکتهای رسانهای و سرگرمی جهان است. این شرکت در ۱۶ اکتبر ۱۹۲۳ به وسیلهٔ دو برادر، «والت» (Walt) و «روی او.» (.Roy O) دیزنی، به عنوان یک استودیو کوچک انیمیشنسازی تأسیس شد و چندی بعد به یکی از بزرگترین استودیوهای هالیوود، صاحب یازده شهر بازی و چند شبکه تلویزیونی از جمله ایبیسی تبدیل شد. این شرکت در سال ۱۹۳۰ با کمک شرکت کلمبیا پیکچرز موفق به عرضه مجموعه تلویزیونی کارتونی میکی ماوس شد.
دفتر مرکزی شرکت دیزنی و امکانات اصلی تولید آن در کالیفرنیا، در استودیوی والت دیزنی (بربنک) قرار دارند. این شرکت یکی از اعضای میانگین صنعتی داو جونز است و در سال ۲۰۰۶، مبلغ ۳۴٫۳ میلیارد دلار درآمد داشتهاست. تا سال ۱۹۵۵، شرکت دیزنی فقط روی فیلمهای کارتون کار میکرد. شرکت دیزنی از سال ۲۰۰۲ توسط «دیک کوک» اداره میشود.
|
برگرفته از پایگاه جامع وتخصصی جنگ نرم
گزارش کریستین ساینس مانیتور
اینترنت، رسانههای اجتماعی، کارتونها و تبلیغات همه دست به دست هم دادهاند تا دختران را از همان سالهای کودکی به دنیایی جنسی و تحریک کننده هدایت کنند.

به گزارش جنگ نرم، روزنامه «کریستین ساینس مانیتور» در مقالهای به قلم «استفانی هینز»، مینویسد: از آنجایی که در فرهنگ غربی تمامی رسانهها پیامهایی جنسی برای دختران مخابره میکنند که نمیتوان متوقفشان کرد، باید دختران را بیشتر آگاه کنیم و به آنها قوه تشخیص بدهیم.
- به دختران کمک کنیم تا متوجه این مشکل بشوند
نمیتوانیم جلوی تصاویر رسانهای را بگیریم، پس باید به دختران قدرت تشخیص بدهیم
چه باید کرد؟ یک دختر دبیرستانی میگوید که دختران میتوانند خود منتقد رسانهها شوند. «مایا» خود عضو هیئت مشاوره دختران در سازمان «دختران قدرتمند و زنان سالم» است که در ایالت مین مستقر است و برنامههای درسی مناسب برای دختران دبیرستانی تهیه میکند و برنامههای متنوعی برای دختران دارد. «مایا» میگوید: «تصاویر زیادی از دختران درست شده و همه این تصاویر نیز در جهت شیء کردن آنهاست، سخت است که همه را از بین ببریم. پس باید کاری کنیم که دختران خود بتوانند این مسئله را ببینند.» او خود مستقیماً در این مورد آموزش دیده است. وقتی که دارند برنامهای تلویزیونی یا فیلمی تماشا میکنند، مادرش مدام روی دکمه مکث تلویزیون میزند و برایش توضیح میدهد؛ وقتی که برای مایا داستان میخوانده، خط قصه را اغلب عوض میکرده تا کاری کند شخصیتهای مؤنث مهمتر جلوه کنند. (مایا تازه وقتی بزرگتر شد فهمید که در داستان هری پاتر، «هری» فعالتر و مهمتر از شخصیت «هرمیونی» که دختر است، بوده) مایا، که اکنون 16 سال دارد، با خنده میگوید: «یک کمی اعصابخردکن بود که وقتی فیلم میدیدیم مادرم مدام فیلم را متوقف میکرد و میگفت: "ببین عزیزم، این اصلاً تصویر درستی نیست که نشان میدهند. " و من هم میگفتم: "آره، آره، میدونم. حالا میشه بقیه برنامه رو ببینیم؟"
میزان برنامههای تلویزیونی با محتوای جنسی از 54 درصد در 1998 به 70 درصد در 2005 رسیده است
پروفسور براون فرصتهای بسیاری داشت تا در نحوه برداشت دخترش مداخله کند. طبق آمار «بنیاد خانواده کیسر»، درصد برنامههای تلویزیونی با محتوای جنسی – از صحبت شخصیتها درباره امور جنسی گرفته تا آمیزش جنسی – از 54 درصد در سال 1998 به 70 درصد در سال 2005 رسیده است. «لوین» در کتاب خود مینویسد که اگر تبلیغات را نیز در این آمار بگنجانیم، درصدش بسیار بالاتر خواهد رفت؛ و برنامههای مستند مسابقهای و مصاحبهای که طی دهه اخیر بسیار رواج یافته است نیز همه چیز را جنسی میکند. دانشمندان خاطرنشان میکنند که بیشتر این برنامهها یا خط داستانیشان سبک حرمی پر از زنان است که در آن چندین زن برای برآوردن خواستهای یک مرد با هم رقابت میکنند، یا سرشار از اهداف مربوط به بهبود ظاهر جسمانی است.
حتی شخصیتهای زن کارتونی و عروسکی نیز لباسهای تحریک کننده به تن دارند
دختر بچهها نیز همین پیامهای جنسی را در فیلمها و برنامههای تلویزیونی مربوط به خود دریافت میکنند. «مؤسسه جینا دیویس برای جنسیت و رسانه» دریافته که اخیراً از هر سه شخصیت سخنگو (حیوان یا انسان) در فیلمهای خانوادگی مناسب برای کودکان، تنها یکی مؤنث است و حتی شخصیتهای کارتونی زن نیز لباسهای تحریک کننده به تن دارند: مثلاً «جزمین» در کارتونهای دیزنی لباسی بدون بالاتنه به تن دارد و حتی شخصیت عروسکی «میس پیگی» (که خوکی مسخره است) نیز لباس باز به تن میکند.
- در ساخت تصویر شرکت کنیم
حتی اگر فیلم و تلویزیون را هم محدود کنیم، پیامهای جنسی از رادیو، روزنامه و مدرسه به گوش بچهها میرسد
بسیاری از کارشناسان رشد کودک با توجه به این پیشزمینه میگویند که بهترین راه کنترل این هجوم رسانهای به سمت دختران جوان مشارکت والدین است. «آکادمی کودکان آمریکا» توصیه میکند که برای کودکان زیر 2 سال هیچ زمان تصویر – تلویزیونی، فیلمی، و اینترنتی – در نظر نگیریم؛ برای کودکان بزرگتر نیز تنها یک یا دو ساعت در روز کافی است. همین زمانبندی تغییر بزرگی برای خانوادههای آمریکایی خواهد بود. بنیاد خانواده کیسر در سال 2003 پژوهشی انجام داد که بر اساس آن مشخص شد 36 درصد کودکان زیر 6 سال در خانوادههایی زندگی میکنند که تلویزیونشان تمام مدت، یا تقریباً تمام مدت روشن است؛ 43 درصد کودکان زیر 4 تا 6 سال در اتاق خوابشان تلویزیون دارند. این بنیاد در سال 2010 گزارش کرد که به طور میانگین، کودکان 8 تا 18 ساله، روزانه 10 ساعت و 45 دقیقه از محتوای رسانهای خانه را به خود اختصاص میدهند. حتی اگر والدین تلویزیون و فیلم را نیز محدود کنند، جنسی شدن شخصیت زنان از طریق رادیو، روزنامههای روی قفسههای سوپرمارکتها، بیلبوردها، و مدارس و اینترنت قدرتمند به دست کودکان میرسد. این تصاویر در تلویزیون به مراتب جنسی شدهتر است.
عکس زنان طرح جلد مجله «رولینگ استون» هر روز برهنهتر شده است
جامعهشناسان دانشگاه بوفالو، «ارین هتن» و «مری نل تروتن»، در پژوهشی جدید طرح جلدهای مجله «رولینگ استون» در سالهای بین 1967 تا 2009 را بررسی کردند. آنها شاهد «افزایشی چشمگیر در تصاویر بیش از حد جنسی شده زنان» بودند، تا جایی که تا سال 2009، تقریباً هر زنی که عکسش روی جلد آمده به شکلی آشکار تحریک کننده بوده، اما تنها 17 درصد مردان به این شکل نشان داده شدهاند.
راهی برای فرار از دست تصاویر جنسی نیست
«مایا» میگوید حالا که راهی برای فرار از دست تصاویر جنسی نیست بهتر است که توانایی تشخیص و مشارکت در ساخت تصاویر را پیدا کنیم. او و دختران جوان دیگر وبسایتی درست کردهاند که دختران در آن مینویسند، نظر میدهند، و عقاید خود درباره جنسی شدن تصویر زنان در رسانهها را با هم رد و بدل میکنند. این پایگاه به کاربران این امکان را میدهد که تصاویر تبلیغاتی را ببینند و بعد تصاویر تغییر داده شده خود را جای آن بگذارند. مثلاً یکی از تصاویر اخیری که گذاشتهاند تبلیغ مجله «زپوس» است؛ در این تصویر زن برهنهای نشان داده میشود که تنها جمله زیر تصویر قسمتی از بدنش را پوشانده و آن جمله این است: «این کفشها چیزی بیش از کفش است!» و بعد آن کسی که تصویر را در وبگاه گذاشته در دنباله جمله اضافه میکند: «و با این حال هیچ خلاقیتی در تبلیغ خود به کار نبرده است!». «جکی دوپونت»، مدیر برنامههای سازمان «دختران قدرتمند و زنان سالم» میگوید: «وقتی به شکلی هجوآمیز روی این پیامها تأکید میکنیم، تأثیرش را از دست میدهد، مضحک بودن آنچه تبلیغات سعی در گفتن آن درباره زنان دارند روشنتر میشود.»
- شهوتانگیز بودن ربطی به جنسیت ندارد، فقط برای ترغیب به خرید است
بازاریابان از جنسی کردن تصویر زنان برای جذب دختران کوچک، یا از خشونت برای جذب پسربچهها استفاده میکنند
اما تصاویر رسانهای تنها بخشی از مشکل جنسی شدن همه چیز است. «لوین» و دیگران میگویند که بازاریابی تهاجمیتر عمل میکند. از زمان جنبش رفع نظارت قانونی در دهه 1980، دولت فدرال بخش اعظم کنترل خود بر تبلیغات برای کودکان را از دست داد. «لوین» میگوید که همین مسئله باعث شد بازاریابان هر چه گستاختر شوند. او میگوید بازاریابان انگیزه پیدا کردهاند که از جنسی کردن تصویر زنان برای جذب دختران کوچک، یا از خشونت برای جذب پسربچهها استفاده کنند، زیرا از دیدگاه رشد و پرورش، کودکان جذب چیزهایی میشوند که از آنها سر در نمیآورند، یا به نظرشان مرعوب کننده میآید. او میگوید که در چنین موقعیتی، شهوتانگیز بودن ربطی به جنسیت ندارد، بلکه فقط حقهای برای ترغیب به خرید است. اگر دختران قانع شوند که «شهوتانگیز» بودن برابر است با محبوبیت و خود دختر بودن، و اگر «شهوتانگیز» بودن مستلزم داشتن لباس، آرایش، مدل مو، وسایل، و کفشهای مناسب است، بازاریابان توانستهاند مشتریان جدیدی به دست آورند.
آنچه در گذشته برای جوانان بود، اکنون به کودکان هم فروخته میشود
پدیدهای به نام «فشردگی سنی» – اینکه کودکان الگوهایی را در پیش میگیرند که در گذشته تنها برای جوانان بود – به فروش بیشتر کمک میکند. اگر دختر بچهها از 6 سالگی برق لب بزنند (که آمار پژوهش «سازمان مصرف کننده ملی اکسپرین سیمونز» نیمی از آنها چنین میکنند) و از 8 سالگی ریمل (طبق آمار گروه انپیدی، درصد دختران 12-8 سالهای که ریمل میزنند بین 2007 تا 2009 دو برابر شد و از هر 5 دختر یکی ریمل میزند)، بیشتر به نفع کمپانیهای لوازم آرایشی خواهد بود. «لوین» میگوید که به همین دلیل است که اکنون لباس زیر مخصوص زنان به 7 سالهها هم فروخته میشود.
یکی از بهترین راهها برای به دام نقشهای جنسیتی نیفتادن دختران گستردهتر ساختن افقهای آنهاست
در همین حال، تقسیمبندی سنی عمیقی در اسباببازیها، لباس، و بازی و سرگرمی به وجود آمده است. «اورنستاین» در کتاب «سیندرلا دخترم را خورد» به این مسئله اشاره میکند که رنگ صورتی همه جا را پر کرده، تا جایی که بسیاری از دختر بچهها با رادار صورتی یکدیگر را زیر نظر دارند و مثلاً اگر سهچرخهای صورتی نباشد، دیگر نباید سوارش شوند. «براون» در کتابش اشاره میکند که هیچ معادل صورتی و محدود کنندهای برای پسران نیست. با اینکه رنگ آبی، وسایل ورزشی، و اسباب بازی ماشین و کامیون دکور اتاق آنها را تشکیل میدهد، باز هم گزینههای بیشتری برای تعریف خود در اختیار دارند. «براون» میگوید: «دختران در سطوحی بیسابقه با تصاویر محدود و مشخصی از دختر بودن مواجه میشوند.» یکی از بهترین راهها برای به دام نقشهای جنسیتی نیفتادن دختران گستردهتر ساختن افقهای آنهاست.
باید دختران را با تجربههای واقعی و متفاوت آشنا کنیم
خانم «دوپونت» که در سازمان «دختران قدرتمند، زنان سالم» مسئول برنامه «دختران ماجراجو» برای دختران کلاس دوم تا اول راهنمایی است، دختران را با زنانی آشنا کرده که در شاخههایی غیرمعمول و غیرسنتی، از ساخت و ساز و ورزش راگبی گرفته تا شیمی و سورتمهسواری سگها، به موفقیت رسیدهاند؛ او میگوید: «اگر ما را با تصاویری بمباران میکند که به ما حس انتخاب میدهند، اما در واقع تکراری و سادهاند، ما نیز نمیتوانیم صرفاً به دختران بگوییم گزینههای زیادی برای انتخاب دارند، بلکه باید آنها را با تجربههای واقعی و متفاوت آشنا کنیم.» و این همان کاری است که «فینوکین» کوشید در مورد دخترش انجام دهد. او نمیخواست تخیلات «کیوا» را نابود کند، بلکه میخواست دخترش امکانات بیشتری را که پیش رو دارد ببیند. بنابراین، با اینکه «کیوا» دوست داشت تنها داستانهای پریان دیزنی را –با عناوینی چون «سیندرلا: عروسی دلخواه من» - بخواند، «فینوکین» مصر بود که داستانهایی درباره «آملیا ایرهارت» (نخستین زن آمریکایی که مدرک خلبانی دریافت کرد) و دیگر زنان موفق را نیز برایش بخواند. او لباسهای بومیان آمریکا و لباس «شاهزاده خانم پرستو» (شخصیتی کارتونی که به زیبایی باقی شاهزاده خانمها نیست) را نیز برایش خرید تا در کنار لباسهای صورتی مارک دیزنیاش داشته باشد.
- همیشه یک قدم جلوتر باشیم
والدین میتوانند با همکاری سازمانهای حمایتی در رشد کودکشان مشارکت کنند
«فینوکین» میگوید «کیوا» که اکنون 5 ساله است از بند عشق شاهزاده خانمها رها شده است. این روزها داستان «جیمز و هلوی عظیمالجثه» و «جادوگر شهر اوز» بیشتر سرگرمش میکند. «فینوکین» میگوید «من میکوشم یک قدم جلوتر باشم. شاهزاده خانمها قدرتشان را از دست دادهاند. دخترم هنوز آن شخصیتها یا کارتونها را دوست دارد، اما دیگر معتقد نیست که چون شاهزاده یا دختر است نمیتواند بپرد.» «لوین» میگوید مشارکت والدین خیلی مهم است، اما لازم نیست حتماً تنهایی مشکل را حل کنند. طی چند سال گذشته سازمانهای حمایتی روبهرشدی برای مقابله با فشار بازار و جنسی شدن شکل گرفته است.
گروههایی برای نقد و بررسی تبلیغات و بازیها تشکیل شدهاند
«لوین» و دیگران در کمپینی شرکت دارند که خواستار قوانین جدید درباره نحوه پیامرسانی شرکتهای تبلیغاتی به کودکان است؛ گروههایی چون truechild.org و کمپین برای کودکی بدون تبلیغات نیز خواهان محدودیتهای بیشتری برای بازاریابی شدهاند و اجلاسهایی درباره مقابله با فرهنگ مشتری و جنسی شدن برگزار کردهاند. سازمان «تروس» (آموزگاران در برابر سرگرمیهای ناسالم برای کودکان) راهنمای ناشران و رسانهها را منتشر میکند که در آن به بررسی اسباببازیها و ادعاهای بازاریابان میپردازد، و فعالیتهای مناسب برای هر سن را پیشنهاد میکند.
همایشهایی برای اطلاع رسانی بیشتر به دختران و زنان برگزار میشود
اخیراً بازیگری چون «جینا دیویس» به سناتور دموکرات، «کی هیگن» از کارولینای شمالی و نماینده دموکرات مجلس نمایندگان، «تمی بالدوین» از ویسکونسین، پیوسته تا برای پیشنهاد طرحی قانونی لابی کنند؛ این طرح برای حمایت از تصویر زنان و دختران در رسانههاست. خود دختران نیز به گروههای حمایتی متفاوتی پیوستهاند، از جمله اقداماتشان سازماندهی و شرکت در اجلاس «اسپارک» (اعتراض به جنسی شدن: عمل، مقاومت، آگاهی) در نیویورک سیتی است، همایشی برای دختران و بزرگسالانی که درباره آگاهی رسانهای، جنسیت، و مبارزه با کلیشهها محفل برگزار میکنند.
دختران باید کشف کنند که دنبال کردن جدی علائقشان چقدر خوب است
مدارس نیز میتوانند بخشی از این بار را بر دوش بکشند. «کاترین استاینر-ادر»، رواندرمانگر و مشاور آموزشی، به مدت 30 سال با مدارس سراسر کشور برای طراحی برنامهای درسی که هوش اجتماعی و احساسی دختران و پسران را بالا ببرد همکاری داشته است. او میگوید برنامههایی که در آن دختران تشویق میشوند خلاقیت به کار برند و بعد طرح خودشان را گسترش دهند اغلب موفقند. او میگوید: «دختران کشف میکنند که دنبال کردن جدی علائقشان چقدر خوب است و به همین دلیل عمیقاً و با جدیت به انگیزههایشان بها میدهند.»
دانشآموزانی که در برنامههای اجتماعی-احساسی شرکت میکنند اعتمادبهنفس و موفقیت تحصیلی بیشتری به دست میآورند
این رواندرمانگر میگوید مدارسی که در مراحل اولیه روی این مسائل تمرکز میکنند، بیشترین موفقیت را به دست میآورند. در پژوهشی 4 ساله توسط سازمان مشارکتی آموزشهای آکادمیک، اجتماعی، و احساسی، که در سال 2007 منتشر شد، پژوهشگران دریافتند دانشآموزانی که در چنین برنامههایی شرکت میکنند محبت، اعتمادبهنفس، و موفقیت تحصیلی بیشتری نسبت به همتایانی که برنامه درسی اجتماعی-احساسی نداشتهاند، نشان میدهند. «با توجه به فرهنگ امروزی و دسترسی آسان به همه چیز و فقدان مرز بین خانه و مدرسه و مردم و فنآوری، میتوان این کار را از همان کلاس اول دبستان آغاز کرد. مدارسی که چنین برنامههایی را از کلاس اول پیاده میکنند، فرهنگهای بسیار متفاوتی را پرورش میدهند – دانشآموزانشان مهربانتر و رفتارشان محترمانهتر میشود و از رفتارهای قلدرمآبانه بیشتر فاصله میگیرند.»
- دخترانی که در چنبره بازخورد اجتماعی اسیرند
اینترنت هم دسترسی آسان به تصاویر جنسی را فراهم میکند، و هم بازخورد اجتماعی مثبتی برای برهنگی به وجود میآورد
اشاره خانم «استاینر-ادر» به فنآوری، یادآور همان مشکلی است که همه از آن باخبرند و با این حال هیچکس اشارهای به آن نمیکند. در هر مکالمهای که درباره جنسی شدن شخصیت دختران است، به اینترنت به عنوان چالشی عظیم اشاره میشود. شبکه جهانی نه تنها دسترسی آسان – و اغلب ناخواسته – به تصاویر جنسی را فراهم میکند (سایتهای مبتذل هم از لحاظ تعداد و هم از لحاظ آمار بیننده بر کل شبکه جهانی حکمرانی میکنند)، بلکه یک چنبره بازخورد اجتماعی را نیز ارائه میکند که سطح و ظاهرش سنگین، اما از لحاظ ارزشی کمعمق است و بسیاری از کارشناسان عقیده دارند باعث کاهش هوش و شفقت میشود.
نوجوانانی که تصاویر شهوتانگیز خود را در فیسبوک میگذارند نظرات دلگرمکنندهای دریافت میکنند
دختران و پسران یکدیگر را تشویق به پذیرش جنسی شدن میکنند. نوجوانانی که تصاویر شهوتانگیزی از خود در فیسبوک میگذارند نظرات مشوق و دلگرمکنندهای دریافت میکنند. «ریچل سیمونز»، کارشناس آموزشی و نویسنده، به کتابش، با عنوان «دختر متفاوت باید از گروه اخراج شود»، که درباره رفتارهای تهاجمی دختران است، چند فصل جدید درباره اینترنت اضافه کرد و آن را مجدداً به بازار فرستاد؛ او در این کتاب از دختر 13 سالهای میگوید که عکسی از خودش با لباس تنگ در فیسبوک گذاشته بود. او میگوید: «او این عکس را در فیسبوک میگذارد و 10 نظر زیر آن دریافت میکند که در آنها همه به او میگویند چقدر بدنش جذاب است.»
فناوری نیاز به نظارت، و خودسنجی دارد
او میگوید: «دختران از رسانههای اجتماعی برای دریافت بازخورد در مواردی استفاده میکنند که فرهنگ به آنها گفته باید ابراز یا رویش کار کنند. این به معنی حماقت دختران نیست ... بسیاری از دختران تصاویر شهوتانگیزی از خود میگذارند زیرا در فرهنگی رشد میکنند که به جنسیتشان بهای زیادی میدهد.» «سیمونز» و دیگران میگویند راهحلش این نیست که والدین اینترنت را قطع کنند. راههای بسیاری برای استفاده از اینترنت و رسانههای اجتماعی به شکل درست است. اما فناوری نیاز به نظارت، و خودسنجی دارد.
وقتی والدین غرق در فناوریاند، نمیتوان از دختران انتظار دیگری داشت
وقتی والدین خودشان مدام آیفونهایشان را چک میکنند، نمیتوان دختری را برای غرق شدن در رسانههای اجتماعی سرزنش کرد. «سیمونز» میگوید: «ما نمیتوانیم دست روی دست بگذاریم و بگوییم بچهها چقدر بد شدهاند. باید به خودمان هم نگاهی بیندازیم.»
برگرفته از پایگاه جامع تخصصی جنگ نرم
مهاجمی است که با خیل سربازان خود، از نزدیک ترین مکان، کودکان نورسته و مادران
آینده را هدف تیرهای آموزه های زهرآگین خود قرار می دهد و بدون هیچگونه حساسیتی
آرام آرام به تسخیر قلب آنها مبادرت می ورزد، از این رو یقه دَرانی طراحان فرهنگی
آمریکا در حمایت مستقیم و غیرمستقیم از این پرنسس چشم آبی چندان هم دور از انتظار
نیست.
نزدیک ترین مکان، کودکان نورسته و مادران آینده را هدف تیرهای آموزه های زهرآگین
خود قرار می دهد و بدون هیچگونه حساسیتی آرام آرام به تسخیر قلب آنها مبادرت می
ورزد، از این رو یقه دَرانی طراحان فرهنگی آمریکا در حمایت مستقیم و غیرمستقیم از
این پرنسس چشم آبی چندان هم دور از انتظار نیست.
در روش های تعلیم و تربیت، مهم
ترین و کلیدی ترین عامل، بحث الگوسازی است. هر سن و هر جنس، الگوی خاص خود را بر می
تابد. در این میان مهم ترین سن، دوران کودکی است. تربیت دوران کودکی توأم با بهره
گیری از الگوهای خاص و ویژه این دوران است. طبیعی است که الگوهای دوران کودکی بطور
عمده از مؤلفه های عاطفی بجای گزاره های عقلانی بهره می برند. لذا رمز و رازهای
موجود در خیال پردازی های کودکانه، جایگزین گزینه های واقع گرایانه در تربیت
بزرگسالان می شود. مبتنی بر این اصل، استفاده از نماد حیوانات به صورت فانتزی، در
انتقال مفاهیم آموزشی و تربیتی به کودکان، همواره مدنظر بوده است. بگونه ای که
امروزه بیشترین حجم تولیدات فرهنگی مربوط به کودکان در زمینه انیمیشن، کتاب،
داستان، و اسباب بازی، به استفاده از نمادگرایی از حیوانات محدود می شود.
در این
میان دختر بچه ها انحصاراً به عروسک علاقمند هستند. این علاقه نشأت گرفته از عاطفه
ویژه دختربچه ها و همچنین بدلیل قدرت برتر عروسک در ایجاد حس همزادپنداری وتفاهم
خیالی با کودک است.
عروسک، بالاترین نقش تربیتی را بویژه در شکل دهی و پایه ریزی
شخصیت دختران دارد. دختر بچه ها، زنان آینده هر ملت هستند و برای انحطاط هر ملت
بایستی دختران و زنان آن را منحط تربیت کرد؛ همانگونه که برای اعتلای هر ملت،
بایستی دختران و زنان آن ملت را متعالی تربیت کرد. از این منظر، نقش عروسک در تهاجم
فرهنگی و جنگ نرم بسیار برجسته ای است.
کمپانی متل در سال 1945، توسط زوج هندلر
و مت در ایالت کالیفرنیای جنوبی امریکا تأسیس شد. این شرکت، ابتدا قاب عکس تولید می
کرد و سپس به ساخت مبلمان خانه، و در نهایت به تولید اسباب بازی روی
آورد.
کمپانی متل در سال 1955، برای تبلیغ اسباب بازی ها در نمایش های تلویزیونی
با کلوپ میکی ماوس به همکاری پرداخت که موجب دگرگونی ساختاری در تجارت اسباب بازی
شد.
در سال 1959، بدلیل علاقه دختر هندلر به عروسک های کاغذی، این شرکت طرح ساخت
عروسک را دنبال کرد که منجر به عقد قرارداد برای دریافت امتیاز عروسک آلمانی لی لی
شد.
این عروسک در واقع برگرفته از شخصیت و اندام و چهره یک زن خیابان گرد آلمانی
به همین نام بود. عروسک آلمانی لی لی بعنوان یک قطعه کلکسیونی فقط به بزرگسالان
بویژه کلکسیونرهای اسباب بازی فروخته می شد.
کمپانی متل، امتیاز عروسک لی لی را
از آلمان خرید و پس از تغییراتی، صورتبندی نژادی آن را به نژاد آنگلوساکسون همانند
کرد و به تولید انبوه آن در امریکا اقدام نمود.
این عروسک تغییرنژادیافته (به
نژاد امریکایی-انگلیسی آنگلوساکسون) باربی لقب گرفت. باربی، اسم خلاصه شده باربارا؛
دختر کوچک رئیس کمپانی متل یعنی آقای هندلر بود. باری بزودی در صف اول اسباب بازی
دختران در غرب قرار گرفت. در سال 1959 هر عروسک باربی به قیمت 3 دلار فروخته می شد،
اما اکنون هر عروسک باربی اصل ساخت کمپانی متل، 4500 دلار قیمت دارد.
طراح
تغییرات باربی در امریکا در کمپانی متل، جک رایان است. وی قبل از آن در پنتاگون
(وزارت جنگ امریکا) طراح موشک های اسپارو و هاوک بود. شرکت متل او را بخاطر تخصص و
استعدادش در شناخت فرم هیکل زنان استخدام کرد.
در سال 1960، شرکت متل، سهام خود
را به فروش رساند و به سهامی عام تبدیل شد. از 1963 تا سال 1965، ثروت کمپانی متل
از 100 میلیون دلار به 500 میلیون دلار افزایش یافت.
تولد کِن (دوست پسر
باربی)
در سال 1961، کمپانی متل عروسک «کن» را تولید کرد. این عروسک پسری بود با
لباس های شیک و موهای قهوه ای با نامی برگرفته از نام پسر آقای هندلر؛ رئیس کمپانی
متل. به این ترتیب عروسک باربی صاحب یک دوست پسر شد. باربی برای یک مدت طولانی بدون
اینکه با کن ازدواج نماید، دوستی و رفاقت خود را با او ادامه داد و بدینوسیله تبلیغ
و ترویج دوستی با پسران نیز در دستور کار باربی قرار گرفت. دوستی نامشروع و درازمدت
باربی با کِن، موهای افشان، لباس های دو تکه و نیمه عریان، آرایش های غلیظ،
خودنمایی های حریصانه، رقص های عمومی، سکس و بی بندوباری از مصادیق اخلاق جنسی غرب
است که باربی عهده دار ترویج آنها می باشد. بعدها در سال 1963، عروسک «میچ» و در
سال 1965، عروسک اسکیپر به جمع «کن» و «باربی» پیوستند.
در سال 1968، کمپانی متل
برای اینکه به باربی یک شخصیت تربیتی جهانی ببخشد، اقدام به ساخت و فروش عروسک های
سیاه و زردی نمود که هیکل و اندام آنها کاملاً همانند اندام باربی، ولی رنگ و پوست
و چهره آنها متفاوت است. عروسک دو رگه آفریقایی- امریکایی برای کودکان سیاه پوست در
امریکا و افریقا که به باربی سیاهان معروف شد، با نام «کریستین» توسط کمپانی متل به
بازار آمد. این همه مسئله نبود؛ بازار بیش از یک میلیاردی زردپوستان در آسیا و
همچنین تربیت غربی دختران آنان، ضرورت نگاه فرهنگ غربی به آن عرصه را جدی ساخت. در
سال 1990، «کی یرا» باربی ژاپنی ها و چینی ها را ساخته و روانه بازار کرد. در کنار
این دوست زرد پوست باربی، دو سال قبل از آن (1988) ترزای امریکای لاتین به جمع
دوستان باربی پیوسته بود.
از سال 1965، کمپانی متل در راستای تبلیغ و ترویج
باربی به ساخت و فروش اسباب بازی های جنبی و تکمیلی آن پرداخت، اسباب بازی «ببین و
بگو» در مهد کودک ها، خدروهای مسابقه ای احتراقی، اسباب بازی های الکترونیکی،
سرگرمی های ویدئویی خانگی، پازل ها و ... .
کمپانی امریکایی متل، برای ترویج
باربی در سال 1968، شرکت «هنگ کنگی اراکو» را تأسیس کرد. در سال 1988 با کمپانی
«والت دیسنی» در جهت تولید و بازاریابی اسباب بازی ها و فیلم های شخصیت های عروسکی
و کارتونی معروف والت دیسنی در سراسر جهان، قرارداد همکاری منعقد نمود. همچنین در
سال 1988، کمپانی متل کل سهام شرکت اسباب بازی سازی فرانسوی «اس.ای» را خرید و در
سال 1989، شرکت «کورجی تویز» انگلیسی را تأسیس کرد. باتوجه به گسترش نفوذ باربی،
کمپانی متل در 1991 شرکت «آویوا» تولیدکننده اسباب بازی های ورزشی را تأسیس
کرد.
در سال 2001، عروسک باربی در اولین فیلم کامپیوتری خود به نام «باربی در
فندق شکن» ظاهر شد. از آن پس تاکنون، تعداد قابل توجهی فیلم کامپیوتری، انیمیشن،
فیلم سینمایی، و مستهجن و سکس در مورد باربی تولید شده است.
در طی سالیان گذشته،
باربی بیش از 500 بار در نقش ها و شخصیت های متفاوت عرضه شده است از آن جمله :
پرستار، افسر پلیس، آموزگار، پزشک، دندانپزشک، دامپزشک، خواننده موسیقی راک،
ژیمناست، کاراگاه، افسر نیروی دریایی، افسر خلبان، مهماندار هواپیما، دزد، گدا و
... که این شخصیت پردازی ها، برای کارکردهای تربیتی این عروسک است.
در طول 40
سال گذشته عروسک باربی فعال در عرصه سیاست امریکا بوده است. در طول انتخابات ایالتی
و ملتی، باربی بسیار فعال است. در طول جنگ ویتنام، گرانادا، پاناما و در انتهای جنگ
سرد، باربی نقش های متفاوتی ایفا کرد.
در طول جنگ عراق و امریکا در سال 1990،
عروسک باربی با پوشش یونیفرم نظامی امریکایی به تهییج افکار عمومی مردم امریکا
پرداخت. پس از واقعه 11 سپتامبر نیز باربی با پوشیدن یونیفرم نیروهای ضدتروریست، با
ایفای نقش جدید خود به تهییج افکار عمومی پرداخت. تیتر آگهی های تبلیغاتی باربی،
برای نبرد ضدتروریسم این بود : باربی - روح امریکایی.
باربی و تعلیم و
تربیت
خانم روت هندلر همسر رئیس کمپانی متل دریافته بود همچنان که فرزندش
باربارا رشد می کند، به شخصیت سازی و تقلید از بزرگسالان در رفتار با عروسک های
کاغذی می پردازد، بنابراین طرح ایده ابداع عروسک واقعی (سه بعدی) به ذهن او خطور
کرد.
پس از ساخت باربی، تصمیم بر این شد تا مدل های گوناگونی از لباس ها در
اختیار کودکان قرار گیرد تا آنان بتوانند شخصیت دلخواه خود را در مدل های مختلف به
باربی ببخشند. به مرور زمان باربی کارکرد مهمی یافت؛ باربی به دختران آموزش می داد
که جامعه مدرن از آنها بعنوان یک زن چه انتظاری دارد.
کمر باریک و اندام کشیده
باربی باعث شده است تا دختران نوجوان در غرب و سایر کشورها برای اینکه اندامشان
شبیه باربی شود یا از الگوی باربی خیلی فاصله نداشته باشد، از خوردن غذا به اندازه
کافی در سن رشد خود پرهیز کنند. لذا آمار حیرت آور سازمان های بهداشتی غرب از
سوءتغذیه دختران غربی خبر می دهد.
چون مطرح می شد که ترکیب اندام باربی هیچگاه
بهم نخواهد خورد، لذا در تربیت دختران برای اینکه در سنین بزرگسالی هیچگاه باردار
نشوند، در حفظ تناسب اندام آنان بسیار مؤثر بود. در دهه 90 میلادی بدلیل کاهش نرخ
تولیدمثل در غرب بویژه در امریکا، باربی برای تربیت دختران در آن زمینه وارد صحنه
شد و در سال 1955 این عروسک با یک جنین در شکم خود، به بازار عرضه شد تا دختران
نوجوان با وضع حمل باربی بدست خود، اشتیاق مادرشدن بیابند. امروزه اسکیپر که خواهر
کوچک باربی محسوب می شود، بخشی از پاسخ به درخواست سیاست گذاران فرهنگی برای بچه
دار بودن باربی است.
نگاهی به تحول لباس ها و شخصیت باربی، بیانگر آن تحول
اجتماعی است که باربی در آن آفریده شده است. امروزه عروسک بزرگ باربی در هیکل دختر
جوان حقیقی، برای مقاصد مستهجن در فروشگاه های غربی خرید و فروش می شود. تعداد
زیادی از هنرپیشه ها و خوانندگان زن غربی با صرف هزینه های زیاد اندام و چهره خود
را همچون باربی می سازند تا مورد توجه عموم واقع شوند. امروزه باربی بر روی تمام
وسایل مورد استفاده کودکان و نوجوانان اعم از لوازم التحریر، لوازم بهداشتی و
آرایشی، پوشاک، اسباب بازی، لوازم تزئینی و ... حک شده است و حتی خوردنی های فانتزی
کودکان مانند آدامس و شکلات نیز از حضور باربی بی نصیب نیستند. چه اینکه دخترها در
سراسر جهان بایستی حضور مدل و الگوی غربی خود (باربی) را همواره در پیرامون خود حس
کنند. مادران غربی می پرسند؛ چرا دختران ما زودتر از آنچه که باید بالغ می شوند؟
دلیل این بلوغ زودرس جنسی دختران ما در چیست؟
استراتژی فرهنگی امریکا و
باربی
از آنجا که بیان دکترین فرهنگی امریکا بر اومانیسم (بشر مداری بجای خدا
محوری)، لیبرالیسم (اباحی گری)، سکولاریسم (عرفی اندیشی و دنیاگرایی) و هدونیسم
(لذت محوری) است، طبیعی است که سیاستمداران و استراتژیست های فرهنگی امریکا تلاش
نمایند تا از طریق شیوه و راهکارهای مختلف، بنیان فرهنگی خود را تقویت، و آن را در
امریکا و سراسر جهان بسط و تسری دهند. یکی از شیوه ها، تربیت دختران امریکا و سراسر
جهان با گزاره های فرهنگ امریکایی است. لذا به عنوان بهترین و کارآمدترین راه، اگر
دختران سایر ملت ها با ارزش های امریکایی تربیت شوند، این دختران، نقش همسران و
مادران را در جوامع خودشان عهده دار می شوند، لذا مبتنی بر ارزش های امریکایی،
جامعه شان را اداره می کنند و این مهم ترین کارکرد تهاجمی یک فرهنگ مهاجم است که
شهروندان دیگر ممالک را با ارزش های خود بپرورانند.
اینگونه است که باربی در
استراتژی فرهنگی امریکا واجد بالاترین تأثیرها و ارزش گذاری هاست. و در عرصه پدافند
در برابر تهاجم فرهنگی عروسک باربی، مهم ترین اقدام در گام نخست تبیین مخاطرات
تربیتی و فرهنگی این عروسک است. لذا هشدار بصیرت بخش در صدر این اقدامات
است.
مکانیزم تربیتی عروسک باربی
عروسک باربی برخلاف سایر عروسک ها تداعی
کننده بچه نبوده و دارای چهره بچه گانه نمی باشد، بلکه یک زن بیست ساله امریکایی با
تمام مشخصات اندامی آن است که با دقت فراوان طراحی و ساخته می شود و با حضور
تصاویرش در اکثر مایحتاج و ملزومات ضروری کودکان و نوجوانان از قبیل لوازم التحریر،
کیف، کفش، شکلات ها، ظروف، البسه، ساعت، وسایل شخصی و ... که به بیش از دهها هزار
مورد موجود در بازار حتی بازار داخلی می رسد، ملکه ذهنی کودکان و نوجوانان گردیده و
خود را به آنان تحمیل و موجب خرید عروسک می گردد. خریداران باربی با خرید یک عروسک
کارشان تمام نشده و مجبورند تمام وسایل مکمل آن را از قبیل لباس خواب، وسایل حمام،
مایوی شنا، لباس میهمانی، وسایل آرایش و ... را که همه ساله در چندین نوبت نیز
تغییر مد داده، بازسازی و تولید می شوند را تهیه و همواره آن را به روز نمایند.
بدیهی است مدل لباس باربی و تمام آنچه که تحت عنوان متعلقات عروسـک عرضه می
شود، مـدل لبـاس و سایر وسـایل مورد نیاز دختران و زنـان قرار گرفته و بدین صـورت
دختران مأنوس با این عروسک با سلیقه باربی (یا به قول دقیق تر با سلیقه و خواست یک
زن امریکایی) بزرگ شده و در زمانی که به سن انتخاب می رسند، دقیقاً دارای سلیقه ای
همانند باربی (یا یک زن امریکایی) می باشند. بنابراین هرآنچه در تمدن غرب برای
انحطاط بشر تولید و عرضه می شود، قبلاً ذائقه و احساس نیاز به آن را با هزینه مصرف
کنندگان بوجود آورده اند.
باشد که عروسک های ملی سارا و دارا که از نژاد آریایی
و دارای فرهنگی ایرانی- اسلامی می باشند، بتوانند خلاء مزبور را پر نموده و در
رقابتی سنگین و نفس گیر، باربی را در رزمگاه تربیتی دختران جهان اسلام با شکست
روبرو سازند.
جهانی وارد کرده که مجهز به دوربینی در گردن عروسک است و میتواند از این طریق از
لحظات خصوصی خانوادهها تصویربرداری کند.
گرداب- باربی جدیدی به نام "دختر ویدئویی" وارد بازار تهران و برخی شهرستانها شده که یک گردنبند با قابلیت فیلمبرداری به صورت دوربین مخفی
دارد و از لحظات خصوصی خانواده تصویربرداری نموده و به پایگاههای اینترنتی
میفرستد.
بازار جهانی شده، مجهز به دوربینی در گردن عروسک است و از این طریق از لحظات خصوصی
خانوادهها تصویربرداری میکند و ممکن است تصاویر نامناسبی را به پایگاههایی
اینترنتی مختلف مانند یوتیوب بفرستد.
نحوه انتقال تصاویر خصوصی فیلمبرداری
شده از طریق باربی به اینترنت، به این صورت است که دارنده این عروسک برای دانلود
جدیدترین موسیقی و مدلهای رقصیدن عروسکش، ناگزیر به اتصال عروسک به اینترنت است.
عملیات انتقال اطلاعات به صورت برنامه ریزی شده از قبل، در نرم افزار آن قرارداده
شده و هنگام اتصال به اینترنت به صورت خودکار تصاویر فیلمبرداری شده بر روی سرور
سایت کپی میشود.
ورود باربی دوربین دار از دو جنبه واجد احتیاط و اعلام
هشدار به خانوادهها است. اول نقض حریم خصوصی خانوادهها و دوم آن که این دوربین
مخفی ابزرای برای جاسوسی سرویسهای اطلاعاتی نیز محسوب میشود.
عروسک باربی
دوربین دار به بازار ایران نیز وارد شده و در فروشگاههای تهران عرضه میشود. این
عروسک در برخی شهرستانها نیز توزیع شده است.
این موضوع هشدارهای روانشناسان
آمریکایی را نیز برانگیخته و در این زمینه خواستار تحریم این محصول شده
اند.
چندی پیش یک روانشناس آمریکایی، به خاطر دوربینی که در عروسکهای
باربی جدید تعبیه شده، خواستار تحریم آن از سوی والدین شد."دانیلا میلتیک"
(Daniella Miletic) از والدین کودکان آمریکایی خواست عروسک باربی جدید را تحریم
کنند. نکته مهم در استفاده از این وسایل، نقض حریم خصوصی شهروندان جامعه نیست، بلکه
استفاده جاسوسی که از این وسایل میشود در خور اهمیت بیشتری است.
دانیلا
میلتیک در مقاله خود نوشت: عروسکهای باربی جدید، که دوربینی درون آنها کار گذاشته
شده است، نگرانیای در مورد مسئله حریم خصوصی مصرفکنندگان ایجاد کرده است. این
عروسکهای وینیل متعلق به شرکت "متل" (MATTEL) سالهاست که در دست مصرفکنندگان
هستند؛ ولی فناوریهای روز به آنها افزوده شده است. مدل جدید این عروسکها که
دوربینی در آنها کار گذاشته شده، باعث نگرانی وکلای حریم خصوصی و همچنین برخی
روانشناسان شده است.
میلتیک ادامه داد: این باربی جدید که "دختر ویدئویی"
(Video Girl) نام دارد، به خاطر این مسئله که به کودکان این امکان را میدهد با
استفاده از دوربینی که در گردنبند آن تعبیه شده، از خودشان و دیگران فیلم بگیرند،
مورد انتقاد قرار گرفته است. این عروسک که قیمت آن حدود 110 دلار است، یک صفحه
نمایش ال.سی.دی کوچک در پشت خود دارد و که میتوان آن را به رایانه انتقال
داد.

گفته این نویسنده، "سالی مککورمک" (Sally-Anne McCormack) روانشناس بالینی بر این
باور است که فیلمهای گرفته شده ممکن است از طریق این عروسک ناآگاهانه و برای مقاصد
سوء در اینترنت مورد استفاده قرار گیرد.
وی ادامه داد: «"مایکل پیرس"
(Michael Pearce) از موسسه "لیبرتی ویکتوریا" (Liberty Victoria) بر این باور است
که تلاش برای متوقف کردن تولید دستگاههای فیلمبرداری کوچک مانند این عروسک
بیفایده است و استرالیا باید قوانین مناسبتری را در مورد حفظ حریم خصوصی مردم در
مقابل استفاده ناصحیح از فناوریهای جدید وضع کند.»
وی همچنین در ادامه
نوشت: "کریستوفر زین" (Christopher Zinn) از اعضای گروه طرفدار مصرفکننده "چویس"
(Choice) میگوید که این دستگاه تنها یکی از صدها دستگاه دیگری است که دوربین مخفی
در آنها کار گذاشته شده است. وی در این باره گفت: «نمیتوان مانع ابتکار شد. گسترش
دستگاههای تلفن همراه و قلمهای دارای دوربین مخفی... از این دستگاهها بسیار در
دسترس مردم است. من نمیتوانم بفهمم که چرا این عروسک جدید تعادل را بر هم میزند و
یک وسیله سرگرمی را به یک وسیله انحرافی تبدیل میکند.»
دانستنش خالی از لطف
نیست که امروزه از دوربین تلفن همراه، دوربین لپ تاپ، میکروفن لپ تاپ و finger
print، گرفته تا مکالمات تلفنی، ایمیلها و voice chat و video chat، به ابزاری برای
جاسوسی تبدیل شدهاند و از سوی آژانس امنیت ملی آمریکا (NSA) کنترل میشوند. این
موضوع صرفا به افراد سیاستمدار و یا افراد خاص جامعه آمریکا اختصاص ندارد، بلکه
برای افراد همه جوامع در سراسر دنیا در نظر گرفته شده و رفتار و مکالمات همه
انسانها را در همه جا پوشش میدهد. رسالت سازمانی و ماموریت NSA کنترل روابط و
اطلاعات افراد در سراسر دنیاست.
عروسک باربی نیز نقش غیر قابل انکاری در
گسترش سبک زندگی آمریکایی به ویژه در میان دختران دارد.
منبع: مشرق
بعضی حرف ها را نمی شود قیمت
گذاشت.
بعضی حرف ها حرف اضافه است.
بعضی حرف ها با سکوت ادا می شود.
بعضی
حرف ها را باید از نامحرم پوشاند.
بعضی حرف ها به گوینده اش آبرو می
دهد.
بعضی حرف ها را باید یک بار گفت.
بعضی حرف ها را باید تکرار
کرد.
بعضی حرف ها را باید بایگانی کرد.
بعضی حرف ها مسمومند.
![]()
حرفی برای گفتن داریم بشنوید!؟
ایرانی ها بی حجاب میشن....خارجی ها با
حجاب ........چرا؟واقعا چرا ?
در حالی که دنیا به طرف حجاب و اسلام میرود زنان و
دختران ما به طرف بی حجابی
ووو............میروند.............چرا؟
این خواننده روسی.........اینم هنرمند ایرانی؟؟!!
مگر دختر یا زن ایرانی با دین اسلام و حجاب آشنا نیست؟
فکر میکنید مخالفان حجاب چه کسانی هستند؟

آیا می دانید آنان که با حجاب مخالفند، در حقیقت با
چندین آیه ی قرآن که در دو سوره ی نور و احزاب در زمینه ی لزوم حجاب و پوشش کامل
زنان نازل شده است مخالفند؟!؟
آیا می دانید مخالفت با حجاب اسلامی بیشتر از
مردان هوس ران است.
مگر بانوی ایرانی نمیدانید که چگونه باید شیطان درون خود
را مهار کند و رواج فساد و بی بندباری را بگیرد؟

آیا هر کدام از ما نمیدانیم که چه
باید بکنیم؟
پوشش بانوان سینمای ایران؛ اسلامی یا غیر اسلامی؟آیا پوشش
بازیگران زن ایرانی در انظار عمومی، اسلامی این است؟
امروز چی بپوشیم؟ سؤال کردن هیچ
اشکالی نداره، چرا که گاهی باعث کشف پدیده های جدید می شه؛ اما این « ... چی بپوشم؟
» منجر به کشفی شد که نسل بشر رو بدجوری به خودش مشغول کرده؛ کشف مد!
آرایش
دختران نوجوان و جوان ، سن آنها را بسیار بیشتر از آنچه که هست نشان می دهد
!
امروز به این فکر می کردم که در جامعه امروز ما اکثر خانم ها در گناه
هستند و کسی هم اینها رو امر به معروف نمی کند
بابا!دین نگفته اگر چهار تا
دونه مو رو نشون بدی اشکالی نداره!
حتی یک تار مو دختر هم نباید به نا محرم
نشان داده شود!

مگر اسلام حد و مرز گذاشته برای پوشش
موی سر؟
همه موی سر باید پوشیده بشه.حتی یک تار مو بلکه کمتر هم نباید نشون
داده بشه!
همه دستها به جز مچ و انگشتان دست باید پوشیده
شود!

ما کجا اسلام
کجا؟
حضرت زهرا(س) انقدر نماز می خواند که ساق پایشان ورم می
کرد.حالا ما شیعه ها دخترانمون ساق پاهایشان رو به نامحرمان نشان می
دهند
تا حالا در مورد این موضوع فکر
کردید؟
پدران!خواهش می کنم در تربیت فرزندانتان کوشا
باشید
پدران خوب!به دختراتون درس حجاب بدید
به دختراتون درس عفت
بدید
شمای پدر در تربیت دخترت هیچ نقشی
نداشتی.می دونی یعنی چی؟

حضرت موسی بن جعفر علیه السلام از
پدران گرامیش از حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل فرمود که: روزی شخص
نابینایی اجازه ورود خواست. فاطمه علیهاسلام برخاست و چادر به سر کرد. رسول خدا
فرمود:« چرا از او رو میگیری، او که تو را نمیبیند؟» فاطمه عرض کرد:« او مرا
نمیبیند، اما من که او را می بینم. و او اگر چه مرا نمیبیند ولی بوی مرا که حس
میکند
امیرالمومنین علی (علیه السلام) فرمودند :
روزی من و فاطمه نزد
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) رفتیم . پیامبر سخت میگریستند . من گفتم : «
پدر و مادرم فدای شما باد؛ چرا گریه میکنید؟!»
رسول خدا فرمودند : «در شب معراج
زنهایی از امت خود را دیدم که در عذاب شدیدی بودند . از دیدن وضع آنها بسیار
اندوهگین شدهام .»
فاطمه (علیهاالسلام) عرض کردند : «پدر جان ! عمل آن زنان چه
بود که به عذاب مبتلا شده بودند ؟»
رسول خدا فرمودند : « زنی را به موهایش
آویخته بود و مغز سرش در آتش میجوشید . او در دنیا موی خود را از مردان نمی
پوشانده .
زنی را به زبانش آویخته بودند و آب جوش در حلقش می ریختند . او در
دنیا شوهرش را اذیت میکرده . زنی را با پا در تنوری از آتش آویخته بودند چرا که
بدون اجازه شوهر از خانه اش بیرون میرفته . زنی گوشت خودش را می خورد و در زیر
پایش آتش برافروخته بودند . او در دنیا خود را برای مردان زینت می داده است
.
دست های زنی را به پاهایش بسته بودند و مارها و عقربها بر او مسلط بودند .
او در دنیا طهارت را مراعات نمیکرده و نماز را خوار می شمرده است .
زنی کور و
کر و لال در تابوتی از آتش بود و مغز سرش از بینی اش خارج می شد و بدنش از جذام و
برص ، پاره پاره شده بود. او از زنا بچه دار شده و بچه را به شوهرش نسبت میداده
است .
زنی گوشت تن خود را با قیچی پاره پاره می کرد . او در دنیا خود را در
اختیار مردان قرار می داده است .
زنی صورت و بدنش در آتش بود و روده های خود را
می خورد . او در دنیا برای زنا وساطت می کرده .
زنی سرش چون خوک و بدنش چون خر
بود و هزاران هزار از انواع عذاب بر او می بارید . او زنی بوده سخن چین و دروغ
پرداز .
زنی به صورت سگ بود و آتش از دهانش خارج میشد و ملائکه با گرزهای آتشین
بر سرش میکوفتند . او در دنیا زنی بوده آوازه خوان و حسود .»
آنگاه رسول خدا
فرمودند : « وای بر آن زنی که شوهرش از او خشمگین باشد و خوشا به حال آن زنی که
شوهرش از او راضی باشد .»
منبع:بحار الانوار، ج 103، ص 245،
گوش کن هفت آسمان در شور و حالی دیگرند
عرشیان و فرشیان نام محمّد میبرند
ولادت حضرت محمد بر شما مبارک
صادق که اساس دین ازاو شد معمور
بودند ملایک پی امرش مامور
میلاد ششمین اختر تابناک آسمان ولایت و نبی اکرم نور هدایت مبارک باد
.
بی تردید اگر مسلمانان، قرآن و پیام های رهایی بخش این کتاب آسمانی را سر لوحه امور سیاسی و اجتماعی خویش قرار دهند، هیچ قدرتی را یارای مقابله با آنان نخواهد بود. امت اسلام در سایه پرچم لا اله الاّ اللّه ، خواهد توانست بر تمام شیاطین جهان و نیروهای استکباری پیروز گردد. اگر امروز مسلمانان در فلسطین و عراق قربانی می دهند، بر اثر بی مسئولیتی و بی انسجامی ماست که قدرت های استکباری را جسور ساخته است.
اکنون ببین در نوار غزه، خان یونس و... سر می برند! اینان پاره های تن اسلام اند که در گرماگرم غفلتو بی مسئولیتی ها، قصابی می شوند. این خون های جوانان مظلوم و بی گناه، اگر به خونخواهی شان برنخیزیم، ما را عبرت جامعه بشری خواهد کرد؛ باید هوشیار بود و به داد مظلومان رسید

هفته وحدت، یادگار پیر فرزانه انقلاب، حضرت امام خمینی رحمه الله است. پیام هفته وحدت این است که مسلمانان همه با هم برادراند. پیام گران سنگ هفته وحدت این است که بدانیم پافشاری بر تاریخ، قشری گری است و بها دادن به اختلافات ظاهری، سطحی نگری. باید میراث نبوت را پاس داریم تا به قهقرای جهل و ظلمت سقوط نکنیم. پیام هفته وحدت این است که با دست اتّحاد و ذهن هوشیار، در سایه دستورات پیامبر خدا و عترت پاک آن حضرت، مجال از تفرقه افکنیِ بیگانگان بگیریم. پیام هفته وحدت این است که در سایه قرآن و سنت و سیره رسول اکرم صلی الله علیه و آله ، وحدت و یکرنگی خود را حفظ کنیم. در سایه امامت و ولایت، صراط مستقیم جمهوری اسلامی را بپیماییم و جز در مقابل خدا و رسولش برای کسی سر خَم نکنیم.
.

امشب سخن
از جان جهان باید گفت 
توصیف رسول انس و جان باید گفت 
در روز ولادت دو قطب عالم 
تبریک به صاحب الزمان باید گفت 
ولادت پیامبر و امام جعفر صادق مبارک 


میلاد پیامبر اعظم(ص)، میلاد امید انسان به آینده و نورافشانی به ظلمات زندگی است
که دستاورد بزرگ آن، هویت یابی الهی و فطری انسان است و در محضر چنین مولودی، انسان
ناسوتی، لاهوتی شده و حرکت جهان از ظلمات جهل و فساد و ظلم به سوی نور و ایمان و
عدالت آغاز می گردد و غلبه حق بر باطل متجلی می شود

با نام
حق
سلام و…
محمد (ص) در ماه “ربیع” می آید و همراه با خود، ربیع قلوب و بهار جان
ها و طراوت ایمان را به همراه می آورد. محمد (ص) می آید. از نسل ابراهیم بت شکن، از
سلاله پاکان، از دامن “آمنه” عفیف، از مکه معظمه، از خانه خدا …
.
با مشعلی
از حق فرادست، که می بینی آتشکده آذرگشسب، با طلوع حضرتش، به خاموشی می گراید، به
نشان فرومردن فروغ دروغین آتش اهورایی، در جلوه جمال الهی و جلال کبریایی. و این
“صبح صادق” رسیدن “روز” را نوید می دهد، پس از شب دیجور و ظلمت ظلم، پس از قرن ها
قساوت و سالها سفاهت. و با این میلاد لرزه و شکاف، در کاخ “کسری” می افتد، به نشانه
اینکه از این پس “کعبه” کوی عشق است و سکوی آزادی. و بنای یادبود عدالت و برابری و
توحید، و سمبل قیام مردم و قوام امت و رمز خضوع، در برابر فقط
“الله”.
و گرامی باد هفته ی
وحدت، که در آن میثاق ها تحکیم می شود،
پبمان ها استوارتر می گردد، خون ها در هم می جوشد، دست ها و بازوها درهم قرار می
گیرد، چهره ها بر یکدیگر لبخند پبروزی و صفا می زند، قشرها همه باهمند، امت،
یکپارچه و منسجم است و شیعه و سنی، به یاد سالروز میلاد رسول گرامی اسلام (ص)، با
هم و در کنار هم، در یک راه و به سوی یک
هدف سرود وحدت می خوانند.
قبله ی مشترک، رسول
مشترک، کتاب واحد و رهبر واحد، وحدت بخش قشرهای این امت است. گرامی باد هفته وحدت،
سالروز ولادت پیامبر رحمت و مربی انسانها و سفیر گرانقدر الهی به سوی
مردم.
گرامی باد هفته وحدت که
در بردارنده ولادت ششمین پبشوای شیعه است. گرامی باد هفته ی وحدت، که خنثی کننده ی توطئه های دشمنان، در مسیر تفرقه افکنی
است.
گرامی باد هفته
وحدت، که هفته نور و سرور، و ایام شادی و همبستگی است. گرامی باد هفته وحدت که
ملت ما را منسجم تر می کند، و امتمان را با رهبر خود پبوندی مجدد می زند،
گرامی باد
این هفته که بازوها را با هم گره زده، توان ها را درجهت واحد و بر ضد دشمن متجاوز
به کار می گیرد.
هفته ی
وحدت زداینده
ی کینه ها، کدورت ها، خودخواهی ها، گروه گرائی ها، تعصب ها، ملیت پرستی ها، فرقه
بازی ها و تفرقه جوئی هاست.
هفته ی درس آموزی از کلاس
معلم بشریت، حضرت ختمی مرتبت (ص) است که
به برکت میلادش چهره ی جهان دگرگون شد، شرک ها به توحید مبدل گشت، عبادت خدا جای
اطاعت از طاغوت ها را گرفت، نفاق ها به یکرنگی گرائید و خصومت ها و دشمنی های چندین
ساله، به “اخوت اسلامی” تبدیل شد، مهاجر و انصار، برادر شدند و عرب و
عجم، یار هم گشتند و سفید و سیاه برابر
گردیدند.
وسپس باید گفت
:
از صادق آل رسول (ص) که عشق را به
تفسیری دیرینه نشست و علم و حلم را پیوندی دیرینه داد.
با آغاز امامتش، جهان، رنگ عدل و عدالت به خود گرفت.
او به امامت رسید تا جهان را به زلالی آب و روشنی آفتاب کند.
سالروز امامتش مبارک باد!

آخرین ستاره
معصومه داوودآبادی
از روشنای پرشکوه امامت آمدی تا حجت را بر ما تمام کنی.
آمدی تا آخرین شاخه های درختانِ زمین را به خورشیدی ابدی پیوند زنی و این چنین، سرتاسر جهان را «یا هو»یت فراگرفت. چشمانت، این استعاره های باران، بوی خاک جانمان را بلند کرده است.
ای بزرگ! ببین چگونه تاروپودمان را معطر کرده ای. نگاهت، حلول یازده ستاره است و ما با وسیعِ آسمان، دوازدهمین بارش را به جشن نشسته ایم. طاق نصرت ها را می بینی؟!.
تا سپیده دم
دوازدهمین پنجره که گشوده شد، پرنده نور بود که بر شانه های جهان نشست. از آن روز تاکنون، فرشته ها از ابرهای برکت، براده های باران می تراشند و درخت است که تاروپود خاک را ریشه می دواند.
یا مهدی(عج)! قامت هاشمی ات، ابهت کوه ها را به سخره می گیرد که رفیع قله امامت، زیر گام های توست.
می آیی تا انسان، شاعرانه ترین واژه هایش را در چشم های تو بیابد. می آیی و شیعه را سپیده دمی بزرگ مقدر می شود.
موعودی که کتاب های آسمانی را از غربت رها می کند
محبوبه زارع
اینک پدر جوان موعود، امام حسن عسکری علیه السلام در گوشه سامرا سر بر بالینِ شهادت نهاده؛ معتمد عباسی تا لحظه ای دیگر به خواسته بزرگ و سیاه خود خواهد رسید... لشکر عباسیان چنان سامرای اندوهناک را محاصره کرده اند که تشیع، از شمیم ولایت محروم مانده است. چه آتشی اینک در دل این کودک شعله ور است که سر بر دیوار خانه نهاده تا ستون های عالم، برقرار بماند! آری، عظمت مردانه این کودک، کائنات را به اقتدا واداشته است!
اوست که تورات و دیگر کتب آسمانی را از غار انطاکیه بیرون می آورد. آن گاه که با پیروان تورات، طبق تورات و با اهل انجیل، براساس انجیل و با اهل زبور، معادل زبور و با مسلمانان مطابق قرآن حکومت می کند.
همه اموال دنیا و آنچه در خزائن زمین و روی آن است، نزد او جمع می شود و او خطاب به عالم خواهد فرمود: «بیایید و اموالی را که به خاطر آن به جان هم افتادید و ریشه خویشاوندی خود را از هم گسستید و خون ریزی ها کردید و مرتکب محرمات الهی شدید، از من بگیرید»! جاده های انتظار
مهدی خلیلیان
می دانم از روی گردانی ام بیمی نداری؛
می دانم از احوالم خبر داری...
و من؛
دوست دارم کنار تو باشم
عاشق بی قرار تو باشم
می دانم واپسین وصی پروردگاری؛
می دانم بر ما حجتی آشکاری...
و من،
دوست دارم از آنِ تو باشم
همدل و هم زبان تو باشم
می دانم پایان بخش سلسله امامانی؛
منجیِ مردمانی،
و رازِ نهانی...
و من،
دوست دارم برای تو باشم
شاعری در هوای تو باشم
می دانم همچون ستارگان، مایه امانی؛
خورشید پنهانی،
و جانِ جانِ جانی...
و من،
دوست دارم که مال من باشی
روز و شب در خیال من باشی
ادامه مطلب


سالروز آغاز ولایت و امامت و زعامت
حضرت مهـدی مـوعـود (عج)
بر منتظران و چشم انتظــاران ظهــورش تبریک و تهنیت باد
تنها یک نقطه تا خیانت
هر کجا محرم شدی،
چشم از خیانت بازدار؛
ای بسا مَحَرم که با یک نقطه مُجرم
میشود...
ای
فرزند آدم!
تو را
برای خودم درست کرده و پرداخته ام. به من روی آور و با من انس
بگیر.
از
دیگران بگریز و در من بیاویز، تو مال منی نه از آن دیگران؛
اگر یک
قدم به سوی من بیایی ده قدم به سویت خواهم آمد.
بازنویسی احادیث قدسی-کتاب
تنهایی
اگر میدانستند...
اگر آنانکه از درگاه من روی برتافتند می دانستند که چقدر مشتاق آنانم
هرآینه از شوق جان میسپردند.
حدیث قدسی از خداوند متعال
تقوا
باید از خداوند پروا
کنیم
تا پر، وا کنیم...



باید این را بدانیم تا زمانی که دینی به نام اسلام روی زمین برقرار
است جنگ با ظلم و ستم ادامه دارد.
رسول اکرم (ص):
هر کس با ستمگری با آگاهی از اینکه ستمگر است همراه شود تا
او را یاری رساند، از اسلام خارج شده است.
طلبه شهید قاسم کاظمی- از ارومیه
باسلام
تقویم سال 1390 ویژه جهان
اسلام
حاوی تمامی مناسبتهای جهان اسلام
تقدیم به فرزندان معنوی امام
روح الله
یاعلی
برای دانلود از لینک
زیر استفاده کنید:
جشنواره وبلاگ نویسی نامه ای به خدا با همکاری باشگاه هواداران پرشین بلاگ و
وبلاگ اسلام برگزار میشود.

وبلاگ نویسان میتوانند مطالب ارسالی خود را در دو بخش ( مناجات و دل نوشته )
تا تاریخ 20 بهمن مان به دبیر خانه این جشنواره به آدرس زیر ارسال نمایند .
گفتنیست که ملاکهای داوری این جشنواره :« استفاده از آیات قرآن کریم و احادیث صحیح ،
لودشدن سریع پست ، استفاده از قالب های زیبا و سبک و آرایه های ادبی ، سادگی و
خودمانی و کوتاه بودن پست و استفاده از تصاویر متناسب با موضوع جشنواره »است .
لازم به ذکر است که نتایج این جشنواره در تاریخ 10 اسفندماه اعلام خواهد شد و
به سه نفر از برگزیدگان جوایزی به رسم یادبود اهدا خواهد شد.
برای کسب اطلاعات بیشتر به وبلاگ اسلام مراجعه نمایید
فجر انقلاب
برخیز که فجر انقلاب اسلامی امروز
بیگانه صفت، خانه خراب است امروز
هر توطئه و نقشه که دشمن بکشد
از لطف خدا نقش بر آب
صفحهای زرین
«والفجرِ و لَیالٍ عَشْر...». دهه مبارک فجر، تجلی شکوهمند حماسه و سرافرازی ملتی است که در عصر اسارت انسان و در روزگار قحطی انسانیت، با انقلاب اسلامی خویش، صفحهای زریّن را در تاریخ حیات آدمی گشود و صلای خداخواهی، معنویت، آزادی و استقلال را در گوش جان جهانیان طنینانداز کرد. در این دهه مبارک، یاد حضرت امام (رحمت الله علیه) را گرامی میداریم؛ ابرمردی که هماره دم مسیحاییاش، جانبخش جانهای حقیقتجوست و هنوز پس از گذشت سالها از رحلت ملکوتیاش، نامش بر پایههای ستم استکبار لرزه میافکند و یادش، در دلهای مستضعفان و آزادگان زمینْ، امید میآفریند و انگشت اشارت او، به آیندگانْ امتداد راه را نشان میدهد.
چشمه نور
ای گستره هر چه خوبی و حسن! ای ستاره درخشان آسمان ایران! ای نگاهت تپش گامهای رهایی! ای طنین نَفَست سبزتر از هر چه بهار! ای صدف صدق و صفا! ای چشمه نور! ای خمینی پیروز! خوش آمدی به سرزمین دلیران و سبزقامتان. اماما! مقدمت را گرامی میداریم و بر شهیدانِ سالهای آغازین انقلاب، از سر اخلاص گُلِ سلام نثار میکنیم؛ بزرگمردانی که از این سرزمین پاک، به سوی افلاک پر گشودند؛ شهیدانِ والا مقامی که خارهای پلیدی را از سرزمین آینهها تاراندند و آزادی و استقلال را برای ما به ارمغان آوردند. اینک در دهه مبارک فجر، یادِ یادآوران سرسبزی و طراوت، پویندگان راه حق و حقیقت، ایمانمداران پاسدار مکتب ولایت، نگاهبانان قلعه شرافت و مردانگی، و شهیدان راه عزّت و آزادگی را گرامی میداریم.
اشراق شرق
یادش به خیر روزی که عصاره تاریخ بر صحیفه سرخ بهمن چکید، آفتاب ناب بر یاسمنهای بیتاب، از غرب تابید و اشراق شرق پدید آمد. یادش به خیر، روزهایی که سیمای زیبای یوسف، دیده کنعانیان عشق را بصیرت بخشید؛ بیضای دست آسمانی موسی، شرارههای شعف را در ظلمتکده زمین پاشید؛ نفحه عیسویِ به عرش رفته، بر خاکنشینان دمید؛ نوح با کشتی صفا، به مهد موعود رسید؛ بتهای سیاه جهالت، در پای حماسه و برهان ابراهیم بر خاک فرو افتادند و امام، به میهن اسلامی قدم نهاد و گلها به ترنّم شادمانی دلها گوش جان سپردند. یاد آن روزها، هماره در خاطر دلها مستدام باد.
آن بزرگ مرد تاریخ
هنوز هم صدای جاویدان او در سراسر تاریخ به گوش میرسد. هنوز هم قامتش، به بلندای آسمان حقیقت است و در عشق و تکریم والاییها، به صلابت صخرهها میماند و به عظمت کوهساران. امام را میگویم؛ مردی که کران تا کران حیات را از تحرک و مبارزه و فریاد برضد استعمارگران، سرشار ساخت. فرزانهای که نمونه مجسّم شجاعت و بیباکی بود. او که از هیچ قدرتی جز خداوند باک نداشت و در برابر هیچ گردنکشی سر فرود نیاورد. راستی، کدام تصویرگر میتواند جَبین پاک آن بزرگمرد را به تصویر درآورد؟ کدام شاعر میتواند قصیدهسرای آن ستمسوز و سپیده آفرین باشد؟ کدام نویسنده میتواند حکایتگر شورآفرینیها و ایمانگستریهای آن والامقام باشد؟ دهه مبارک فجر، بر نایب آن فجرآفرین و امت خداجوی ایران مبارک باد.
است امروز
کلام مصلح، منشور اصلاحات فرهنگى
اما بقاء و دوام این اصلاحات همواره مشروط به تحقق دو شرط اساسى بوده است.
1- پویایى و کمال جویى رویکرد نوین، تا بتواند دستاوردها و ارزشهاى خود را منطبق با زمان به نسل جدید انتقال دهد و مریدان و حافظانى جوان تربیت کند.
2- پذیرا شدن نسل جدید و اصرار بر حفظ میراث گذشته و قابلیت و توفیق بهرهمندى از سامانهاى امروزى در همه ابعاد.
که این خود مرهون انتقال صحیح ثمره تغییرات از نسل تحول یافته است که هر چه دست نخوردهتر به جمع وارث تحویل دهد. بىتردید، تحقق شرایط فوق نتیجه فرهنگى است که در تکوین انقلاب نقش داشته و بر ساختار نوین تأثیر گذار بوده است. پس شرط دوام اصلاحات، تئوریزه شدن فرهنگ انقلاب براى آیندگان است.
اگر فرهنگ - دامنه بروز اراده و آگاهى انسان - را موجودى زنده و فعال، با قابلیت رشد بدانیم و آنرا مایه حیات و حیثیت جوامع انسانى برشماریم، حفظ این موجود، مربیان و دایههایى دلسوز و دانا و خلاقى را مىطلبد تا با شناخت کافى، ضمن حفظ سلامت و طراوت آن، زمینه رشد و پویش آن را فراهم نمایند و او را از آفات و آلام احتمالى دور سازند. از این روست که مربیان برجسته بشرى از انبیاء بزرگ تا رادمردان الهام یافته از آنان، همواره بیشترین تأمل و اصرار را بر راهبرى فکرى و تصحیح فرهنگ امتهاى خویش داشتهاند، همانگونه که کتب آسمانى و آثار فرهنگى هر دوران با همین هدف تنظیم و تبیین گردیده است. و مهم آنکه این مصلحان فرهنگ ساز تنها به تکوین یک پیکر فرهنگى دل خوش نداشته بلکه همت والاى خویش را تا سر حد جان نثارى و شهادت بر سلامتى و پرورش جزء جزء آن فرهنگ صحیح و الهى مصروف داشتهاند. امیرمؤمنان حضرت على (علیه السلام) که خود از بزرگترین پرچمداران فرهنگ ساز بشرى است، تأثیرات رسالت عظیم رسول گرامى(صلی الله علیه و آله و سلم) اسلام را این گونه ارزیابى مىفرمایند که:« ارسال سلسله رسولان الهى به حضرتمحمد(صلی الله علیه و آله و سلم) رسید،... در حالى که جهان عصر بعثت گرفتار ملیتهاى پراکنده و خواستههای گوناگون بود و خداوند به وسیله رسول اکرم (ص) آنها را از ضلالت و گمراهى رهانیده و از جهالت و نادانى نجاتداد.» [2]
این هدف والا - تغییرات و اصلاحات فرهنگى - در قیام جهانى و خونین سیدالشهدا حسینبنعلى (علیهما السلام) نیز از اولین روزهاى قیام تا آخرین مرحله تکمیلی به اسارت بزرگ بانوى کربلا حضرت زینبکبرى (سلام الله علیها) انجامید، یعنى از اولین فریاد حسینى تا آخرین خطبه زینبى موج مىزند. « وَ بَذَلَ مَهَجَتهُ فیک لِیَستَنْقِذَ عِبادَکَ مِنَ الجَهالة و حَیْرةَ الضَلالَة» [3] « خدایا حسین (علیه السلام) خون دل خود را در راه تو نثار کرد تا بندگانت را از نادانى و حیرت و سرگردانى نجات بخشد.»
این جدیت وافر، این اخلاص کامل و این اهتمامِ قابل،انگیزهاى جز عظمت موضوع و تعهد این بزرگان در قبال عهد اولیه با حضرت حق و پیوندى که با امتهاى خویش داشتهاند ندارد. خداوند نیز در قرآن کریم از این تعهد و پیامبران الهى و وارثان آنان یاد مىکند. « و اذ اخذنن النبیین میثاقهم و منک و من نوح و ابراهیم و موسى و عیسى ابن مریم و اخذنا منهم میثاقا غلیظا» [4]
آرى انسانهاى فرهیخته و استواران میدان علم و عمل و مصلحان پا در رکاب تاریخ نیز که همان وارثان راستین پیامبران الهىاند بر سر عهد خود صادق ماندند و همت و توان خویش را در قالب قیام ظاهرى یا تلاش مخفى در طبق اخلاص گذاردند. « مِنَ المؤمنینَ ِرجالٌ صََدَقوا ما عاهَدُوا اللَّه عَلیه فَمِنهم مَن قَضى نَحْبه و مِنهم مَن یَنتَظر و ما بدّلوا تبدیلا» [5]
انقلاب کبیر اسلامى که بیشترین تحول را در عرصه اندیشه، ایمان و اخلاق مردم بر جاى گذارد، چنان دشمنان را مات و مبهوت در تشخیص عوامل ظهورش، به ریشه یابى و گمانه زنى واداشته بود که سالها سر در گم سرگردان با حمله نظامى، تحریم اقتصادى، ترورها و تبلیغات یاس آور، سعى جدى در دور کردن مردم از انقلاب و مأیوس نمودن آنها از ثمراتش داشتند. لکن تیزبینى رهبران و بیدارى و ایمانمردم، وحدت و عشق میان امام و امت، باطلالسحر پیشگوئیها و شیطنتهاى آنان شد.
در این میان عرصهاى که به جولان دشمن تا حدى پاسخ نسبى داد، عرصه فرهنگ بود که با فرمول قدیمى و کید کهنه استعمار به عقبه فرهنگى و اخلاقى مردم یورش برده و با سست نمودن پایههاى ارزشى و بنیانهاى معنوى و تکیهگاههاى رفتارى آنان، زمینه را براى بروز بعضى از پذیرشها به ویژه در نسل جوان فراهم آورد. خمینى کبیر(رحمت الله علیه ) که نقد عمر بر سر آزادى و عظمت اسلام و مسلمین گذارد، سر لوحه قیام خویش را « اصلاحات فرهنگى»، «آزادى اندیشه» و « تعالى بینش» مردم قرار داد، بنیان و بناى نظام جمهورى اسلامى را که ثمره همه تلاشهایش بود بر فرهنگ غنى و اصلاح گرایانه اسلام ناب محمدى (صلی الله علیه و آله و سلم) نهاد و تا آخر بر آن پاى فشرد. او فرهنگ را مبدا همه خوشبختىها و بدبختىهاى ملت [6]مىدانست و صلاح و فساد ملت و کشور را برخاسته از صلاح و فساد فرهنگ بر مىشمرد. فرهنگ شاهنشاهى را سراسر وابسته و استعمارى دید و با تمام وجود با آن مقابله کرد و مردم را نسبت به مظاهر این تمدن قهقرایى آگاهى بخشید.
و امروز امام المسلمین، خامنهاى کبیر (مد ظله العالی)، مصلحى دیگر از تبار انبیاء، بر آن میثاق ایستاده و عهد دیرین اسلاف را برمى خواند و از سر تکلیف، امت خداجوى را بر طریق هدایت دعوت مىکند. مدار و محور امامت آن راد مرد الهى نیز تثبیت همان فرهنگ و مقابله همه جانبه با فرهنگهاى الحادى و کفر آمیز بشرى است. رهبرىِ نبوىِ او گرچه بر ابعاد گوناگون فقهى، سیاسى، تربیتى، اقتصادى، نظامى و همه امور مسلمین نظارت دارد، اما آنچه بیش از هر امر بر تارک زعامتش مىدرخشد، توصیهها، تأکیدات و فرامین ارزشمند و در یک کلام ولایت مقتدرانه آن حضرت بر فرهنگ عمومى جامعه و حاکمیت ارزشهاى اسلامى بر زندگى فردى و اجتماعى امت است.
هدایتهاى فکرى ایشان در طول بیست سال رهبرى مستقیم، راهى الهى - تربیتى گشوده و من ضمن ارائه خطوط کلى حرکت، به فراخور زمان، ضعفها، نقصها و نارساییهاى فرهنگى را شناسایى نموده و مدبرانه راه صحیح و عمل سزاوار را تعیین کرده است، و چون دیده بانى خبیر و بصیر، قلمرو فرهنگى جامعه را سراسر پاس داشته و قبل از آنکه دشمن سنگرى را نشانه رود هشدار داده، و او را تعقیب نموده است. آنچه در مجموعه راهبریهاى فرهنگى آن خبیر فرزانه قابل تأمل مىباشد « منشور اصلاحى» است که از متن اسلام برآمده و بر صراط مستقیم ره مىپوید. جامع این فرامین که یادآور « قرائت وحى نبوى» و « بازخوانى کلام علوى» است، گاه بر منبر خطابه، گاه بر سریر قلم، گاه در مقام تشویق و گاه از سر نصیحت و تنبیه، نبض حساس فرهنگ جامعه اسلامى را در دست داشته و در فراز و فرود جریانات، موج خیز و موج شکن است.
برخى ویژگیهاى منشور « اصلاحات فرهنگى» معظم له را مىتوان در موارد زیر برشمرد.
1 - تشخیص به موقع ضعفها و خللهاى فرهنگى؛
2 - جامع نگرى و عنایت به همه جوانب؛
3- آینده نگرى و شناسایى اهداف و تاکتیکهاى دشمن؛
4- ارائه طریق و نشان دادن سیر اصلاح و مسیر مبارزه؛
5- پافشارى بر اصول و حفظ حدود الهى؛
6- تکیه بر ارزشها و حرکت بر مدار اسلام ناب محمدى (صلی الله علیه و آله و سلم)
7- موضوع شناسى؛
8- کلام شناسى؛
9- زمان شناسى؛
10- مخاطب شناسى؛
11- همسویى و الگو گیرى از برترین منابع هدایتى (قرآن و مکاتب انبیاء : و عبرتهاى تاریخى)؛
12- استفاده از مؤثرترین روشهاى نقد و موعظه.
اما آنچه در اینجا بدان خواهیم پرداخت، تبیینى است اجمالى از نظارت دقیق و بصیرت تام ایشان، که جا به جا نیات پلید و مقاصد شوم و کمینهاى جدید دشمنان را رصد نموده و مردم و مسئولین را از آن بیدارى مىدهند. مقام معظم رهبرى از ابتداى تصدى ولایت و رهبرى، بیش از هر چیز بر حفظ و حراست از ایمان و اعتقاد و پایگاههاى فکرى مردم دغدغه و اصرار داشتند. و چنین فرمودند:
« ما از اول گفتهایم که واجهه انقلاب - یعنى آن بخش نمادین و چهره بیرونى انقلاب چهره فرهنگى است. سیاست ما هم مقهور فرهنگ ماست. ما که نخواستیم دیانتمان را از سیاست جدا کنیم. فرهنگ ما، ساخته شده تاریخ و مکتب و انقلاب ماست» [7]
«تمدن بالفعل اگر پشتیبانهاى فرهنگى و تضمین کنندههاى فرهنگى دنبالش نباشد از بین مىرود. سقوط و زوال تمدنها چگونه است؟ ضعف عامل فرهنگى است. تأثیر فرهنگ و نقش و سهم فرهنگ به اعتقاد من این است.» [8]
آنچه در پى مىآوریم، گزیدههایى از بیانات ارزشمند و پیامهاى گرانقدر آن فرزانه کبیر است که در عرصه تثبیت فرهنگ اسلامى و ترغیب همگان بر پاسدارى از آن، همچنین شناسایى دشمنان اسلام وراهزنان فکرى مردم و معرفى به موقع آنان، تنظیم شده است. و بر آنیم تا خوانندگان را به طرح تربیتى متقن و همه جانبه آن عزیز آگاه، توجه دهیم.
سیر هدایتى رهبر معظم انقلاب در بخش وسیعى شامل برنامههاى دقیق فرهنگى است که با طرح سیاستها و برنامههاى مؤثر، گاه سعى در آگاهى بخشى و تعلیم جامعه دارند و گاه به اصلاح آگاهیها و دانستنیهاى موجود و مرسوم مىپردازند و در فرازهایى دیگر از این هدایت،با تیز بینى و بصیرت فرهنگى، چون دیده بانى آگاه، وضعیت قرار و نقشههاى در دست اجراى دشمن را پیش بینى کرده و به موقع هشدارهاى لازم را به مسئولین امر و مردم مىدهند. این است که گاه دعوتى عام براى احیاى « فریضه امر به معروف و ى از منکر» دارند. گاه همگان را بر پایبندى به معنویات، توجه به خدا و اخلاص در عمل سفارش مىکنند. گاه همگان را بر رعایت نکات خاص اخلاقى و حقوقى نظیر « وجدان کارى و انضباط اجتماعى» فرا مىخوانند. گاه مردم و مسئولین را بر « عبرتگیرى از جریانات تاریخى نظیر واقعه عبرتانگیز عاشورا» تنبّه مىدهند و بر پند گیرى عوام و خواص از آن هشدار مىدهند و گاه مرز های « خودى و غیر خودى» را براى مسدود شدن نفوذ غریبهها روشن مىسازند و در این مسیر به تناسب، الگوهاى رفتارى و اعتقادى تاریخ اسلامى را همچون وجود بىنظیر رسولگرامى اسلام (ص) و ائمههدى علیهم السلام : و بزرگوارانى که در رشد و تعالى و کمال بشرى مؤثر بودهاند، را به مردم و مسئولین معرفى و نکات پنهان از ذهن جامعه را مطرح و ترسیم مىنمایند. ایشان در همه این فرازها همواره مردم را به حق محورى و تکلیف مدارى، همچنین فراگیرى دانش و کسب مهارتهاى لازم و علوم روز تشویق مىنمایند. علاوه بر این، معرفى اسلام ناب و آگاهى بخشى از فرهنگ انقلاب، همچنین نشان دادن ردپاى دشمنان و سیاستهاى استکبارى آنان در مجموعه بیانات و فرمایشات ایشان فرازى ثابت و جایگاهى همیشگى دارد. از این روست که توطئه وسیع «شبیخون فرهنگى» یا سوء استفاده از شعارها و ارزشهایى چون « آزادى» ، « روشنفکرى»، «اصلاحات» و دیگر گریزگاههاى فرهنگى، به موقع از سوى ایشان شناسایى و به مردم معرفى مىشود.مجموعه حاضر، که به کنکاشى نه چندان تام بلکه با دقتى قابل توجه بر فرمایشات و پیامهاى معظم له در طول یازده سال رهبرى مقتدرانه ایشان تهیه گردیده، در پى بیان ساختار نظارتى آن مقام معظم بر عرصه فرهنگى جامعه بوده است. و بنابر اینکه تربیت و فراهم آوردن زمینه هر رشدى را مبتنى بر دو عامل « ایجاد مقتضى» و « رفع مانع» بدانیم این مطالب در دوبخش:
1- سیاستها و برنامههاى فرهنگى؛
2- دیده بانى و بصیرت فرهنگى، تنظیم یافته.
بخش اول شامل دو فصل:
الف - آگاهى بخشى؛
ب-اصلاح فرهنگى.
و بخش دوم شامل دو فصل: الف – دشمن شناسى و معرفى فرهنگ استکبارى؛
ب - آفت شناسى فرهنگى مىباشند. که طى این فصول بیانات معظمله به عناوینى چند دسته بندى شده و تحت هر عنوان به چند مطلب محدود از ایشان اشاره گردیده و جهت انتظام یافتن و ایجاد نظم فکرى با جملاتی سعى در عطف بیانات به یکدیگر شده است.
ادامه مطلب


*این
اعجاز بزرگ قرن و این پیروزی بی نظیر و این جمهوری اسلامی محتاج به حفظ و نگهداری
است .
*پیروزی انقلاب مرهون فداکاریهای دلاورانه ملت ، خصوصاً شهیدان است
«رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرتآیتالله العظمی
خامنهای(مدظلهالعالی):»
*در
انقلاب ما باید مکتب ، قرآن ، اسلام، وحدت و امامت حفظ شود .
*دهه
فجر مقطع رهایی ملت ایران است .
*زنده
نگه داشتن یاد شهدای انقلاب باعث تداوم حرکت انقلاب است .
*دهه
فجر آئینه ای است که خورشید اسلام در آن درخشید و به ما منعکس شد .
*انقلاب اسلامی با اتکاء به قدرت مردم ، آسیب ناپذیر است .
*این
انقلاب ، بی نام خمینی (ره ) در هیچ جای جهان شناخته شده نیست .
*مسئولان را به برنامه ریزی و عمل در عرصه خدمت به مردم ، و مردم را به
مطالبه نهضت خدمت رسانی از مسئولان توصیه میکنم .
*ملت
ما باید قدرت و عظمتی را که در سایه اسلام و وحدت و مجاهدت به آورده حفظ کند .
*وحدت
، کلید موفقیت و رمز پیروزی انقلاب ما بوده است .
.
*انقلاب ما متکی به معنویات و خداست .
*این
انقلاب با تائیدات غیبی الهی پیروز گردید .
*چشم
دنیا به انقلاب ما معطوف است .
*ولایت
فقیه برای شما یک هدیه الهی است .
*هرچه
انقلاب اسلامی دارد از برکت مجاهدت شهدا و ایثارگران است
سلامتی اونایی که وقتی توی تاکسی کنار نامحرم میشینن، کیفشونو میذارن وسط
دختر برای حل مسئله استاد رفت پای تخته;لبه چادرش روی زمین کشیده میشد
پسر یه چشمک به دختر پشت سری انداخت روشو برگردوند و با نیشخندی گفت:
بچه ها به شریفی بسپریم لازم نیس امروز کلاس جارو بزنه(خنده کلاس)
…
دختر خیلی جدی و اروم برگشت و رو به پسر گفت:
پس کی میخواد تو رو جمع کنه!؟
(همون صداها این بار بلندتر خندیدن )
به خودش می بالید وقتی چادرش روی زمین کشیده می شد!
به خاکهایی که هنگام راه رفتن پایین چادرش را خاکی کرده بود اهمیتی نمی داد ! زمین باید چادرش را بوسه زند!
در این روزگار وانفسا ، زمین بوسه می زند بر چادرش وقتی تار و پود چادرش را چفیه ی جنگ می داند و دفاع مقدس را همین جا در خیابانها لمس می کند ، وقتی سیاهی چادرش را با سرخی خون برادران شهیدش همسنگ می داند ، وقتی خود را در صف اول جنگاوران دفاع مقدس در برابر جنگ نرم می داند ! اینجا در همین خیابانهای شهر گام به گام بر زمین مباهات می کند!
تا آنجا که برادر جانبازش زمزمه کرد :
به خودش می بالید وقتی چادرش روی زمین کشیده می شد!
به خاکهایی که هنگام راه رفتن پایین چادرش را خاکی کرده بود اهمیتی نمی داد ! زمین باید چادرش را بوسه زند!
در این روزگار وانفسا ، زمین بوسه می زند بر چادرش وقتی تار و پود چادرش را چفیه ی جنگ می داند و دفاع مقدس را همین جا در خیابانها لمس می کند ، وقتی سیاهی چادرش را با سرخی خون برادران شهیدش همسنگ می داند ، وقتی خود را در صف اول جنگاوران دفاع مقدس در برابر جنگ نرم می داند ! اینجا در همین خیابانهای شهر گام به گام بر زمین مباهات می کند!
تا آنجا که برادر جانبازش زمزمه کرد :
قطره سی و پنجم: سلام بر ریحانه ها
هر آدمی را پرچمدار نمیکنند.
پرچم را به دست راستقامتترین باید داد.
به دست پایدارترین؛
مطمئنترین؛
سالمترین؛
و البته وفادارترین.
سلام بر ریحانهها
که خدا پرچمدارشان خواسته.
پرچمدار عبودیت؛
پرچمدار اسلام.
ریحانهها
آماج حملههای شیطانی اگر هستند،
پرچم اسلام را
-حجاب را-
به دوش دارند.
سلام بر ریحانهها
سلام بر پایداریشان
سلام بر صبرشان
و سلام بر شکوه ایمانشان؛ روزیکه ایمانها را به سنجه آورند(+).
:: تقدیم به خواهرانم، مادرم و همسرم که همیشه به ایمانشان غبطه خوردهام. علیالخصوص در این روزهای آتش و در روزهای فتنهگون. این کوتاه را به بهانهی دعوت باء نوشتم در تقدیر از صبر ریحانهها. “ذلک و من یعظّم شعائر الله فإنّها من تقوی القلوب”(+).
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
حتماً مطالعه کنید:
دکتر علیرضا محبیپور،متخصص پوست روز دوشنبه در گفت و
گو با ایرنا،بیان داشتند جوش ، چروک، لکههای پوستی، پیری زودرس، کک و مک و
بیماریهای پوستی را از عوارض مصرف مداوم کرمها و لوازم
آرایشی بر پوست اعلام کرد.و همچنین گفت:استفاده از لوازم آرایشی و کرمهای
غیراستاندارد آسیبهای جبران ناپذیر به پوست وارد میکند. مصرف بیش ار حد مواد
آرایشی صورت موجب پیری زود رس می شود.
فناوری نانو به طور فزاینده ای به صنعت آرایشی و بهداشتی
راه پیدا کرده است در
جهان از نظر کشورهای تولیدکننده محصولات آرایشی
به سه دسته تقسیم میشود: آمریکا، اتحادیه اروپا و
ژاپن. کشور ما نیز مقام هفتم را در جهان داراست
و در واردات و مصرف مواد آرایشی سومین مصرف کننده لوازم
آرایشی در خاورمیانه است که بر اساس آمار رسمی اعلام شده، سالانه بالغ بر یک
میلیارد ریال لوازم آرایشی در ایران استفاده میشود، ضمن آن که بسیاری از این لوازم
آرایشی از طریق قاچاق و تجارت چمدانی وارد کشور میگردد (25 تا 30 درصد کل این
محصولات)
طبق آمار موجود زنان از بیش از 20 نوع لوازم آرایش استفاده می کنند!بیش از 800 نوع ترکیب و عنصر شیمیایی و
عصبی در محصولات آرایش استفاده می شود که انباشت این محصولات و ورود مواد
زیان آور آنها به خاک و آب می تواند عوارض غیر مستقیمی داشته باشد که تا
کنون کمتر توجهی به آن شده است مواد استفاده شده در ترکیبات این لوازم آثارسو
وحشتناکی برای فرد دارند به طور مثال :متخصصان به تازگی دریافته
اند که در رژلب ها به عنوان پرمصرفترین نوع لوازم
آرایشی میزان سرب استفاده شده بیش از حد استاندارد است چرا که سرب باعث آسیب های مغزی و عصبی شده که در صورت احتمال ورود آن
به زنجیره ی غذایی از طریق خاک آلوده و در پس آن مواد غذایی آلوده و یا درصورت نفوذ
در آب و آلودگی آبزیان می تواند اثرات جبران ناپذیری برای سلامت انسان و محیط زیست
داشته باشد
سرب بلعیده شده توسط انسان ،
وارد خون می شود تا به یک مقدارثابت برسد ، سرب اضافی به بافتهای نرم به
خصوص مغز وارد می شود. این فلز در استخوان رسوب کرده جانشین کلسیم می گردد بنابراین
کمبود کلسیم را موجب می شود .سرب از راه مداخله در کار
آنزیم ها مزاحم تولید هموگلوبین خون می شود و در میزان بالا به علت فقدان این جز
حامل اکسیژن ، کم خونی را ایجاد می کند . مقادیر بالای آن سبب از کار افتادن کلیه و صدمه دائمی به مغز می
گردد. در بزرگسالان افزایش سطح سرب در خون ، کمی افزایش فشار خون بوجود می
آورد.جنین ها و بچه های زیر هفت سال ، در معرض خطرهای آن نسبت به گروه های سنی دیگر
هستند . زیرا مواد را بیشتر جذب می کنند و مغز آن ها در حال رشد است . سرب بعد از تولد از راه شیر مادر و یا از راه آب آشامیدنی در تهیه
شیر خشک به نوزاد منتقل شده به علت نارس بودن مغز ، مقاومتی در برابر ورود سرب به
مغز وجود ندارد . بچه ها تحت تاثیر سربی که پیش یا پس از تولد به بدن آن ها
وارد شده است ممکن است دچار آسیب های روانی و عصبی شوند . بیشترین اثرات زیان بار
سرب بر رفتار ، دقت و IQ بچه ها دیده شده است. بنابراین به نظر می رسد هیچ سطح
ایمنی از سرب که اثر تخریبی بر نوزادان و جنین ها تولید نکند ، وجود ندارد
.
با توجه به اثرات زیانبار
محصولات آرایشی بر سلامت انسان نیازمند فرهنگ سازی در زمینه کاهش استفاده از
این لوازم و جایگزینی ترکیبات سالم تر که احتمال آلاینده گی نیز بر محیط زیست
نداشته باشند می باشیم
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
ادامه مطلب
سه روایت معتبر از «حجاب» در روزهای آتش
اول: دسته سوم!
گفتم: توی این هوای گرم چطور طاقت میآری؟
گفت: آتیش جهنم گرمتره! نارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا(۱) .
گفتم: این عبادت بردگان است!
قَوْمٌ عَبَدُوا اللَّهَ خَوْفاً، فَتِلْکَ عِبَادَةُ الْعَبِیدِ؛
گفتم: توی این هوای گرم چطور طاقت میآری؟
گفت: بهشت خدا هواش بهتره! جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهار(۲).
گفتم: این عبادت تجار است!
وَ قَوْمٌ عَبَدُوا اللَّهَ طَلَبَ الثَّوَابِ، فَتِلْکَ عِبَادَةُ الْأُجَرَاءِ؛
گفتم: توی این هوای گرم چطور طاقت میآری؟
گفت: رضایت خدا با ارزشتر از این گرمای گذران است!
میگویم: ٍ وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَکْبَر(۳)، و این عبادت آزادگان است.
وَ قَوْمٌ عَبَدُوا اللَّهَ حُبّاً لَهُ، فَتِلْکَ عِبَادَةُ الْأَحْرَارِ، وَ هِیَ أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ(۴).
اگر حجاب نه فقط برای در امان ماندن از نگاه نامحرمان باشد، و نه از روی عادت و نه از روی اجبار دیگری، بلکه به از جهت که «امر الهی» است و موجب تقرب به اوست دیگر ملالآور و تحمیل نخواهد بود. که تحمل رنج و تعب در این مسیر خود مقرب است، که گفتهاند أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ أَحْمَزُهَا(۵).
دوم: نشاط عبادت
چادر و مقنعهاش را درآورد و سریع میرود تا کولر را روشن کند، روی مبل روبهروی باد کولر نشستهاست، نفس راحتی میکشد و خدا را شکر میکند.
لِلصَّائِمِ فَرْحَتَانِ فَرْحَةٌ عِنْدَ إِفْطَارِهِ وَ فَرْحَةٌ عِنْدَ لِقَاءِ رَبِّه(۶).
نه اینکه از تمام شدن روزه خوشحال باشد، از اینکه توانسته است امر الهی را به اتمام برساند خوشحال است. همان نشاط و بهجتی که همهمان به وضوح پس مجلس روضه حس کردهام. اگر حس همیشه ما پس از دیگر عبادات نیست از بیمعرفتی ماست.
گفتهاند که پس از اتمام هر عملی دعا کنید که عمل شما پذیرفته شود، ربنا تقبل منا.
و «حجاب» از این دایره بیرون نیست.
سوم: استقامت
امروز خیلی گرم است، گرمتر از روزهای قبل. روزه هم که باشی انگار گرما نفوذ میکند در متنهی الیه وجودت! حالا اگر قرار باشد سرتا پایت هم مشکی باشد، همه اینها چند برابر میشود!
هنوز دودل است که امروز از خیر «چادر مشکی»اش بگذارد یا نه! یه قدم پیش میگذارد و یک قدم پس! کم کم دارد دیرش میشود، دل یک دله میکند و چادرش را برمیدارد.
وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَى الطَّریقَةِ لَأَسْقَیْناهُمْ ماءً غَدَقا (۷).
در مسیر و زیر آفتاب به «ماءً غدقا» فکر میکند و شاید هم ساقیاش!
تتمه: پاسخ به دعوت «صبر ریحانهها» بهانهای بود برای نوشتن اینها! تقدیر از کسانی که همیشه به صبرشان غبطه خوردهام و دردلم تحسینشان کردم، طوبی لکما.
و از دوستانم : رستاخیز جان، حیات باطنی، ریز، اسکالپل دعوت میکنم برای نوشتن در اینباره!
پینوشت:
۱٫ ۹: ۸۱٫ | ۲٫ ۹: ۷۲٫ | ۳٫ همان. | ۴٫ کافی: ۳: ۲۱۶٫ | ۵٫ بحار: ۶۷: ۱۹۱٫ | ۶٫ کافی: ۴: ۶۵٫ | ۷٫ ۷۲: ۱۶٫
این روز ها هیچکس گرسنه نیست، گویی سیرند از غیرت، مردانگی و ایمان!
روزه میگیرند؛
در سفره برخی را بنگری دریـــــــغ از لقمه ای آبـــرو ! سبدی عفافــــــ و جرعه ای معرفت….
آن سوتر نوشته بودم در این روزگار غریب کسی هم از این غیرت ها داشته باشد لقمه بزرگ تر از دهان برداشته و باید سر و دست دهد….
روزه ای؟
این تشنـــگی تو را به یاد غیرت برادر زینب(س) نمی اندازد که جان داد تا حرمت چادر خاکی مادر حفظ شود؟
این انتظار غروب تو را یاد غریبی مردی نمی اندازد که قرن ها منتظر چند تـــن تنها مانده است؟
مسلمانی؟
مگر نخوانده ای آداب مسلمانی را، آنجا که شاخه ای از محبت به دیگران همان احترام تو به انسانیت آنهاست. آن هم با حجابت!
من هم دختر مقدس مآبی نبودم… اما آمده ام بگویم خدا معجزه کرد! آمدم بگویم اینهمه گفیتم دعا کنید
اینهمه اماممان دعــایش بالای سر من و توست… آن مادربزرگی که همه دعایش عاقب به خیری من و تو بود…
میخواست فقط “معجزه” شود، بیماران شفا یابند، من بزرگ شوم و امامم ظهور کند!
آن معجزه اتفاق افتاد! بیـــا ما نیز از محبت اماممان دعا کنیم با معجزه های کوچک خود ظهور کند.
اما در جامعه ای که بی شک میدانم بر دعــــا و نفــــــــس امامشــــ اینچنین استوار است
با افتخار سرم را بالا بیاورم که چه…من در این مملکت بیش از پیش که زن غربے تولید مکنم! ؟
خواهر کوچکی دارم که هنوز تکلیف نرسیده عاشق چادر بود
فکر میکنم تو هم به اندازه من، او را دوست داشته باشی اگر برایت بگویم که:
دنیایش تنگ و کوچک و بسته نیست. با همان چادر کوچکش دنیای بزرگی در دستانش دارد
آن قدر با محبت است که دوستانش دوره اش میکنند و به بودنش افتخار!
وقتی تکلـــیف رسیده بود میدیدم در سفر یا خرید با اشتیاق چادر به سر میکند…
امروز در حجوم بی حجابی دستانم را محکم میفشارد و تا مسجد مبهوت با من هم قدم میشود
چگونه به چشمان غریب جانمازم نگاه کنم و از شرم سر به زیر نیآورم… گم شده ام…
میان حجم انبوه این روزهای سخت…
غیر این نیست، دینم دین محب و مهربـــانی است… آری در این ماه مبارک گناهـــان نیز کاسته میشود
این را نه من، که آمار نشان میدهد… بیا ســـر این سفره افطاری لقمه ای حجاب بردار… هرچند سنگین
هرچند در این گرمـــا سخت باشد… تو نیز مهربان باش!
اول با خودت مهربان باشـــــــ…
برای تنت و روحت که ارزش قائل شدیــــ….
لطافتت آسمانی میشود .. آنوقت تو نیز سهم کوچکی خواهی داشت از سفــــــره آسمانی خدا
حمایت از موج وبلاگی
صبر ریحانه ها
هوا گرم باشد
چند روز آب نخورده باشی
تشنه باشی
داغ شش برادر، دو پسر، ۳۵ عمو زاده و برادر زاده و خواهر زاده و… دیده باشی
و میانه ی میدان هروله کنی برای نجات بچه ها
هوا گرم باشد، آن هم گرمای طاقت سوز عراق
سه روز آب نخورده باشی وچادر خاکی میراث مادر را محکم گرفته باشی
امام زمانت را حسین علیه السلام را می بینی که لبخند می زند به رضایت
چادرم را که جابه جا می کنم این روزها روی سرم
سر صلاه ظهر، با دهان روزه و تشنه ی تشنه ی تشنه
حلاوت و خنکای نگاه مهربانت
از هر عسلی شیرین تر است
بانوی مهربانی که عاشق حسین علیه السلام بودی و حسین علیه السلام عاشق تو
پنجمین قطره: چادر جزئی از وجود من
تابستان که می شود، عده ای گرما را بهانه بی حجابی در جامعه می کنند که فلان است و بهمان. اما دقیقاً همین عده در زمستان هم حجاب علیه السلامی ندارند.
محتاج نگاه
بگذارید اینگونه نگاه کنیم گرمای تابستان است. عده ای از سر دلسوزی نگران تو هستند که تو با این چادر سیاهت در این گرما از حال بروی و عده ای دیگر هم اینگونه در سر می پرورانند که این طفلی را نگاه کن. در این گرما چه فلاکتی می کشد با این چارقد! و چه بسا نگاه این عده هم از سر دلسوزی باشد ولی از نوع تحقیر و تمسخر. انگار که یکی چوب برداشته و ایستاده بالای سرم که چادر سرم کنم.
خب گروه اول، دلسوزی شان قابل احترام است اما بادی بگویم حجاب داشتن آن هم چادر در ظاهر شاید مشکل به نظر بیآید و چند درجه گرما را بیشتر از حد حس کنی و حتی بروی تا جایی که از حال بروی ولی جای نگرانی نیست.
گر نگهدار من آنست که من می دانم شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد
و امّا دسته دوم باید به این گروه عرض کرد؛ آهای بعضی ها! چطور شما در سرما و گرما از خواب و خوراکتان می زنید تا به آرایش و بزکتان برسید تا وقتی در کوچه و خیابان ظاهر می شوید هرچه بیشتر جلب نظر کنید و نگاه های بیشتری را به سوی خود بکشانید؟؟!؟
(توجه کرده اید چقدر از خودگذشتگی دارید شماها!!؟ ) البته جای تحسین دارد سختی را به جان بخری تا نگاهی را جلب کنی. اما کدام نگاه ؟!؟
من نیز محتاج نگاهم! تابستان باشد و گرم باشد و چادر به سر کنی و دلبری کنی از خدایت. دلم ضعف می رود برای نگاهش.
تاج بندگی
این را هم بگویم که معتقدم حجاب جزئی از وجود یک زن است و چیزی جدای از او نیست که احساس سختی کند. مثل این است که مثلاً بگوئیم سختم است این دو دستم را با خودم ببرم و بیاورم با این زبان روزه!
چادر و حجاب من نیز جزئی از وجود من است و همه چیزش را به جان میخرم تا نگاهی را بر سرم احساس کنم و دلبری کنم از اهل آسمان و خدا مباهات کند به فرشتگانش که ببینید بنده ام را در اوج جوانی و زیبایی پسندی و جلوه گری که خلق و خوی سن اوست پا می گذارد روی خواسته ی دلش و خواست و طاعت مرا مقدم می دارد. اعتراف می کنم که تاج بندگی خدا را بر سر دارم وقتی:
تابستان باشد و گرمای خرما پزان باشد و روزه باشی و لب هایت خشک شود و گلویت خشک تر….

هیچ کاری به فواید حجاب ندارم، کاری به اینکه در کجای قرآن اسم چادر آمده هم. بحثم مُضر یا مفید بودن پوشش نیست. فقط میخواهم بگویم، اگر به چیزی، هر موضوعی (خوب یا بد) اعتقاد پیدا کردی، اینگونه محکم پای آن بایست.
مثل این ریحانههای چادری که از داغی دنیا به زیر خنکای چادرشان پناه بردهاند، مثل این بانوهای چادری و غیرچادری محجبه، که ۱۵ ساعت روزه داری و هُرم گرمای تابستان هم، حرمت حجابشان را نمیکاهد.
اگر هر کس، به هر چیزی که معتقد بود پای آن اینگونه محکم می ایستاد، دنیا گلستان میشد.
امروز هوا خیلی گرم بود و من که دارم از حال میروم. حالا هم که دارم این کلمات را کنار هم قرار میدهم تا اجابتی باشد به دعوتِ “صبر ریحانهها” فقط ساعتی تا افطار باقی مانده. ریحانهی من تازه از بیرون آمده. همینجور که دارد چادرش را آویزان میکند لبخند دلبرانهایی حوالهی من که این گوشهی اتاقم نشستهام میکند و شادمانه میرود برای تدارک افطار. انگار در ماه میهمانی، او و اوها، میزبانند.
آخدا؛ فکر میکردم فقط ما زمینیها وقتی میزبان باشیم پُزِِ داشتههایمان را به مهمان میدهیم اما نگو تو هم انگار داری صبر ریحانههایت را به رخ ما میکشانی، خوب، حق هم داری. این فرشتههای زمینی، تعبیر “انی اعلم ما لا تعلمون“ت هستند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبعدازنوشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
• (ان المؤمن أشد من زبر الحدید، ان الحدید اذا أدخل النار تغیر، و ان المؤمن لو قتل ثم نشر ثم قتل لم یتغیر قلبه)
امام صادق علیه السلام فرمود: مومن از پاره های آهن سخت تر و استوارتر است، آهن را چون در کوره آتش بری تغییر می کند، اما مومن اگر کشته شود و زنده شود و باز کشته شود، هرگز تغییری در باور استوارش پدید نمی آید !
تابستان شود
زمستان شود
من همینم
چادرم هم همین است
اصلا من و او به هم عادت کرده ایم
او هم با من روزه میگیرد
او مرا کمک میکند بهتر روزه بگیرم
افضل الاعمال من است
راستی باید تقدیر کنیم
نه از خودمان
از چادر ، که روزه ی تابستان را لذت بخش کرد
و این همت شما دوستان را میرساند
أفضل الأعمال ما أکرهت نفسک علیه.
برترین کارها آنست که خویش را بانجام آن مجبور سازى
—————————
تابستان باشد و گرمای خرما پزان. بعد دوست داشته باشی گوش به حرف خدایت بکنی؛ دوست داشته باشی جوری لباس بپوشی که خواسته، تو بمانی با چند متر پارچه که درجه پختنت را هم بیشتر میکند! اما غمت نیست؛ دل وقتی بخواهد گرما و سرما نمیفهمد.
حالا بیایید معادله بالا را در زمان ماه مبارک رمضان حل کنیم، چه جوابی میگیرید؟
روزه +گرما + حجاب. دقیقا به خاطر همین ویژگیهاست که خیلی وقتها مشتاق “ریحانه” بودنمان میشویم. مشتاق برای این همه چیزهایی که خیلیهاش به راحتی کنار هم قرار نمیگیرد، و اگر امر او نباشد با دودوتا چهارتا کردنهای ما منطقی به نظر نمیرسند، اما وقتی که پای رفاقت تو وسط باشد، همهی معادلهها جور دیگری میشوند. جانباختن ها، دلدادن ها، دلکندن ها…


در این ماه خجسته، نسیم سحری جان مایه عشق را به گستره خاکیان می فرستد. شاخه های مهربان درختان، گونه به رنگ فلق می سایند. آبشاری از نور، خنده های شادمان خورشید را به زمینیان می بخشد و جوشش از شکوه آسمان را در بر می گیرد. جوانه های تبسم لب ها را شاداب از طراوت تغزلی دیگر کرده و همگی قدوم نوزادی را که سبب آفرینش است تبریک می گویند که یا محمّد! به جمع خاکیان دوستدارت خوش آمدی!
شامگه میلادت جاری شور و سرور، در کوچه های خلوت مکه، حکایتی تازه داشت و باد در گوش بلندترین نخل ها از پیش، خبر می برد و مژدگانی می گرفت. کنگره های کاخ ستم لرزیدند. دریاچه های کفر خشک شدند. آتشکده های الحاد به سردی گراییدند و آغوش اسلام به مولود خجسته خود مباهات کرد. محمّد آمد! ثمره خلقت آمد! پیامبر مهر به سرای دنیا خوش آمد!
ای بهار آفرینش! ای سبب خلقت! ای دستاویز هستی! مقدمت گلباران! ای آفتاب فروزان ادیان الهی! ای آخرین فرستاده حق به سوی بشر! کعبه از آمدنت در شادی است و آسمان مکه همراز شب های تنهایی خود را یافته است. شیشه کفر شکسته و خبر آمدنت در گوش ادیان و اعصار طنین انداخته است. قدومت مبارک ای پیام آور صلح و دوستی! ای تو که از حق آمدی و به حق برانگیخته شدی. آفتاب جهان فروز و عالم تاب توحید هستی که برف ظلم را آب کرده و نوید بهار می دهی! نامت بلند و دینت پاینده باد!
مژده رسیدن ماه ربیع الاول

این روزها که سپری می شود، حال و هوای دلم جور دیگری است. امسال هم محرم و صفر تمام شد و ربیع با مژده فرارسیدن بهار، تلنگری است که آیا دلت نیز بهاری شده است؟! ...
«این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است»
این کلام پیر و مراد این انقلاب امام خمینی(ره) است که شاید بارها آن را شنیده باشیم. اما تا بحال به معنای واقعی این سخن اندیشیده اید؟! محرم و صفر دو ماه متوالی است که در آنها به عزاداری برای آل الله می پردازیم و در عزای ایشان به سوگ می نشینیم.
دو ماه که با آغاز آن داغدار مصیبت های کربلا می شویم و با پایان آن از فراق پیامبر و رحمت امّت ناله می زنیم که بار پروردگارا إنّا نشکوا إلیک فقد نبیّنا. این دل شکستن ها و این اشک ها و ناله ها گرچه دل را غمین می کند امّا آن را جلا نیز می دهد که سنگ تا سوزش آتش نبیند گوهر نمی گردد. ذکر و یادآوری مصائب اهل بیت در این ایّام بهترین وسیله ای است که مسلمانی خود را محکی بزنیم و دوباره آن را بیدار و زنده کنیم تا یادمان نرود در کجای تاریخ ایستاده ایم و چه وظایفی بر دوش داریم.
محرم و صفر ایّامی است که چراغ دلمان را برای یکسال در پیش رو روشن کنیم تا مبادا در تاریکی های غفلت و گمراهی گم شویم. مبادا یادمان برود که در کربلا چه گذشت که «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» شعار همیشه اعصار است و کوفیان در طول تاریخ کم نبوده و نیستند(1) و مبادا یادمان برود که فلسفه اربعین چه بود که پاسداشت آن نشانه ایمان شمرده شده(2) و مبادا یادمان برود که امام حسن(علیه السلام) چرا صلح کرد تا معاویه های روزگارمان را بشناسیم و اسیر مکر و تزویر شیطان های درونمان نشویم.
و مبادا یادمان برود زمین تاب نمی آورد مصیبت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را و فراموش نکنیم و اشک ها و ندبه های شبانه روزی پاره تن پیامبر(صلی الله علیه و آله) را که جفای مردمان را با خون دل دید. مبادا یادمان برود که غربت تنها به بی بارگاهی مزار نیست، غربت به تنهایی و هجران از یاران و اصحاب نیکوست.
فراموش نکنیم هشتمین اختر با قدومش سرزمینمان را گلباران کرد و مبادا فراموش کنیم که شرط ایمنی از عذاب در دژ مستحکم لا اله الاّ الله جز پیروی از ولایت نیست. محرم و صفر بهترین فرصت بود تا مسلمانی مان را زیر و رو کنیم و به قول امروزی ها up to date شویم.
و اکنون سفر با صفر به پایان رسید...
صفر تمام شد، سفر ما نیز در تاریخ اسلام تا اینجا به پایان رسید. خدا کند مسافران، سالم به مقصد رسیده باشند و خدا کند محرم و صفر اسلاممان را زنده کرده باشد. و اکنون که ربیع، آمدن بهار را نوید می دهد، دلهایمان نیز بهاری شده باشد تا در بهار سبز ظهور مولایمان بتواند قامت راست کند و با افتخار بگوید «من شیعه مرتضی علی(علیه السلام)»ام. شیعه و پیرو واقعی او که همه روزهای سال مزیّن به افتخارات و جانبازی های اوست و زمین و زمان به داشتن او فخر می فروشد و به آسمانیان به داشتنش مباهات می کند. امروز اول ربیع الاول و یادآور یکی دیگر از ایّامی است که خداوند به وجود امام علی(علیه السلام) افتخار کرد!

او که جانش را می فروشد...
«وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ ...»؛ از مردم کسی هست که جان خویش را در راه رضایت خداوند می فروشد. (بقره/ 207)
این آیه نورانی در شب اوّل ربیع الاول در شأن امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) نازل شد. آن شب پیامبر(صلی الله علیه و آله) از شر کفّار از مکه به مدینه هجرت کردند و امام علی(علیه السلام) این قهرمان همیشه تاریخ با نثار جان خویش در بستر رسول الله(صلی الله علیه و آله) خوابیدند. آری، آن شب لیلة المبیت بود...
به زمین نگاه کنید...
غزالی در احیاء العلوم آورده است: در شبی که امیرمؤمنان علی(علیه السلام) در جای پیامبر(صلی الله علیه و آله) خوابید به جبرئیل و میکائیل خطاب رسید که من بین شما دو نفر برادری قرار دادم و عمر یکی از شما را بیش از دیگری قرار دادم. کدام یک از شما ایثار می کند که عمر طولانی از آن دیگری باشد؟ هر دو عمر طولانی را اختیار کردند. خطاب آمد: «به زمین نگاه کنید و ببینید که چگونه امام علی(علیه السلام) حیات خود را به برادرش پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نثار نموده و به جای او خوابیده و جان خود را فدای جان او نموده است. به زمین بروید و او را از شر دشمنان حفظ کنید.» آنها آمدند و جبرئیل در بالای سر امیرالمؤمنین و میکائیل در سمت پاهای آن حضرت نشست و ندا کرد: بخ بخ من مثلک یابن ابیطالب، خداوند در جمع ملائکه به تو مباهات فرمود. اینجا بود که آیه شریفه «وَ مِن الناس مَن یشری نفسه ابتغاء مرضات الله...» نازل شد.
شما نیز جان می فروشید؟!...
اگر آسمانیان و زمینیان به سرور و مولایمان علی(علیه السلام) افتخار می کنند و اگر خود را شیعه و پیرو آن حضرت می دانیم آیا حاضریم جان شیرین خود را در طبق اخلاص گذاشته و تقدیم امام زمانمان(عج) کنیم؟! همو که در این دو ماه محرم و صفر شب و روز بر مصیبت های پدران و آباء طاهرینش(علیهم السلام) خون گریه کرد.
آیا آن قدر دل هایمان را حسینی و زینبی و حسنی و نبوی و رضوی و در یک کلام ولایت پذیر کرده ایم که با آغوش باز جان خود را در راه سربازی مولا و مقتدایمان نثار کنیم؟! آیا محرم و صفر اسلاممان را زنده کرده است که در طلیعه ربیع، برای تماشای بهار ظهور آماده شویم؟ ما اکنون در کجای تاریخ ایستاده ایم و چه مسئولیتی بر دوش داریم؟ لحظه ای درنگ تا فردا خجل نباشیم!
پایان کلام...
حال که پیراهن مشکی ات را در می آوری، پیراهن سربازی مولا را بر تن کن و عزمت را راسخ که راه تو را می خواند...
پی نوشت ها:
1- یادمان نرود اگر حسینی نباشیم ناگزیر یزیدی می شویم و اگر «حرّ» نشویم بی تردید یوغ بندگی شیطان را به گردن می آویزیم! یادمان باشد آنهایی که در نینوا سر بریدند شکم هایشان انباشته از لقمه های حرام بود و فراموش نکنیم لعنت خدا بر آن کسانی است که ندای هل من ناصرٍ ینصرنی را بشنوند و به کربلا راضی شوند که اللهم العن العصابة الّتی حاربت الحسین و شایعت و بایعت و تابعت علی قتله- اللهم العنهم جمیعاً.
2- همواره برای خودمان یادآوری کنیم که چهل روز و شب آسمان و زمین خون گریستند و چهل روز و شب منزل به منزل کودکان مصیبت زده و رنج دیده را بردند تا امروز به رنج های کودکان غزه بی تفاوت نباشیم. مبادا یادمان برود زینب (سلام الله علیها) جز زیبایی ندید در این صحنه عشقبازی و جز زیبایی نیست در همه صحنه های عشقبازی در مقابل پروردگار. فراموش نکنیم صبر زینب (سلام الله علیها) از همان روز وداع با مادر آغاز شد تا در کربلا به بار نشست.
فهرست منابع و مآخذ
1- قرآن کریم
2- تفسیر المیزان- علامه طباطبایی (ره)
3- احیاء العلوم- غزالی- کتاب هفتم در بحث ایثار نفس.
4- بحارالانوار- ج19 و ج 36.
5- تقویم شیعه- عبدالحسین نیشابوری
رادفر
گروه دین و اند
شرط شجاعت

1- اولین شرط شهامت ، باکی است.
2- آن کس که دل با جرئت را راهنمای خود کرد ، در پیش او هر تاریکی روشن باشد.
3- آدم ترسو اگر مجبور به شجاعت شو تهور و دیوانگی می کند.
4- اشخاص شجاع و با جرئت بیش از همه کس می توانند جوانمردی و فتوت داشته باشند. اصلاً طبیعت آنها این طور سرشته شده است.
5- اگر بر ناتوان خشمگین شوی دلیل بر این است که قوی نیستی .
6- اگر کسی را تحقیر کردی معنایش این است که خودت بی شخصیت هستی.
7- برق باش که بدرخشی و بسوزانی، نه شمع که بر فروزی و خود را بکاهی.
8- بی رفیق شجاع ، شجاعت ممکن نیست.
9- ترسوها بی رحم اند، اما مردان جسور جوانمردی را دوست دارند و از نجات دادن افراد شاد می شوند.
10- تقدیر، ارباب مردان ترسو است و برده مردمان شجاع.
11- " تمسخر" سلاح ضعیفان است.
12- جوهر شجاعت در این نیست که شما نترسید ، بلکه در آن است که کسی نفهمد که ترسیده اید.
13- چنان که حکمت آغازهمه فضیلت هاست، شجاعت نیز درجه کمال آنهاست . زیرا از حکمت آنچه را که باید کرد یاد می گیریم و به وسیله شهامت آن را به جا می آوریم.
14- خون شهدای یک قرن چشمه ای است که نسل های قرون دیگر را سیراب می کند.
15- دلیری جز به استقبال خطر رفتن نیست.
دلیر به چه کسی گویند؟

1- دلیر کسی را گویند که همه ی کار و کردار وی برخاسته از خرد و دانایی و برابر با عقل باشد.
2- شجاع بی مهارت و تدبیر، زود فریب می خورد.
3- دلیری جز به استقبال خطر رفتن نیست.
4- شجاعت مغلوب کننده ی کلیه سلاح هاست.
5- شجاعت بزرگترین معّرف انسانیت است.
6- شجاعت در آن نیست که انسان خطر نبیند ، بلکه در این است که خطر را ببیند و بر آن غلبه کند.
7- شجاعت پایه فضایل است ؛ کسی که شجاعت ندارد فضایل در او تکمیل نخواهد شد.
8- کسی شهامت دارد که ترس را بشناسد و آن را مغلوب خود سازد.
9- شهامت بزرگترین صفت است ؛ زیرا صفات دیگر در سایه آن پا برجا می ماند.
10- فاتح ترین اشخاص جسورترین اشخاص اند.
11- قلب دلیر در سینه مردِ با شرف ، گوهری است در صندوق مقفـّل.
12- قهرمان واقعی کسی است که سبب شادی دیگران می گردد.
منبع : بخش اجتماعی سایت تبیان
معنی حقیقی شجاعت چیست؟

1 - معنی حقیقی شجاعت ، حُــّـریت و قوت قلب است . در مخاطرات نباید اضطراب و هیجان به شجاع دست دهد و هرچه قوت روح و لطافت قلب زیادت شود بر شجاعت می افزاید.
2 - مرد بی شهامت کسی است که در جایی که باید اعتراض کند خاموش بنشیند.
3 - نامداران جهان ، دلیرترین افرادند.
4 - نخستین شرطِ پیروزی ، دلیری است.
5 - همان طور که شجاعت مسری است، خیانت هم مسری است.
6 - شجاعت مانند عشق از امید تغذیه می کند.
7 - آن کس که شجاع است ،هرگز بیمی به دل راه ندهد .

8 - شجاعت به راستی زیر بنای همه صفات خوب است و سایر صفات نیک به آن وابسته است.
9 - با شهامت عمل کنید ، خواهید دید که نیروهای ناپیدا به یاری شما خواهند آمد.
10 - «شجاعت» فقدان و نبود ترس نیست ، کنترل و تسلط بر ترس است.
11 - کسانی که ترس را لمس نکرده باشند ، شجاعت را نخواهند آموخت.
12 - شهامت بزرگترین صفت بشری است، زیرا صفات دیگر در سایه آن پابرجا می مانند .
13 - امید و شجاعت ، دو الماس درخشانند که در تاج موفقیت جای دارند.
14 - « شجاع » یک بار و «ترسو» روزی هزار و یک بار می میرد!
منبع : بخش اجتماعی سایت تبیان
مهارت دریانورد در طوفان و شجاعت سرباز در میدان جنگ، ظاهر می گردد، باطن و سیرت مردم را در حین بدبختی و مصیبت آنها ، می توان شناخت .آدم شجاع یکبار می میرد ولی ترسو هزار بار .
حدیث (1) امام على علیه السلام :
اَلشَّجاعَةُ عِزٌّ حاضِرٌ، اَلجُبنُ ذُلٌّ ظاهِرٌ؛
شجاعت عزّتى است آماده، ترس ذلّتى است آشکار.
غررالحکم، ج1، ص152، ح572
حدیث (2) امام على علیه السلام :
اَلشَّجاعَةُ نُصرَةٌ حاضِرَةٌ وَفَضیلَةٌ ظاهِرَةٌ؛
شجاعت، نصرتى نقد و فضیلتى آشکار است.غررالحکم، ج2، ص30، ح1700
حدیث (3) امام على علیه السلام :
اَلسَّخاءُ وَالشَّجاعَةُ غَرائِزُ شَریفَةٌ، یَضَعُهَا اللّه سُبحانَهُ فیمَن أَحَبَّهُ وَامتَحَنَهُ؛
سخاوت و شجاعت خصلت هاى والایى هستند که خداوند سبحان آن دو را در وجود هر کس که دوستش داشته و او را آزموده باشد مى گذارد.غررالحکم، ج2، ص56، ح1820
حدیث (4) امام على علیه السلام :
جُبِلَتِ الشَّجاعَةُ عَلى ثَلاثِ طَبائِعَ، لِکُلِ واحِدَةٍ مِنهُنَ فَضیلَةٌ لَیسَت لِلخرى: اَلسَّخاءُ بِالنَّفسِ وَالنَفَةُ مِنَ الذُّلِّ وَطَلَبُ الذِّکرِ ... ؛
شجاعت بر سه خصلت سرشته شده که هر یک از آنها فضیلتى دارد که دیگرى فاقد آن است: از خودگذشتگى، تن ندادن به خوارى و ذلّت و نامجویى.تحف العقول، ص 323
حدیث (5) امام على علیه السلام :
ثَمَرَةُ الشَّجاعَةِ الغیرَةُ؛
غیرت میوه شجاعت است.غررالحکم، ج3، ص328، ح4620
حدیث (6) امام صادق علیه السلام :
ثَلاثَةٌ لاتُعرَفُ إِلاّ فى ثَلاثِ مَواطِنَ: لایُعرَفُ الحَلیمُ إِلاّ عِندَ الغَضَبِ وَلاَ الشُّجاعُ إِلاّ عِندَ الحَربِ وَلا أَخٌ إِلاّ عِندَ الحاجَةِ؛
سه کس اند که جز در سه جا شناخته نمى شوند: بردبار جز در هنگام خشم، شجاع جز در جنگ و برادر جز در هنگام نیازمندى.بحارالأنوار، ج78، ص229، ح9
حدیث (7) امام على علیه السلام :
لا أَشجَعَ مِن لَبیبٍ؛
شجاع تر از خردمند، وجود ندارد.غررالحکم، ج6، ص373، ح10591
حدیث (8) امام على علیه السلام :
لَو تَمَیَّزَتِ الشیاءُلَکانَ الصِّدقُ مَعَ الشَّجاعَةِ وَکانَ الجُبنُ مَعَ الکَذِبِ؛
اگر خصلت ها از یکدیگر متمایز و جدا شوند، هر آینه راستى با شجاعت باشد و بزدلى با دروغ.غررالحکم، ج5، ص118، ح7597
با ریختن خون عزیز ما، تایید شد انقلاب ما. این انقلاب باید زنده بماند، این نهضت باید زنده بماند، و زنده ماندنش به این خونریزی هاست. بریزید خونها را؛ زندگی ما دوام پیدا می کند. بکشید ما را؛ ملت ما بیدارتر می شود. ما از مرگ نمی ترسیم؛ و شما هم از مرگ ما صرفه ندارید. دلیل عجز شماست که در سیاهی شب، متفکران ما را می کشید. برای اینکه منطق ندارید. اگر منطق داشتید که صحبت میکردید؛ مباحثه میکردید. لکن منطق ندارید، منطق شما ترور است...
«امام خمینی(ره)»

پی نوشت: سیبِ سرخی سر نیزه است، دعا کنید ما هم اینچنین کال نمانیم، به شهادت برسیم.
«شهید دانشمند مصطفی احمدی روشن»








































